رضا رضائی
خوانشی تحلیلی از سخنان مراسم گرامیداشت رهبر شهید در قم در پرتو معادلات جدید منطقهای
در میانهٔ تقابل نظامی و دیپلماتیک تهران و واشنگتن، سخنرانی حجتالاسلام سیدعلی خمینی در مراسم بزرگداشت رهبر شهید انقلاب را میتوان از منظری راهبردی نیز مورد ارزیابی قرار داد. بر این اساس، این سخنان صرفاً یک اظهارنظر سیاسی تلقی نمیشود، بلکه میتواند بازتابی از گفتمان کلان نظام در شرایط جدید باشد. همچنین، برگزاری این مراسم از سوی رهبر معظم انقلاب، به این سخنان وزن سیاسی بیشتری میبخشد و این برداشت را تقویت میکند که ممکن است نشانهای از ترسیم خطوط تازهای در گفتمان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باشد.
از «مصلحت شخصی» تا «تکلیف راهبردی»
سیدعلی خمینی در مراسم گرامیداشت رهبر شهید انقلاب در قم، با صراحت تأکید کرد که «مذاکره برای صلح با آمریکا، خیانت است.»
این جمله را میتوان در کنار پیام اخیر آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، مورد تحلیل قرار داد؛ جایی که ایشان نوشتند:
«علیالاصول نظر دیگری داشتم، اما به دلیل تعهد دولت و تأیید شورای عالی امنیت ملی، اجازه مذاکره صادر شد.»
در این چارچوب، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تفکیک میان «مذاکره بهعنوان یک تاکتیک» و «صلح بهعنوان یک راهبرد» است. بر اساس این برداشت، اجازه مذاکره به معنای تغییر در اصول راهبردی تلقی نمیشود، بلکه ابزاری برای مدیریت شرایط و تأمین منافع ملی است. در همین چارچوب، سخنان سیدعلی خمینی نیز میتواند تأکیدی بر این باشد که گشایش مسیر دیپلماسی، به معنای عبور از خطوط قرمز یا عقبنشینی از مواضع اساسی نیست.
پایان آتشبس یا آغاز جنگی با فرمولی جدید؟
همزمان با این اظهارات، تشدید درگیریهای نظامی و حملات منتسب به سنتکام علیه اهدافی در شمالشرق، جنوبشرق، جنوب و جنوبغرب ایران، این پرسش را مطرح کرده است که آیا میتوان این تحولات را پایان آتشبس نانوشته میان دو طرف دانست؟
اگر چنین برداشتی درست باشد، آنچه اکنون در حال شکلگیری است، بیش از آنکه یک درگیری مقطعی باشد، نوعی آرایش تازه از جنگ ترکیبی است؛ جنگی که همزمان در میدان نظامی، عرصه دیپلماسی، جنگ اطلاعاتی، تحریمهای اقتصادی و عملیات روانی جریان دارد.
در مقابل، واکنشهای موشکی و پهپادی ایران علیه اهداف آمریکایی در منطقه و نیز گزارشهای مربوط به سرنگونی پهپاد MQ-9، این پیام را منتقل میکند که معادله بازدارندگی همچنان فعال است. در عین حال، استمرار کانالهای دیپلماتیک نشان میدهد که مدیریت بحران نیز بخشی از این راهبرد محسوب میشود.
انتقام خون شهید؛ بازخوانی یک تکلیف ملی
پرسش راهبردی اینجاست که چگونه میتوان بدون ورود به یک جنگ تمامعیار و فرسایشی، هم بازدارندگی را حفظ کرد و هم اهداف اعلامشده را دنبال کرد؟
یکی از پاسخهای محتمل را میتوان در راهبرد «بازدارندگی پویا» جستوجو کرد؛ راهبردی که بر چند محور استوار است:
- تداوم گفتوگو از موضع قدرت، بدون پذیرش فشار یا زیادهخواهی.
- تقویت بازدارندگی نظامی از طریق نمایش توان پاسخ سریع، دقیق و نامتقارن.
- حفظ انسجام داخلی بهعنوان مهمترین مؤلفه در برابر جنگ روانی، تحریمها و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی.
فراتر از دوگانه «صلح یا جنگ»
با این حال، معادلات راهبردی امروز را نمیتوان صرفاً در دوگانه «صلحِ ذلتبار» یا «جنگِ عزتمند» خلاصه کرد. در ادبیات امنیتی و روابط بینالملل، گزینههای میانی نیز وجود دارند؛ از جمله بازدارندگی فعال، مهار متقابل، مذاکره از موضع قدرت، مدیریت بحران و توافقهای محدود و مقطعی.
از همین رو، اگر برداشت ارائهشده از مواضع رسمی درست باشد، به نظر میرسد راهبرد کنونی ایران نه حرکت بهسوی جنگی فراگیر و نه پذیرش صلحی همراه با امتیازدهی یکجانبه، بلکه تلاشی برای حفظ بازدارندگی، افزایش هزینه اقدامات طرف مقابل و بهرهگیری همزمان از ظرفیتهای دیپلماتیک برای مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش درگیری باشد.
در پایان؛ ثبات در سایه بازدارندگی هوشمند
ثبات در شرایط کنونی، الزاماً به معنای بازگشت به وضعیت پیشین نیست. ثبات پایدار زمانی شکل میگیرد که بازدارندگی نظامی، دیپلماسی، انسجام داخلی و مدیریت بحران در کنار یکدیگر عمل کنند.
اگر برداشت مطرحشده از سخنان سیدعلی خمینی با چارچوب کلی مواضع رهبر معظم انقلاب همسو باشد، میتوان نتیجه گرفت که سیاست ایران بر ترکیبی از بازدارندگی فعال، حفظ ابتکار عمل و تداوم کانالهای دیپلماتیک استوار است؛ راهبردی که نه بر عقبنشینی تکیه دارد و نه بر گسترش بیمحابای درگیری، بلکه میکوشد ضمن حفظ خطوط قرمز، هزینه اقدامات طرف مقابل را افزایش داده و از تبدیل بحران به جنگی فراگیر جلوگیری کند.
در نهایت، تحولات هفتهها و ماههای آینده نشان خواهد داد که این رویکرد تا چه اندازه خواهد توانست موازنه میان قدرت سخت، دیپلماسی و مدیریت بحران را حفظ کند.
