علی افتخاری
کارشناس ورزش
فوتبال را سالها «زیباترین بازی جهان» نامیدهایم؛ ورزشی که قرار بود در آن، قانون بر همه یکسان حاکم باشد و عدالت، فارغ از قدرت و ثروت، سوت آغاز و پایان را به صدا درآورد. اما هرگاه سیاست بر زمین فوتبال سایه افکنده، این زیبایی نیز رنگ باخته است و مستطیل سبز ،سیاه میشود.
فیفا، نهادی که روزگاری خود را پاسدار استقلال و عدالت ورزشی معرفی میکرد، امروز بیش از هر زمان دیگری با این پرسش جدی روبهروست که مرز میان قانون و مصلحت سیاسی کجاست؟ اگر تصمیمات انضباطی و اجرایی، تحت تأثیر توصیهها، فشارها یا ملاحظات قدرتهای سیاسی قرار گیرد، دیگر چه تفاوتی میان عدالت و امتیاز ویژه باقی خواهد ماند؟
اعتبار فوتبال، نه در جامهای طلایی و نه در درآمدهای میلیاردی آن، بلکه در اعتماد میلیونها انسانی نهفته است که باور دارند قوانین برای همه یکسان اجرا میشود. هر خدشهای بر این باور، ضربهای به روح فوتبال است؛ روحی که با تبعیض، فرمانپذیری و مصلحتاندیشی سیاسی سازگار نیست.در تاریخ همین فیفا، سابقه ای وجود ندارد که یک قدرت سیاسی، «کارت قرمز» قاضی زمین فوتبال را «وتو» کند و این ننگ همواره بر پیشانی اینفانتینو باقی خواهد ماند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، این پرسش در برابر افکار عمومی جهان قرار دارد: فیفا به کجا چنین شتابان میرود؟ به سوی حفظ استقلال و عدالت، یا به سمت دنیایی که در آن، قدرت، جای قانون را میگیرد؟ اینفانتینو نشان داد که «برده وبنده» آمریکاست، او که یک خلافکار بین المللی است با بردگی برای ترامپ مایل نیست سر نوشت “”سپ بلاتر “” را برای خود رقم زند.سپ بلاتر با دخالت دادگاه های آمریکایی سرنگون شد.
برای فیفا که نشان صلح را به ترامپ جنایتکار اهدا میکند، لغو «کارت قرمز» کمترین تملق و چاپلوسی است.فیفا فاسد است و اینفانتینو فاسد ترين رئیس تاریخ آن.
