محاسبه سهم قیمت بنزین در سبد خرید کارگران ایران و منطقه

یک کارگر در ایران و کشورهای منطقه با حداقل حقوق، ماهیانه چند لیتر بنزین می‌تواند بخرد؟

عبدالرضا داوری 

در مقایسه قیمت بنزین میان کشورها، معمولاً تنها به قیمت اسمی هر لیتر سوخت توجه می‌شود؛ مقایسه‌ای که می‌تواند به نتایجی گمراه‌کننده منجر شود. آنچه برای شهروندان اهمیت دارد، نه صرفاً قیمت بنزین، بلکه قدرت خرید بنزین است؛ یعنی یک کارگر با حداقل دستمزد، پس از یک ماه کار، چند لیتر بنزین می‌تواند خریداری کند.

اگر حداقل دستمزدهای رسمی سال ۲۰۲۶ و قیمت‌های جاری بنزین را مبنا قرار دهیم، تصویر متفاوتی به دست می‌آید.

قیمت

در ایران، با فرض حداقل حقوق ماهانه ۱۷ میلیون تومان و قیمت آزاد ۵ هزار تومانی هر لیتر بنزین، یک کارگر می‌تواند حدود ۳۴۰۰ لیتر بنزین خریداری کند. این رقم در عربستان سعودی حدود ۱۷۴۰ لیتر، در امارات ۹۴۰ لیتر، در قطر ۸۶۰ لیتر، در ترکیه ۵۰۰ لیتر، در عراق ۳۳۰ لیتر و در پاکستان تنها ۱۴۰ لیتر است.

این ارقام نشان می‌دهد که از منظر نسبت دستمزد به قیمت سوخت، قدرت خرید بنزین در ایران همچنان فاصله قابل توجهی با دیگر کشورهای منطقه دارد. یک کارگر ایرانی با حداقل دستمزد، توان خرید بنزینی نزدیک به دو برابر همتای سعودی خود، نزدیک به چهار برابر یک کارگر اماراتی، حدود هفت برابر یک کارگر ترک، بیش از ده برابر یک کارگر عراقی و بیش از بیست برابر یک کارگر پاکستانی را دارد.

اما شاید شاخص گویاتر، سهم هزینه بنزین از درآمد ماهانه کارگران باشد. اگر فرض کنیم یک کارگر در همه این کشورها ماهانه ۱۲۰ لیتر بنزین مصرف کند، یک کارگر ایرانی تنها حدود ۳.۵ درصد از حداقل حقوق خود را صرف خرید بنزین می‌کند. این نسبت در عربستان حدود ۷ درصد، در امارات نزدیک به ۱۳ درصد، در قطر حدود ۱۴ درصد، در ترکیه ۲۴ درصد، در عراق بیش از ۳۶ درصد و در پاکستان نزدیک به ۸۶ درصد از کل حداقل دستمزد ماهانه است.

به بیان دیگر، برای تأمین یک میزان ثابت از مصرف سوخت، فشار هزینه بنزین بر بودجه یک کارگر حداقل‌بگیر در ایران، به‌مراتب کمتر از سایر کشورهای منطقه است. این واقعیت نشان می‌دهد که مقایسه صرف قیمت هر لیتر بنزین، بدون در نظر گرفتن سطح دستمزدها، می‌تواند تصویری ناقص و حتی نادرست از وضعیت اقتصادی کشورها ارائه دهد.

البته این شاخص به معنای بالاتر بودن سطح رفاه در ایران نیست. رفاه اقتصادی تابع مجموعه‌ای از عوامل از جمله هزینه مسکن، خوراک، درمان، آموزش، حمل‌ونقل و سایر کالاها و خدمات است. اما در موضوع بنزین، هرگونه مقایسه‌ای که تنها بر قیمت اسمی سوخت تکیه کند و نسبت آن با درآمد را نادیده بگیرد، تصویری ناقص از واقعیت ارائه خواهد کرد.

از این رو، در هر بحثی درباره اصلاح قیمت حامل‌های انرژی یا مقایسه ایران با دیگر کشورها، باید به جای تمرکز صرف بر قیمت بنزین، شاخص قدرت خرید سوخت نیز مورد توجه قرار گیرد. این شاخص نشان می‌دهد که شهروندان هر کشور چه سهمی از درآمد خود را برای تأمین سوخت هزینه می‌کنند و از این منظر، تصویری واقعی‌تر از بار اقتصادی بنزین بر زندگی مردم ارائه می‌دهد.

↑
خروج از نسخه موبایل