رضا رضائی
۱. واشنگتن خواستار «اذعان» تهران شد؛ درخواستی فراتر از تفاهمنامه
دیروز، باراک راوید، خبرنگار ارشد اکسیوس، به نقل از سه مقام آمریکایی گزارش داد که دولت ترامپ، از طریق میانجیهای منطقهای، از ایران خواسته است «علناً اذعان کند تنگه هرمز باز است» و «تیراندازی به کشتیهای تجاری را متوقف کند». این موضعگیری، که در آستانه سفر منطقهای مارکو روبیو و هماهنگی با عمان صورت میگیرد، از نگاه ناظران، نه یک ابتکار دیپلماتیک، که گامی در جهت بازتعریف یکجانبهی رژیم حقوقی تنگه ارزیابی میشود.
۲. تفاهمنامه چه میگوید؟ «حداکثر تلاش»؛ نه «اذعان» و نه «توقف»
مرور بند ۵ تفاهمنامه امضاشده میان روسای جمهور ایران و آمریکا نشان میدهد که تعهد تهران، «اتخاذ حداکثر تلاش برای عبور ایمن کشتیهای تجاری» طی یک بازهی ۳۰ روزه و با هدف رفع موانع فنی و نظامی بوده است. در این سند، هیچ اشارهای به «اذعان به بازبودن دائم» یا «توقف تیراندازی» وجود ندارد. بهعکس، تأکید سند بر مذاکره با عمان و دیگر کشورهای ساحلی، بر اساس حقوق بینالملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی، نشان از چارچوبی چندجانبه و نه یکجانبهی آمریکایی دارد.
۳. تمایز راهبردی؛ مدیریت عملیاتی در برابر حاکمیت سرزمینی
اقدامات اخیر واشنگتن – از سفر روبیو تا اعلام کریدور پیشنهادی عمان با همکاری IMO – تلاشی برای تحمیل روایت «مدیریت بینالمللی» بر تنگه است. اما در تحلیل راهبردی، دو سطح کاملاً متمایز وجود دارد:
- مدیریت تنگه: یک هماهنگی فنی و عملیاتی برای تسهیل تردد که در چهارچوب تفاهمنامه قابل گفتوگو است.
- حاکمیت بر جغرافیا: خط قرمز تهران و حقیقتی مبتنی بر حقوق حاکمیتی ایران بر آبهای سرزمینی و منطقهای که بر هر نوع مدیریتی اولویت دارد. ایجاد هر کریدوری بدون احترام به این اصل، فاقد وجاهت حقوقی و عملیاتی خواهد بود.
۴. خلأ رسانهای؛ نیاز به یک «صدای بازدارنده» در تراز شورای عالی امنیت ملی
تجربهی رفتاری ترامپ (الگوی «انسان خوب در برابر انسان بد» در توئیتها) نشان میدهد که میدان رسانه، بخش جداییناپذیر میدان دیپلماسی است. ایران برای پر کردن خلأ موجود، نیازمند تعریف یک «کاراکتر سخنگو» در سطح شورای عالی امنیت ملی است؛ نقشی متمایز از سخنگوی وزارت خارجه یا دستگاه دیپلماسی، با مأموریت ویژهی مدیریت افکار عمومی بینالمللی.
این چهرهی رسانهای باید بتواند:
- روایت حقانیت ایران در حاکمیت بر تنگه را با ادبیاتی قاطع و جهانی پیش ببرد.
- با مدیریت موجهای تند و آرام، زمان بخرد و فضای رسانهای را کنترل کند.
- تناقضهای واشنگتن (ادعای پایبندی به تفاهمنامه و همزمان درخواستِ فراتر از آن) را به تصویر بکشد.
اکنون که جنگ مدیریت تنگه هرمز است ، سخنگو باید با شل کن سفت کن رسانه ای دقیقا شبیه ترامپ افکار عمومی خارجی را چنان دستاویز جنگ روانی خود کند تا حریف در پردازش سیاست گیج شود!
۵. جمعبندی؛ دو اهرم ژئوپلیتیکی که بازی را تغییر میدهند
تماس اخیر نتانیاهو با ترامپ، اظهارات او در نشست ناتو در ترکیه، و فشار برای تغییر روایت حقوقی تنگه، همگی نشان از یک نقشهی فشرده برای تضعیف جایگاه تهران دارد. اما در این معادله، دو واقعیت انکارناپذیر به سود ایران عمل میکنند:
- زمستان و وابستگی انرژی اروپا: تنگه هرمز در فصول سرد، شریان اصلی تأمین حدود ۵۰٪ انرژی نیمکره شمالی است.
- جغرافیای غیرقابلجایگزین ایران: هرگونه تغییر در رژیم حقوقی تنگه، بدون هزینههای سنگین برای آمریکا و متحدانش، ممکن نیست، پس اکنون با درایت می توان تنگه هرمز را هوشمندانه کنترل کرد نه فقط با بستن !
آغاز بهموقع جبههی رسانهای پویا و حرفهای، با تکیه بر «کاراکتر سخنگو»، میتواند به یک بازدارندهی مؤثر تبدیل شود؛ مشروط به آنکه این ابزار، دقیق و حسابشده به کار گرفته شود.
لفاظیهای اخیر تیم ترامپ و اقدامات میدانی (از جمله طرح کریدور موقت بدون هماهنگی کامل) قرائتهای متعددی دارد؛ اما آنچه مسلم است، تلاش واشنگتن برای تغییر تدریجی رژیم حقوقی تنگه هرمز است. پاسخی که تهران باید ارائه دهد، ترکیبی از هوشمندی حقوقی، قاطعیت عملیاتی، و ابتکار عمل در عرصهی رسانهایِ جهانی است.
