یک هفته ای هست که یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا رسمی شده است و چند روزی است که امضا شده است؛ این یادداشت تفاهم می بایست پیش زمینه ای برای کاهش تنش و دوری از جنگ باشد و انتظار می رفت که برای ایران درو کردن نتایج پیروزی در جنگ باشد. اما چه نتیجه ای داشته است؟ هیچ! نه دارایی های ایران آزاد شده اند، نه تحریم های اصلی کم شده اند، نه آتش بس در همه جبهه ها رعایت شده است و نه هیچ ضمانتی برای وفای به عهد آمریکا و اسرائیل وجود دارد. این تفاهم گاو نری است که نمی شود دوشید.
هر روز آمریکایی ها به نوعی بدعهدی می کنند و سخنان بی ربط می گویند و شروط جدید اضافه می کنند. زد و خورد های کوچک در آب های خلیج فارس و دریای عمان تمام نشده است و آمریکا نیروهای خود را برگشت نداده است.
جبهه جنگ در لبنان تنش بیشتری را دیده است نسبت به پیش از تفاهم؛ در حالی که لبنان بخشی از تفاهم بود و شرط تفاهم توقف جنگ در همه جبهه ها بود. از این هم بگذریم که اسرائیل همچنان در حال بمباران چند ساختمان نیمه مخروبه و ترور رهبران سیاسی حماس است.
در ایران علاوه بر بدعهدی طرف غربی و وجود زد و خورد در آب های جنوبی کشور چند روزی است که هر روز به یک زیر ساخت بانکی حمله می شود و از دسترس خارج می شود. نیازی نیست نابغه باشیم تا بدانیم که حمله به زیر ساخت ها یک عملیات خرابکاری است که دشمن از داخل و خارج مدیریت می کند. اتفاقا حملات به بانک ها با آسیبی که به وضع اقتصادی می زند از صد حمله هوایی بدتر است.
وضعیت فروش نفت و صادرات و واردات هم چندان تعریفی نیست. پس این تفاهم چه مشکلی از ایران حل می کند؟ چرا باید ما منتظر بنشینیم ببینیم چه وقتی آمریکایی ها خسته می شود و دست از سر ما بر می دارند؟!
دولت و شعام شرط کرده است که حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت را در این دور ماز مذاکرات حفظ کند. اگر ما صبر کرده ایم تا دشمن بر ما رحمت آرد، چنین نمی شود. دشمن مرگ ما را می خواهد. مردم ایران با گرانی و کمبود سر می کنند و هر روز بخاطر خرابکاری در زیرساخت بانک ها عذاب می کشند؛ حقوق مردم ایران چه شد؟
در لبنان اسرائیل با ماندن در لبنان روزانه به جنگ علیه حزب الله ادامه می دهد و گویا ما هم نشسته ایم ببینیم آخرش چه می شود. منتظریم شهادت روزانه نیروهای حزب الله را ببینیم و شاهد تضعیف جبهه مقاومت باشیم؟
