عبدالرضا داوری
در میان همه عبارات بهکاررفته در پیام رهبر معظم انقلاب درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا، شاید هیچ جملهای به اندازه این عبارت کوتاه مورد توجه قرار نگرفته باشد:
«بنده علیالاصول نظر دیگری داشتم…»
در نگاه نخست، این جمله صرفاً اشارهای به وجود اختلاف نظر در فرآیند تصمیمگیری به نظر میرسد، اما با اندکی دقت در ادبیات سیاسی و حقوقی زبان فارسی، روشن میشود که انتخاب واژه «علیالاصول» اتفاقی نیست و حامل پیام مهمی درباره ماهیت این اختلاف نظر است.
در زبان سیاسی و حقوقی، «علیالاصول» به معنای «بر اساس اصل اولیه»، «در حالت عادی» یا «مطابق ارزیابی اولیه» است. هنگامی که یک مقام سیاسی میگوید «علیالاصول نظر دیگری داشتم»، در واقع نمیگوید «مخالف بودم» یا «این تصمیم را اشتباه میدانستم». او میگوید که بر اساس ارزیابی اولیه خود، ترجیح یا جمعبندی دیگری داشته است، اما در ادامه عواملی پدید آمده که او را به پذیرش تصمیم نهایی رسانده است.
به همین دلیل، اگر آقامجتبی قصد داشتند مخالفت بنیادین خود را با توافق بیان کنند، میتوانستند از عباراتی بسیار صریحتر استفاده کنند؛ عباراتی مانند «با این تصمیم موافق نبودم» یا «با این توافق مخالف بودم». اما ایشان آگاهانه چنین نکرده و به جای آن از واژهای استفاده کرده که میان «اختلاف نظر» و «مخالفت راهبردی» فاصله ایجاد میکند.
از همین نکته میتوان به یک نتیجه مهم رسید: به احتمال زیاد، اختلاف نظر رهبری با رئیسجمهور و همه اعضای شورای عالی امنیت ملی، به حژ سرپرست وزارت اطلاعات بر سر اصل تنشزدایی یا اصل توافق با آمریکا نبوده است.
اگر اختلاف بر سر اصل توافق بود، دشوار بود که در نهایت اجرای آن مجاز اعلام شود و پیامی در حمایت از تصمیم اتخاذشده صادر گردد. بنابراین محتملتر آن است که اختلاف در سطح دیگری قرار داشته باشد؛ یعنی در سطح زمانبندی، میزان ریسکپذیری، نوع تضمینهای اخذشده از آمریکا یا میزان اطمینان به پایبندی طرف مقابل.
به بیان دیگر، میتوان تصور کرد که رئیسجمهور و اکثریت اعضای شورای عالی امنیت ملی به این جمعبندی رسیده بودند که فرصت ایجادشده برای پایان دادن به یک دوره طولانی تنش باید مورد استفاده قرار گیرد و منافع توافق از مخاطرات آن بیشتر است. در مقابل، رهبری احتمالاً با احتیاط بیشتری به موضوع مینگریسته و نگران بوده است که تجربههای گذشته، بهویژه بدعهدیهای آمریکا، بار دیگر تکرار شود.
در چنین صورتی، معنای عبارت «علیالاصول نظر دیگری داشتم» این خواهد بود که ارزیابی اولیه رهبری بر ضرورت احتیاط بیشتر، اخذ تضمینهای محکمتر و اطمینان بالاتر از اجرای تعهدات استوار بوده است، نه اینکه اصل توافق را مردود بداند.
اتفاقاً ادامه پیام نیز همین برداشت را تقویت میکند. زیرا بلافاصله پس از اشاره به «نظر دیگر»، از تعهدات پذیرفتهشده توسط رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی سخن گفته میشود و سپس در پایان پیام نیز تأکید اصلی بر تحقق شروط توافق و جلوگیری از زیادهخواهی احتمالی آمریکا قرار میگیرد.
این ساختار نشان میدهد که دغدغه اصلی رهبری نه اصل توافق، بلکه کیفیت توافق و نحوه اجرای آن بوده است.
اما اهمیت واقعی این عبارت شاید در جای دیگری نهفته باشد.
در نظامهای سیاسی، معمولاً رهبران یا از تصمیمی حمایت میکنند یا با آن مخالفت میورزند. کمتر پیش میآید که یک رهبر همزمان هم از وجود اختلاف نظر خود سخن بگوید و هم تصمیم نهایی را بپذیرد. آقامجتبی با استفاده از عبارت «علیالاصول نظر دیگری داشتم» دقیقاً همین کار را انجام میدهد.
او از یک سو استقلال رأی خود را حفظ میکند و نشان میدهد که جمعبندی اولیه متفاوتی داشته است. از سوی دیگر، مشروعیت تصمیم جمعی نهادهای مسئول را نیز به رسمیت میشناسد و آن را مبنای عمل قرار میدهد.
به همین دلیل، این عبارت را میتوان فراتر از یک توضیح سیاسی، نوعی اعلام روش حکمرانی نیز دانست؛ روشی که میان «حق داشتن نظر» و «حق تحمیل نظر» تفاوت قائل میشود.
در این چارچوب، رهبر میتواند نظر متفاوتی داشته باشد، اما وقتی رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی مسئولیت تصمیم خود را میپذیرند و تعهدات لازم را ارائه میکنند، تصمیم جمعی حاکمیت را نیز میپذیرد و از مرحله اختلاف نظر به مرحله نظارت بر اجرای تصمیم منتقل میشود.
شاید به همین دلیل باشد که مهمترین معنای عبارت «علیالاصول نظر دیگری داشتم» نه در خود اختلاف نظر، بلکه در نحوه عبور از آن اختلاف نهفته است. این عبارت نشان میدهد که در عصر رهبری سوم، اختلاف نظر در بالاترین سطوح حاکمیت میتواند وجود داشته باشد، اما در نهایت از طریق سازوکارهای نهادی و پذیرش مسئولیت توسط نهادهای مسئول حلوفصل شود.
از این منظر، «علیالاصول نظر دیگری داشتم» صرفاً یک جمله نیست؛ بلکه توصیفی فشرده از یک شیوه جدید مدیریت اختلاف در درون حاکمیت است.
