رضا رضائی
اعلام گذرگاه (کریدور) جدید دریایی در جنوب تنگه هرمز از سوی عمان، در نگاه اول شاید صرفاً یک تغییر فنی در مسیر عبور کشتیها به نظر برسد؛ اما واقعیت این است که موضوع ابعاد بسیار بزرگتری دارد و میتواند در آینده بر نحوه مدیریت مهمترین آبراه انرژی جهان اثر بگذارد.
آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، بیش از آنکه رقابت بر سر چند مایل دریایی آب باشد، رقابت بر سر مدیریت، نظارت و مرجعیت در این گذرگاه راهبردی است.
در هفتههای اخیر و پس از ایجاد محدودیتهایی در مسیر سنتی جداسازی ترافیک دریایی (TSS)، ایران مسیر موقتی را در محدوده آبهای خود معرفی کرد و سازوکارهایی برای هدایت و هماهنگی عبور کشتیها در نظر گرفت. در ادامه، عمان نیز از ایجاد یک کریدور جدید در جنوب تنگه خبر داد؛ مسیری که با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) و با هدف حفظ جریان تجارت جهانی طراحی شده است.
اما سؤال اصلی اینجاست؛ آیا ایجاد این مسیر جدید به معنای کاهش نقش ایران در تنگه هرمز است؟
پاسخ کوتاه، خیر است.
ایران جایگاه خود در تنگه هرمز را از یک مسیر کشتیرانی به دست نیاورده که با تغییر همان مسیر آن را از دست بدهد. برتری ایران در هرمز ریشه در جغرافیا دارد. سواحل طولانی شمال تنگه، جزایر راهبردی قشم، لارک و هرمز، زیرساختهای نظارتی و موقعیت منحصربهفردی که طی دههها شکل گرفته، مزیتهایی نیستند که با ترسیم یک کریدور جدید از بین بروند.
با این حال نباید از چالش اصلی غافل شد.
نگرانی واقعی این نیست که کشتیها چند کیلومتر شمالتر یا جنوبتر حرکت کنند؛ نگرانی آن است که به تدریج مرکز ثقل مدیریت ترافیک دریایی از سازوکاری که ایران در آن نقش محوری دارد به سازوکار دیگری منتقل شود. اگر شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران بینالمللی و نهادهای دریایی جهان در بلندمدت کریدور جنوبی را به عنوان مسیر اصلی خود انتخاب کنند، طبیعتاً بخشی از نقش عملیاتی ایران در مدیریت عبور و مرور کشتیها کاهش خواهد یافت.
در واقع موضوع امروز هرمز، مسئله حاکمیت نیست؛ مسئله مرجعیت است.
از سوی دیگر باید توجه داشت که هیچکس نمیتواند ایران را از معادلات تنگه هرمز حذف کند. براساس حقوق بینالملل دریاها، ایران و عمان دو کشور ساحلی این تنگه هستند و هر ترتیبی برای مدیریت بلندمدت آن، ناگزیر باید با مشارکت هر دو کشور شکل بگیرد.
ضمن آنکه تصور مصونیت کامل کریدور جنوبی نیز چندان واقعبینانه نیست. امنیت تنگه هرمز تابع امنیت کل منطقه است. اگر روزی بحرانی جدی یا درگیری گستردهای در منطقه رخ دهد، هیچ مسیر دریایی در هرمز از امنیت مطلق برخوردار نخواهد بود. تجربه دهههای گذشته نشان داده که امنیت این آبراه تنها زمانی پایدار میماند که همکاری میان کشورهای ساحلی، شرکتهای کشتیرانی و نهادهای بینالمللی برقرار باشد.
نکته مهم دیگر این است که عمان نیز به خوبی میداند ثبات تنگه هرمز بدون همکاری ایران امکانپذیر نیست. اقتصاد عمان، بنادر این کشور و حتی اعتبار بینالمللی مسقط به عنوان یک میانجی منطقهای، همگی به امنیت این آبراه گره خوردهاند. به همین دلیل بعید است عمان خواهان شکلگیری سازوکاری باشد که به حذف یکی از دو بازیگر اصلی تنگه منجر شود.
آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، حضور فعال ایران در همه فرآیندهای فنی، حقوقی و سیاسی مرتبط با آینده تنگه هرمز است. اگر قرار باشد مسیرهای موقت امروز به رویههای دائمی فردا تبدیل شوند، ایران باید در طراحی و مدیریت آن نقش مستقیم داشته باشد؛ نه آنکه صرفاً نظارهگر تصمیماتی باشد که دیگران اتخاذ میکنند.
در نهایت باید پذیرفت که قدرت در تنگه هرمز تنها با شناور نظامی یا استقرار تجهیزات ساحلی تعریف نمیشود. قدرت واقعی متعلق به کشوری است که بتواند امنیت بیشتر، خدمات ناوبری بهتر، هماهنگی مؤثرتر و اعتماد بالاتری برای جامعه جهانی دریانوردی فراهم کند.
ایران همچنان از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز برخوردار است. مسئله امروز حفظ این مزیتها و تبدیل آنها به یک نقش پایدار و پذیرفتهشده در مدیریت آینده این آبراه است؛ آبراهی که بدون مشارکت ایران، هیچ نظم پایداری در آن شکل نخواهد گرفت.
منابع
- کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)
- سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)
- مرکز اطلاعات دریایی مشترک (JMIC)
- اداره ملی آبنگاری عمان
- اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)
- بیانیههای رسمی ایران و عمان درباره همکاری در مدیریت ناوبری تنگه هرمز
