آیا وزارت آموزش و پرورش اساساً شأنی برای معلم قائل است؟

سال‌های سال است که معلمان در اعیاد و مناسبت‌های ملی و مذهبی از مواهب و مزایایی محروم هستند که کارمندان دیگر ارگان‌های دولتی و خصوصی به وفور از آن برخوردارند. گروه‌ها و تشکل‌های فرهنگیان در فضای مجازی فعالیت‌های گسترده‌ای در احقاق این حق برای جامعه‌ی فرهنگی انجام می‌دهد؛ فعالیت‌هایی که هر چه بیشتر می‌شود نتیجه‌ی کمتری می‌دهد و نبود گوش شنوا در میان مسئولان به تحقیر روزافزون آنان منجر شده است.
در دولت دکتر پزشکیان به صورت نامنظم و گاه‌گاه مبالغی ناچیز به حساب معلمان به بهانه‌ی روز معلم یا بازگشایی مدارس واریز شد؛ اما رویه‌ی زشت و خسارت‌بار وزارت آموزش و پرورش که پرداخت این مبالغ ناچیز را از طریق رسانه‌های مختلف و به ویژه صدا و سیما در بوق و کرنا می‌کند، همان رضایت حداقلی را نیز که می‌توانست در بدنه‌ی فرهنگیان کشور به وجود بیاورد با کج‌سلیقگی به نارضایتی تبدیل کرد. لگدکوب کردن عزت نفس جامعه‌ی فرهنگی کشور با لیست کردن پرداختی‌های دو یا سه میلیون تومانی در ردیف دستاوردهای وزیر آموزش و پرورش، نمایش‌های سردرگمی همچون کارت سپینو و مواردی از این‌ دست، هیچ تناسبی با ادعاهای کرسی‌نشینان آن وزارت‌خانه در تکریم مقام معلم ندارد.
هر گاه سخن از وضعیت اسفبار معیشت فرهنگیان می‌شود وزرا و معاونان وزارت‌خانه در طول ادوار مختلف از مقام شامخ معلم و سرمایه‌ی معنوی‌ای سخن گفته‌اند که معلمان به وجود می‌آورند؛ این در حالی است که حدود یک‌سوم از حقوق ناچیزی که وزارت‌ با دست و دل‌بازی به حساب معلمان واریز می‌کند به دلیل کسورات قانونی و غیرقانونی از حساب آنان کسر می‌شود. حقیقت این است که در زیر فشارهای کمرشکن اقتصادی در سال‌های اخیر، اولین چیزی که بی‌معنا می‌شود همین شعارهاست؛ زیرا فرهنگیان به چشم خود می‌بینند که جامعه آنان را به چشم ترحّم نگاه می‌کند.
تعطیلی‌ها پی در پی، وضعیت فاجعه‌بار آموزشی و سطح نازل تحصیلی دانش آموزان که در نتیجه‌‌ی غلبه‌ی نگاه آمارمحور مسئولان روز به روز بدتر می‌شود بیش از هر چیز به اعتبار معلمان آسیب رسانده است.
حقیقت این است اگر مسئولان عالی‌رتبه‌ی دولت و وزارت آموزش و پرورش اولویت خود را تأمین معیشت و تضمین امنیت مالی فرهنگیان قرار ندهند و صرفاً به دنبال نمایش‌های پر هزینه و بی‌فایده باشند آینده‌ی کشور بسیار تیره و تار خواهد بود.
معلم با هزار مشغله‌ی فکری نمی‌تواند کیفیت مطلوب خود را در کلاس درس ارائه دهد. خاصه اینکه نسل جدید دانش آموزان با گسترش فضای مجازی به بسیاری از هنجارهای اخلاقی و ارزش‌های فرهنگی جامعه‌ی خود پشت کرده است؛ در تقابل‌های مستقیم و ناخواسته‌ای که میان دانش‌آموزان با معلمان رخ می‌دهد همواره دیوار معلم کوتاه‌ترین است و رسانه‌های جمعی نیز بدون تحقیق در چند و چون این قبیل وقایع که اغلب حاصل ماجراجویی دانش‌آموزان است یک‌صدا در حمایت از والدینی که از تربیت فرزندان خود عاجز مانده‌اند حکم به گناهکار بودن معلمان می‌دهند. در چنین فضای آشفته، ناامن و پر سوء ظنی معلمان همان احترام حداقلی را نیز از دست می‌دهند؛ زیرا از همه سو و از قبل متهم و مجرم شناخته می‌شوند.
برای اکثریت جوانان شاغل در آموزش و پرورش این حرفه آخرین گزینه برای فعالیت بوده است که از سر ناچاری و گریز از بیکاری به آن پناه آورده‌اند. وزیر آموزش و پرورش باید بیش از اینکه وقت خود را صرف مصاحبه در اموری کند که مطلقاً در حیطه‌ی وظایف و اختیارات او نیست به این آسیب‌ها رسیدگی کند. وضعیت معیشتی معلمان را دریابید آقای وزیر!

↑
خروج از نسخه موبایل