عهد بوق؛ روایتی از کهنگی و کارکردهای فراموش‌شده در فرهنگ ایرانی

ضرب‌المثل «عهد بوق» که در ادبیات فارسی برای اشاره به قدمت و کهنگی چیزی به کار می‌رود، ریشه‌ای درخورتأمل در تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران دارد. این تعبیر که با مفاهیمی چون فرسودگی و دیرینگی همراه است، نه‌تنها یک اصطلاح ادبی، بلکه بازتابی از کارکردهای گسترده‌ و چندوجهی «بوق» در زندگی ایرانیان پیش از عصر ارتباطات مدرن است.

بوق، آلت نای‌مانندی که در حمام‌ها، آسیاها و هنگامه‌ها نواخته می‌شد، در ادوار گذشته نقشی اساسی در امور گوناگون زندگی مردم ایفا می‌کرد. نوع قدیمی آن از شاخ ساخته می‌شد و بعدها از استخوان و فلز نیز ساخته شد. کاربردهای این ابزار ساده اما حیاتی، به‌گونه‌ای بود که گفته می‌شود «هر چه در جای خود بود، اما بوق در همه جا».

یکی از مهم‌ترین کارکردهای بوق، استفاده از آن در شاهراه‌های ایران برای انتقال اخبار فوری بود. در قرون گذشته که وسایل ارتباطی کنونی وجود نداشت، بوق‌زن‌هایی در فواصل معین (سه تا پنج کیلومتر) در نقاط مرتفع مستقر بودند و اخبار را به‌صورت رمز از یک ایستگاه به ایستگاه دیگر منتقل می‌کردند و بدین‌ترتیب، خبر موردنظر در ظرف چند ساعت به مقصد می‌رسید. این شیوه، که در ایران و عراق و حتی در جنگ‌های حجاج بن یوسف با روم شرقی به کار می‌رفت، یکی از نخستین سیستم‌های ارتباطی منظم در تاریخ ایران به شمار می‌رود.

کاربرد مهم دیگر بوق، استفاده از آن در پشت‌بام حمام‌ها بود. در آن دوره که دوش گرفتن معمول نبود و مردم روزانه ده‌ها و صدها نفر در آب خزینه‌های حمام شستشو می‌کردند، رنگ آب خزینه‌ها بر اثر کثرت چرک و کثافت سیاه می‌شد. حمامی‌ها ناگزیر بودند هر از چند گاه آب خزینه را خالی کنند، خزینه را بشویند و با آب تمیز پر کنند. این کار مستلزم چند روز وقت بود. هنگامی که حمام برای پذیرش مشتری آماده می‌شد، حمامی در نیمه‌های شب، به‌ویژه هنگام سحر، پشت بام حمام می‌رفت و بوق می‌زد و خفتگان را برای انجام غسل و نظافت دعوت می‌کرد. این بوق آن‌قدر در زندگی روزمره ریشه دوانده بود که یکی از اوقات معیار در میان مردم به‌شمار می‌رفت؛ چنان‌که می‌گفتند: «من هنگام بوق حمام زنانه از خانه بیرون آمدم» یا «موقع بوق حمام زنانه فلان کار را انجام دادم».

در روایتی طنزآمیز، یکی از نمایندگان سابق مجلس شورای ملی که در تهران عنوانی داشت، روزی در منزل نشسته بود و عده‌ای از رجال و اعیان تهران نزد او بودند. ناگاه مردی از شیراز وارد شد. صاحب منزل برای احترام به همشهری خود پرسید: «خوب، خوش آمدی. کی از شیراز حرکت کردی؟» کاکا شیرازی با همان لهجۀ شیرازی گفت: «دیروز وقت بوق حمام زنانه از شهر بیرون آمدیم!» حضار به شدت خندیدند و صاحب منزل سخت شرمنده شد.

بوق همچنین در جشن‌ها و عروسی‌ها، همراه با کوس، دهل و سازهای دیگر، به شادی و سرور می‌افزود و در کاروان‌ها برای جمع‌آوری و تشویق مردم به کار می‌رفت.

امروزه که تلفن، تلگراف و رادیو جایگزین این ابزار ساده شده‌اند و حمام‌ها به سیستم لوله‌کشی مجهز شده‌اند، دیگر نشانی از بوق در شاهراه‌ها و پشت بام حمام‌ها نیست. جنگ‌های مدرن با بمب‌های اتم، ناپالم، کبالت و هیدروژن، مجالی برای بوق زدن باقی نگذاشته است. با این حال، اصطلاح «عهد بوق» در فرهنگ و ادبیات فارسی باقی مانده و یادآور روزگاری است که این ابزار ساده، نقشی بنیادین در ارتباطات، اطلاع‌رسانی، نظافت عمومی و شادی‌های جمعی ایرانیان ایفا می‌کرد.

 

منبع: ریشه‌های تاریخی امثال و حکم، مهدی پرتو آملی، صص ۷۳۳ تا ۷۳۷

 

↑
خروج از نسخه موبایل