حرمت خانواده شهداء را دریابیم

حفظ حرمت و کرامت خانواده شهدا بر همه واجب است

شاید اکنون پس از دو جنگ در یک سال اخیر بسیاری از نسل جوان به خوبی با مفهوم شهادت و ایثار آشنا شده باشند؛ همانند نسل هایی که دفاع مقدس هشت ساله را دیده بودند و می‌دانستند شهدا و ایثارگران و جانبازان و رزمندگان چه جان افشانی هایی کرده اند. روزهایی بود که آمریکا و اسرائیل مردم غیرنظامی و حتی کودکان معصوم ما را بمباران می‌کردند و تنها نیروهای نظامی خودمان بودند که در حال دفاع از ما بودند. رزمندگانی که پای پرتابگر موشک ها هنگام شلیک برای مردم ایران قلب می فرستادند در حالی که می‌دانستند ممکن است چند دقیقه دیگر شهید شوند و صلابت و رشادت نشان می دادند. رزمندگانی که در اصفهان با متجاوزان بیگانه درگیر شدند و تلاش آن‌ها را ناکام کردند و دلاورانه مقابل دشمنی تا دندان مسلح ایستادند و برخی در عین ایستادگی بدون واهمه شهید شدند. کسانی که در جایگاه خود در حال خدمت بودند و شهید شدند.

خانواده این عزیزان کسانی هستند مانند خود آن شهدا. دست کم خانواده شهدا از بسیاری از کارها دوری می کنند چون نمی توانند پا روی خون عزیزانشان بگذارند. آنها با مفهوم ایثار آشنا هستند. هرجایی کار می کنند سالم و درست کار می کنند و از فساد دوری می کنند. قبلا در مورد خانواده شهدای دفاع مقدس هشت ساله دیده بودیم اکنون نیز در مورد خانواده شهدای جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان خواهیم دید. از این رو، حفظ حرمت و کرامت خانواده شهدا وظیفه ماست. اگر آنها نبودند و عزیزشان شهید نمی شد معلوم نبود بر سر ایران و ما مردم ایران چه می آمد.

بر اساس شنیده هایی که به گمان شکن رسیده است بسیاری از خانواده شهدا که همگی در کار خود متخصص بوده اند و هیچ لکه سیاهی در کارنامه ندارند و حتی توانسته اند در کار خود در میان رتبه های برتر کشوری باشند مورد بی مهری قرار گرفته اند. آنچه که به ما رسیده است اغلب در ساختار اصلی یا زیرمجموعه های وزارت جهادکشاورزی بوده است اعم از سازمان های مهمی مانند دامپزشکی تا شرکت های مادر متعلق به این وزارتخانه، که اغلب نام پرمغز «جهاد» را بر خود دارند. کسانی که کارشان بی عیب بوده است و هیچ نقطه مبهمی نداشته اند به دلایل واهی یا حتی به دلیل گرایش سیاسی و شاید به دلیل نداشتن پشتوانه سیاسی یا به اصطلاح نداشتن عکس یادگاری با عبد و عبید از کار برکنار شده اند و دیگر در جایی نیستند یا از آنها برای ایستادن مقابل رویه های نادرست شکایت شده است و انواع بی حرمتی ها را دیده اند. اگر حتی جای آنها به کسانی کاردان تر داده می شد سخنی نبود؛ چه بسا بهتر بود زیرا کشور افراد کاردان می خواهد؛ درد اینجاست که این عزیزان که در کار خود کاردان بوده اند و جای آنها را افراد حاشیه دار یا ناکاردان گرفته است. خانواده شهدا هم ماه ها سر دوانده اند تا بالاخره از سر بازشان کنند. دور کردن خانواده شهدا و ایثارگران متخصص از جایگاه تخصصی خود شائبه هایی سنگین ایجاد می نماید که ممکن است ورود برخی نهادهای انقلابی و نظارتی جهت بررسی علل وقوع مراتب ضروری باشد.

مسئولینی که اکنون به صندلی خود دلخوش اند باید بدانند بودن آنها در آن صندلی از سایه شهدا و مردم جان بر کف است؛ وگرنه آنها شاید به نان شب محتاج می شدند. همین مسئولان گهگاه دم از شهدا می زنند یا آرزوی شهادت می کنند؛ از آنها نمی خواهیم شهید شوند اما دست کم پاسدار خون شهدا و حافظ حرمت خانواده شهدا باشند. نه تنها خانواده شهدا بلکه همه مردم. چه بسیار انسان های نجیب و پاکی که همیشه و در زیر بمباران در خیابان ها بودند و یک ساعت و یک شب خیابان را رها نکردند و ادعایی هم نداشتند. مسئولان ده دقیقه اگر در خیابان دیده می شدند باید ده نفر عکس می گرفت و در رسانه ها از شهامت آنها گفته می شد؛ مقایسه کنید با مردم بی ادعا و نجیب.

↑
خروج از نسخه موبایل