اگر عملکرد برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ماههای اخیر را مرور کنیم، بیش از هر چیز با پدیده دوقطبیسازی، اختلافافکنی و طرح مباحثی مواجه میشویم که نه تنها کمکی به حل مشکلات کشور نمیکند، بلکه گاه خوراک رسانههای معاند را نیز فراهم میآورد. ای کاش آقای محمدمهدی فروردین رئیس فراکسیون ورزش مجلس، پیش از آنکه این آسیبها را متوجه جامعه ورزش بداند، نگاهی به رفتار و ادبیات برخی همکاران خود در خانه ملت میانداخت.
حسین محمدی
انتظار از رئیس فراکسیون ورزش مجلس بیش از هر چیز پیگیری مطالبات ورزش کشور است. از توسعه زیرساختهای ورزشی گرفته تا بودجه ورزش، مشکلات باشگاهها، وضعیت ورزش پایه، حمایت از قهرمانان، تعیین تکلیف پروژههای نیمهتمام و نظارت بر عملکرد دستگاههای متولی. جامعه ورزش انتظار دارد فراکسیون تخصصی مجلس، صدای ورزشکاران و مدیران این حوزه باشد، نه آنکه بیش از پرداختن به مسائل اصلی، وارد مباحثی شود که رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته و ارتباطی هم با رئیس یک فراکسیون ندارد.
مناظره اخیر امیرحسین ثابتی و محمدمهدی شهریاری دو نماینده مجلس تنها یک نمونه از فضای این روزهای پارلمان بود. فضایی که در آن اختلافات سیاسی با ادبیاتی تند و کمسابقه به نمایش گذاشته شد. اگر معیار اختلاف نظر، حاشیهسازی و دوقطبیسازی باشد، کافی است نگاهی به برخی جلسات صحن علنی مجلس، مناظرههای تلویزیونی نمایندگان یا مواضع متناقض برخی از آنان درباره مسائل مهم کشور انداخته شود. در چنین شرایطی نسبت دادن این آسیبها به ورزش بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت باشد نوعی فرافکنی به نظر میرسد.
در هفتههایی که کشور درگیر شرایط جنگی و سپس آتشبس بود و مجلس عملاً خاموش بود، دولت و دیگر دستگاههای مسئول امور کشور را مدیریت کردند. اکنون که فضای کشور تا حدی آرامتر شده، بار دیگر شاهد طرح مطالباتی از سوی برخی نمایندگان هستیم که بیش از آنکه رنگ و بوی حل مسئله داشته باشد، جنبه رسانهای و سیاسی پیدا کرده است. مردم در این روزها بیش از هر چیز به آرامش، همدلی و ارائه راهکار نیاز دارند، نه افزایش تنشهای کلامی.
آقای فروردین در گفتوگویی با رسانه مجلس، از مفاهیمی مانند «عدم مدیریت»، «اختلافافکنی»، «دوقطبیسازی» و «ایجاد حاشیه» سخن گفته و آنها را به فضای ورزش نسبت داده است. اما واقعیت این است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی، این کلیدواژهها را بیش از هر چیز با رفتار برخی نمایندگان مجلس تداعی میکند، نه با ورزش. مجلسی که بخشی از اعضای آن با حداقل میزان مشارکت و آرای ممکن راهی بهارستان شدهاند، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی اعتماد عمومی است و این اعتماد نیز با حمله به برخی وزارت خانه ها به دست نخواهد آمد.
هر نهادی زمانی موفق خواهد بود که در چارچوب وظایف و اختیارات قانونی خود عمل کند. اگر مجلس به جای تمرکز بر قانونگذاری و نظارت مؤثر وارد حوزههایی شود که مسئولیت مستقیم آن بر عهده دستگاههای اجرایی یا رسانهای است، نه تنها مشکلی حل نخواهد شد، بلکه مرز مسئولیتها نیز در افکار عمومی مخدوش میشود. نقد زمانی ارزشمند است که متوجه مسئول اصلی باشد.
رئیس فراکسیون ورزش همچنین از اظهارات برخی ورزشکاران در برنامههای صدا و سیما انتقاد کرده است. اگر فرض را بر درستی این انتقاد بگذاریم، مخاطب اصلی آن باید رسانه ملی باشد. رسانهای که سیاستگذاری، انتخاب مهمان و شیوه اداره برنامهها را بر عهده دارد. بنابراین، نقد این موضوع بیش از آنکه متوجه ورزش باشد، باید متوجه سازمان صدا و سیما شود.
رفتار آقای فروردین در این بخش، بیشباهت به پاسهای رونالدینیو نیست. فوتبالیستی که با نگاه به نقطهای، توپ را به نقطهای دیگر میفرستاد. ایشان نیز توپ انتقاد را به زمین ورزش انداخته، در حالی که پاسخ بسیاری از این پرسشها را باید در نهادی دیگر جستوجو کرد.
جامعه ورزش اما هنوز نطقها و مصاحبههای پرشمار آقای فروردین درباره پرونده مارک ویلموتس را از یاد نبرده است. زمانی که ایشان به همراه یکی از نمایندگان مشهد با قاطعیت از برخورد با مقصران، بازگرداندن بیتالمال و پیگیری حقوق مردم سخن میگفتند. امروز این پرسش مطرح است که نتیجه آن پیگیریها چه شد؟ آیا پرونده به سرانجامی رسید که وعده داده شده بود؟ اگر وعدهای برای بازگرداندن حقوق مردم داده شده است، افکار عمومی حق دارد از نتیجه آن نیز مطلع شود. پاسخگویی لازمه اعتماد عمومی است و این اصل نباید به فراموشی سپرده شود.
از سوی دیگر لحن این گفتوگو نشان میدهد که نگاه مصاحبهشونده بیش از آنکه معطوف به ارزیابی منصفانه عملکرد ورزش کشور باشد، بر برجسته کردن نقاط ضعف یا نامرتبط متمرکز شده است. در شرایطی که کشور همچنان با مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، نگرانیهای ناشی از احتمال بروز تنشهای جدید و دغدغههای اجتماعی روبهرو است، انتظار میرود نمایندگان مجلس، فارغ از میزان آرای خود، بیش از گذشته بر حل مشکلات مردم تمرکز کنند. جامعه امروز بیش از اختلاف، به همدلی نیاز دارد. بیش از جنجال، به راهکار احتیاج دارد و بیش از حاشیهسازی، منتظر اقداماتی است که باری از دوش مردم بردارد.
ورزش ایران، مانند هر حوزه دیگری، از نقد منصفانه استقبال میکند، اما جامعه ورزش انتظار دارد این نقد بر پایه واقعیت، انصاف و شناخت دقیق از مسائل این حوزه باشد، نه بر اساس برداشتهایی که بیش از آنکه به حل مشکلات کمک کند، بر دامنه اختلافها بیفزاید. اگر قرار باشد از «اختلافافکنی»، «حاشیهسازی» و «دوقطبیسازی» سخن گفته شود، شاید نخستین جایی که باید در آن به دنبال ریشه این آسیبها گشت، نه ورزش، بلکه مجلس باشد. از همین روست که میتوان گفت؛ اختلافات ورزش ایران، هنوز به پای اختلافات مجلس شورای اسلامی نمیرسد.
