رضا رضائی
خاورمیانه بار دیگر در آستانه مرحلهای تازه از تنشهای ژئوپلیتیکی قرار گرفته است. همزمان با افزایش درگیریها در عراق، دریای سرخ و خلیج فارس، این پرسش در محافل راهبردی بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است: آیا طرفهای درگیر صرفاً تاکتیکهای خود را تغییر دادهاند یا میدان رقابت از تنگه هرمز به بابالمندب و دیگر جبهههای منطقهای گسترش یافته است؟
طی سالهای گذشته، تنگه هرمز مهمترین نقطه تمرکز در هرگونه بحران میان ایران و آمریکا محسوب میشد؛ اما تحولات اخیر نشان میدهد معادلات امنیتی منطقه دیگر تنها به خلیج فارس محدود نیست و دریای سرخ، عراق و بابالمندب نیز به کانونهای اصلی رقابت تبدیل شدهاند.
بابالمندب؛ گلوگاهی که میتواند اقتصاد جهان را تحت فشار قرار دهد
اگر هرمز شریان اصلی انتقال نفت جهان است، بابالمندب شاهراه تجارت بینالمللی محسوب میشود. این گذرگاه باریک، دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند و مسیر حیاتی ارتباطی کانال سوئز با بازارهای آسیا و اروپا به شمار میرود.
هرگونه ناامنی در این منطقه، تنها بازار انرژی را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه زنجیره تأمین کالا، حملونقل دریایی، بیمه کشتیها و هزینه تجارت جهانی را نیز با چالش جدی روبهرو میکند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران، بابالمندب را یکی از حساسترین نقاط ژئوپلیتیکی جهان میدانند.
عراق؛ جبههای که دوباره فعال شده است
همزمان با تشدید تنشها در دریای سرخ، عراق نیز بار دیگر به یکی از مهمترین صحنههای رقابت منطقهای تبدیل شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، حملات اخیر به مواضع گروههای مسلح در عراق با این استدلال انجام شده که این گروهها در حملات پهپادی و موشکی علیه اهداف آمریکایی یا تأسیسات عربستان نقش داشتهاند. در مقابل، گروههای نزدیک به ایران این روایت را رد کرده و این حملات را بخشی از سیاست افزایش فشار بر محور مقاومت توصیف میکنند.
فارغ از روایتهای متضاد، یک واقعیت بیش از همه جلب توجه میکند؛ عراق بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از میدانهای اصلی رقابت میان ایران و آمریکا است.
از «جنگ نقطهای» تا «رقابت چندجبههای»
با این توضیحات ، آنچه امروز مشاهده میشود، صرفاً مجموعهای از درگیریهای پراکنده نیست؛ بلکه میتواند نشانهای از شکلگیری الگویی تازه در مدیریت بحران باشد.
در این الگو، به جای تمرکز بر یک نقطه حساس مانند تنگه هرمز، فشار همزمان در چند جبهه توزیع میشود؛ از عراق و یمن گرفته تا دریای سرخ، بابالمندب و خلیج فارس.
چنین رویکردی میتواند هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی را برای همه بازیگران افزایش دهد و مدیریت بحران را بهمراتب پیچیدهتر کند.
چرا بابالمندب برای ایران و آمریکا اهمیت دارد؟
هرمز همچنان مهمترین اهرم ایران برای تأثیرگذاری بر بازار انرژی جهان محسوب میشود، اما بابالمندب بُعد دیگری از قدرت را نمایندگی میکند؛ تأثیرگذاری بر تجارت جهانی.
اگر در هرمز، بازار نفت هدف اصلی است، در بابالمندب کل زنجیره تجارت بینالمللی، حملونقل دریایی و مسیر کانال سوئز تحت تأثیر قرار میگیرد. به همین دلیل، هرگونه گسترش تنش در این منطقه میتواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد.
آیا راهبردها در حال تغییرند؟
برای پاسخ قطعی به این پرسش هنوز زود است. تغییر راهبرد زمانی قابل اثبات خواهد بود که الگوی کنونی در هفتهها و ماههای آینده نیز ادامه یابد و در نحوه استقرار نیروها، اهداف عملیاتی و اولویتهای سیاسی بازیگران بازتاب پیدا کند.
با این حال، مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد نشانههایی از تغییر تاکتیک و گسترش میدان رقابت قابل مشاهده است؛ روندی که در صورت تداوم، میتواند جغرافیای رویارویی را از تنگه هرمز به شبکهای از جبهههای بههمپیوسته در عراق، دریای سرخ، بابالمندب و خلیج فارس گسترش دهد.
در یک نگاه
تنگه هرمز
موقعیت: میان ایران و عمان
اهمیت: یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت جهان
کارکرد راهبردی: اهرم فشار بر بازار انرژی و صادرات نفت خلیج فارس
بابالمندب
موقعیت: میان یمن، جیبوتی و اریتره
اهمیت: شاهراه ارتباطی دریای سرخ و کانال سوئز با اقیانوس هند
کارکرد راهبردی: اهرم فشار بر تجارت جهانی، زنجیره تأمین کالا و حملونقل دریایی
مقایسه دو گلوگاه راهبردی
تنگه هرمز و بابالمندب
- تمرکز بر امنیت انرژی تمرکز بر امنیت تجارت جهانی
- تأثیر مستقیم بر صادرات نفت تأثیر مستقیم بر حملونقل دریایی و کانال سوئز
- اهرم ژئوپلیتیکی ایران در خلیج فارس گلوگاه راهبردی دریای سرخ و تجارت بینالمللی
اگرچه هنوز نمیتوان از تغییر کامل راهبرد سخن گفت، اما شواهد موجود از تحول در الگوی رقابت حکایت دارد. آنچه زمانی عمدتاً به تنگه هرمز محدود بود، اکنون نشانههایی از گسترش به بابالمندب، دریای سرخ و عراق را بروز داده است. در صورت استمرار این روند، خاورمیانه ممکن است وارد مرحلهای از «رقابت چندجبههای» شود؛ مرحلهای که پیامدهای آن نهتنها بر امنیت منطقه، بلکه بر بازار انرژی، تجارت جهانی و اقتصاد بینالملل نیز اثرگذار خواهد بود.
