مهدی محمدی شجاعی
از دیرباز، انسان در پی آن بوده است که راز هستی را دریابد و با واژگان، جهانی را که در آن میزید، معنا کند. پیش از آنکه علم پدید آید، پیش از آنکه فلسفه سر برآورد و پیش از آنکه تاریخ ثبت شود، اسطوره حضور داشت؛ نه بهعنوان حکایتی خیالی یا باوری سادهدلانه، بلکه بهعنوان زبان راز، زبانی که در آن، انسان نخستین کوشید هستی را دریابد، مرزهای خود را بازشناسد، و میان آشوب جهان و نظم درون، پلی از معنا برقرار سازد. اسطوره، نخستین صورت اندیشیدن است؛ اندیشیدنی که با واژه آغاز میشود و با رمز، استعاره و نماد ادامه مییابد. اسطوره، نهفقط سرگذشت خدایان کهن و پهلوانان اساطیری، بلکه بازتابی از ضمیر ناآگاه انسان، آینهای از جان جمعی اقوام، و نقشهای رمزی از روان فردی و جمعی اوست.
زبان اسطوره – فرهنگ تحلیلی اسطوره شناسی، برآمده از همین دغدغۀ نخستین است. بازشناسی واژگانی که خاستگاهشان نه صرفاً زبان، بلکه لایههای ژرف معنا، رمز، ناخودآگاه، و تجربۀ کهن انسان است. این کتاب، واژهنامهای نیست به معنای رایج آن؛ نه فرهنگ معادلگزینی است و نه فهرستی از اصطلاحات تخصصی. این اثر، کوششی است برای
آشتیدادن زبان و معنا، برای جستوجوی پیوندی دوباره میان واژه و هستی، و برای نگریستن به واژگان، نه همچون ابزار نامگذاری، بلکه همچون دروازههایی به سوی لایههای پنهان روان و فرهنگ.
در این فرهنگ، هر واژه با احترامی ژرف نگریسته شده است؛ گویی هر کدام جان دارد، تاریخی در پشت سر، جایگاهی در فرهنگ، حضوری در اسطوره، و دلالتی در روان. نویسنده کوشیده است واژگان را از قالبهای خشک بیرون کشد، و به آنها جان بخشد، تا نهتنها معنا، بلکه تجربه و زیست درونی نهفته در پس آنها را نیز آشکار سازد. برای نیل به این مقصود، از رهیافتهایی چندساحتی بهره گرفته شده است: از روانکاوی ژرفنگر، که به یاری آن لایههای ناهوشیار ذهن فردی و جمعی کاویده میشود؛ از عرفان ایرانی، که زبان رمز و اشارت را به کار میگیرد؛ از سنت اسطورهشناسی تطبیقی، که فرهنگهای گوناگون را در گفتوگویی معنابخش گرد هم میآورد؛ و از زبانشناسی فرهنگی، که میکوشد واژه را نه فقط چون نشانهای قراردادی، بلکه چون رسوبی از حافظۀ تاریخی و زیستۀ بشر بنگرد.
نگارش این کتاب، در پاسخ به نیازی در حال گسترش در فضای فکری و دانشگاهی ایران صورت گرفته است. در سالهای اخیر، گرایش به اسطوره، روانکاوی، معناشناسی و نمادشناسی در میان پژوهشگران علوم انسانی، نویسندگان، هنرمندان و حتی عموم مردم فزونی یافته است. با این حال، یکی از کاستیهای جدی در این مسیر، نبود مرجعی فارسیزبان و بومیشده برای درک مفاهیم پیچیده و چندلایۀ اسطورهای بوده است. بیشتر منابع موجود یا ترجمههایی از متون غربیاند که اغلب بیتوجه به بافت فرهنگی ما برگردانده شدهاند، یا آثاری صرفاً نظری که به تبیین کاربردی و ملموس مفاهیم نمیپردازند. از اینرو، نگارنده بر آن شد تا اثری بیافریند که هم به اصالت منابع وفادار باشد، هم بافت زبانی و فرهنگی فارسی را پاس بدارد، و هم مخاطب را نه با انبوهی از تعاریف سطحی، بلکه با لایههایی از فهم، تجربه و تفسیر روبهرو سازد.
هدف از نگارش این کتاب، فراتر از تألیف یک واژهنامه بوده است. این اثر، کوششی است برای بازگرداندن شأن زبان در درک اسطوره، برای کشف معانی پنهان در واژگان رایج، و برای آشتیدادن ذهن امروزی با تجربههای نخستین و بنیادین بشر. نگارنده بر آن بوده است که نشان دهد اسطوره نه به گذشتهای مرده تعلق دارد، و نه صرفاً به ذهنیت اقوام ابتدایی، بلکه هنوز در تار و پود روان ما جاری است؛ در رؤیاها، در ادبیات، در آیینها، در زبان روزمره، و در نحوۀ زیستن و معنا کردن جهان. واژگان اسطورهای، در واقع، نشانههاییاند از حضور پررنگ ناخودآگاه در زبان و اندیشۀ ما. به همین دلیل، شناخت دقیق این واژگان، نه فقط دانشی تخصصی، بلکه راهی برای خودشناسی، جهانشناسی، و بازیابی پیوند با سنتهای فراموششدۀ معنوی است.

در نهایت، زبان اسطوره – فرهنگ تحلیلی اسطوره شناسی را میتوان تلاشی دانست در جهت بازاندیشی زبان، اسطوره و فرهنگ. این اثر، مخاطب را دعوت میکند تا از سطح واژگان عبور کند، و به لایههای ژرفتر معنا دست یابد؛ به رمزهایی که در پس هر واژه نهفته است، و به صدایی که از اعماق تاریخ و روان طنینانداز میشود. امید آن است که این کتاب، بتواند نه تنها در فضای آکادمیک، بلکه در زیست معنوی و فرهنگی خوانندگان نیز حضوری زنده و راهگشا داشته باشد؛ حضوری که ما را به خود، به فرهنگ خویش، و به رازهای فراموششدۀ جهان، نزدیکتر کند.
مشخصات کتاب:
زبان اسطوره: فرهنگ تحلیلی اسطوره شناسی (دو جلدی / نوشته نیما ولی زاده /انتشارات زحل / تابستان ۱۴۰۵