منطقه خاکستری این روزها: نه جنگ و نه صلح

اوضاع روزهای پس از جنگ رمضان از گونه ای خاص است: شیوه ای از نه جنگ و نه صلح. احتمالا هر روز از خودمان بپرسیم که آیا در صلح یا آتش بس قرار داریم و یا در جنگیم؟! هر روز هم دشمن متجاوز اهدافی را بمباران می‌کند هم نیروهای دفاعی ایران اهداف مرتبط با دشمن را موشک باران می کند یا با پهپاد هدف قرار می دهد. اما به صورت علنی جنگی اعلام نشده است. صلح هم نیست زیرا این تبادل آتش روزانه همه چیز هست جز صلح.

دشمن مایل نیست جنگ اعلام کند و ما هم همین کار را کرده ایم. مشخص نیست آمریکایی ها چرا اعلام جنگ و عملیات نظامی گسترده نکرده اند اما می توان حدس هایی زد. پر ابهام تر از اینکه چرا آنها ترجیح می دهند که عملیات نظامی را اعلام نکنند و تنها بگویند که اهدافی را زده ایم، این است که دلایل ما برای اعلام نکردن چیست. به طور معمول چیزی که دشمن از آن سود می برد به زیان ماست! یک واقعیت ساده است.

فشار اقتصادی و هراس از تکرار رکود بزرگ

 

محاسبات سیاسی و فشارهای داخلی

معادلات نظامی و راهبردی

راهبرد «تهدید، نه جنگ»

به باور بسیاری از تحلیل‌گران، ترامپ به دنبال جنگ نبود، بلکه از تهدید به جنگ به عنوان اهرم فشار برای رسیدن به اهداف دیپلماتیک خود استفاده می‌کرد. او به دنبال کسب امتیازات حداکثری با کمترین هزینه بود و جنگ گسترده را ابزاری برای رسیدن به توافقی بهتر می‌دانست.

جمع‌بندی

ترامپ به جای اعلان رسمی جنگ، از یک «منطقه‌ی خاکستری» استفاده کرد: با انجام عملیات‌های نظامی محدود و پرهیز از واژه‌ی «جنگ»، ضمن حفظ انعطاف‌پذیری و اعمال فشار بر دشمن، از دام‌های حقوقی، سیاسی، اقتصادی و نظامی یک جنگ تمام‌عیار گریخت.

↑
خروج از نسخه موبایل