آنچه در کتب درسی بهعنوان «زادگاه اصلی دموکراسی» معرفی شده، با پژوهشهای جدید تاریخی تطابق ندارد. بررسیها نشان میدهد که نخستین مجمع عمومی سیاسی، بهعنوان بنیاد حکومت مردمی، در تمدن سومر (بینالنهرین) شکل گرفته است.
در شهرهای آزاد سومر که کهنترین شهرهای مستقل تاریخ بشر به شمار میروند، قدرت سیاسی در «مجمع شهر» متمرکز بود. این مجمع که از مردان بالغ آزاد تشکیل مییافت، در تمام امور مهم اجتماعی حق تصمیمگیری داشت و اعضای آن از استقلال رأی کامل برخوردار بودند. اختیارات «حاکم شهر» بهشدت محدود و ادارۀ امور روزمره نیز بر عهدۀ «شورای معمرین» بود. این ساختار که «دموکراسی بدوی» نام گرفته، از طریق شهرهای فنیقی به کرانههای آسیای صغیر راه یافت و در دولتهای خودمختار ایونی (یونان غربی) به کار گرفته شد.
بر این اساس، دیدگاه مورخانی مانند فورست که معتقدند یونانیان الگوی آمادهای برای دموکراسی در اختیار نداشتهاند، مردود اعلام شده است. همچنین این نظریه که کنستیتوسیون (قانون اساسی) اختراع اسپارتیان بوده، نیز باطل شمرده میشود. آنچه در ایونی بهعنوان «دموکراسی محدود» شناخته شده، در واقع تکاملیافتۀ همان ساختار کهن سومری است و بهیقین از کنستیتوسیون کرت و کارتاژ پیشرفتهتر نبوده است.
کهنترین نوشتۀ مضبوط در باب نظریۀ سیاسی، متعلق به هرودوت، مورخ یونانی سدۀ پنجم پیش از میلاد است. او در کتاب خود گفتوگویی را روایت میکند که در آن بزرگان پارس دربارۀ نیکوترین شیوۀ حکمرانی به بحث نشستهاند. هرودوت تأکید دارد که این سخنان «بدون تردید ادا شده است» و روایت او افسانه نیست، هرچند بسیاری از یونانیان آن را باور نداشتند.
در این گفتوگو، سه نظام اصلی حکومت به بحث گذاشته میشود:
سخنگوی دموکراسی (اتانس) پایۀ استدلال خود را بر نقد حکومت فردی مینهد. او معتقد است که حکومت فردی، هرچند به دست شایستهترین مردمان سپرده شود، سرانجام به خودکامگی میانجامد؛ چراکه قدرت سبب میشود فرمانروا خود را برتر از همگان بداند و از اعتدال خارج شود. به باور او، «ایزونومی» (مساوات حقوقی و قانونی) عنوان برازندهای است که در آن مردم و دولت یکی خواهند بود. در نظام دموکراسی، انتخاب کارگزاران و داوران به قرعه خواهد بود و امور بر تبادل افکار خواهد گذشت.
در مقابل، سخنگوی الیگارشی (مگابیز) ضمن پذیرش نقد اتانس بر حکومت فردی، پیشنهاد او را برای سپردن قدرت به مردم نمیپذیرد. او معتقد است هیچ چیز لگامگسیختهتر از جمعیت بیکفایت نیست و حکومت توده، ویرانگرتر از استبداد فردی است؛ چراکه تیران دستکم میداند چه میکند اما توده هیچ نمیداند. او پیشنهاد میدهد که گروهی از شایستهترین مردمان برگزیده شوند و حکومت به ایشان سپرده شود.
سخنگوی سلطنت (داریوش) هر دو نظام پیشین را مردود میشمارد. او استدلال میکند که در حکومت نخبگان، اختلاف سلیقه و کشمکش بر سر ریاست، دشمنی و خونریزی را در پی خواهد داشت و سرانجام به تیرانی میانجامد. در دموکراسی نیز فساد رایج میشود و مفسدان با دستهبندیهای پنهانی کار دولت را تباه میکنند. سپس یکی از آنان به سرکردگی مردم برمیخیزد، مفسدان را برمیاندازد و ستایش مردم را به دست میآورد و سرانجام خود صاحب اختیار مطلق میگردد. بنابراین، حفظ آیین پادشاهی بر همگان واجب است.
نکتۀ قابل تأمل این است که اتانس، سخنگوی دموکراسی، پس از شکست در متقاعد ساختن یارانش، شرط میکند که او و بازماندگانش نه فرمانروا باشند و نه فرمانبردار، و این شرط پذیرفته میشود. هرودوت مینویسد: «اتانس و خاندانش یگانۀ خانوادۀ آزاد در سراسر خطۀ پارس هستند»؛ آزاد از این جهت که نه مطیعاند و نه مطاع، هرچند جانب قوانین پارس را نگه میدارند.
برخی پژوهشگران معاصر، از جمله بری در کتاب «مورخان قدیم یونان»، معتقدند اشارۀ صریح اتانس به قاعدۀ قرعهکشی، ضمن دفاع از دموکراسی، الزاماً ریشۀ یونانی ندارد و در ایران باستان نیز قرعه مرسوم بوده است. همچنین موقعیت ممتاز اتانس که «نه فرمانروا باشد و نه فرمانبردار» قرینهای در اندیشۀ دموکراسی یونانی داشت. به گمان برخی محققان، بحث دموکراسی در گفتوگوی بزرگان پارس، به شهر شوش (پایتخت هخامنشیان) راه یافته باشد.
در نقد دموکراسی، آنچه سخنگوی الیگارشی ترسیم کرده، بدترین شقوق حکومت مردم یعنی حکومت عوام بیدانش و فرهنگ است. مخالفان دموکراسی معتقد بودند که اگر عوامالناس رشتهکارها را قبضه کنند، دستگاهی ویرانگر بهسان رودخانهای در طغیان وحشی زمستانی برپا میدارند. در چارهجویی این نقد، اندیشۀ «کنستیتوسیون مختلط» (ترکیبی از سه نظام) پدید آمد که نمونههایی از آن در قانون اساسی کارتاژ و بعدها در روم باستان به کار گرفته شد.
از سوی دیگر، هرودوت در اشاره به دموکراسی آتن، این نوع حکومت را مایۀ ابتکار فردی و اعتمادبهنفس میداند. نکتۀ دیگر اینکه دفاع از سلطنت مطلقه در این گفتوگو پایۀ عقلانی قوی ندارد و اعتبارش تنها به سنت پادشاهی است. همچنین این ادعا که «منبع آزادی» میراث نظام پادشاهی است، مأخذ تاریخی ندارد.
بر اساس این روایت، آنچه امروز بهعنوان میراث دموکراتیک جهان شناخته میشود، نه صرفاً یک ابتکار یونانی، بلکه حاصل تعامل تمدنهای کهن بینالنهرین، آناتولی، ایران و یونان است. نخستین مجمع سیاسی تاریخ مدون بشر در سومر شکل گرفت، از طریق فنیقیها به ایونیه رسید، و در آتن به دموکراسی شناختهشده تبدیل شد. همچنین گفتوگوی بزرگان پارس، کهنترین متن سیاسی موجود، نشان از آشنایی ایرانیان با مفاهیم مشارکت مردمی داشته و سیاست ایران در اعلام دموکراسی در شهرهای ایونی، مؤید این ادعاست.
تلخیص از کتاب تاریخ فکر از سومر تا یونان و روم، نوشتۀ فریدون آدمیت، صفحات 125 تا 133.
