سالهاست ورزش بانوان با وجود شرایطی نابرابر نسبت به ورزش مردان مسیر رو به رشدی را در کشور طی میکند. بخشی از این نابرابریها ناشی از محدودیتهای داخلی و بخشی دیگر حاصل شرایط متفاوتی است که بانوان ورزشکار ایرانی در مقایسه با رقبای خود در سایر کشورها با آن مواجه هستند. با این حال در رویدادهایی همچون بازیهای آسیایی ظرفیت بانوان برای افتخارآفرینی بیش از گذشته نمایان شده و میتوان سهم مهمی برای آنان در موفقیتهای کاروان ایران قائل بود. در چنین شرایطی خبر افزایش پاداش مدالآوران طلایی بانوان، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
روز گذشته اعلام شد که وزیر ورزش و جوانان، پاداش بانوانی را که در بازیهای آسیایی موفق به کسب مدال طلا شوند، به چهار میلیارد تومان افزایش داده است. خبری که واکنشهای متفاوتی را در پی داشت. برخی آن را اقدامی نمایشی دانستند و برخی دیگر آن را مغایر با برابری جنسیتی قلمداد کردند. اما کمتر کسی به این پرسش اساسی پرداخت که ایراد حمایت بیشتر از ورزشکارانی که با امکانات و فرصتهای کمتر در مسیر قهرمانی گام برمیدارند، چیست؟
اگر قرار باشد نگاه به ورزش بانوان از حالت شعاری خارج شود و بهرهگیری از ظرفیت نیمی از سرمایه انسانی کشور جدی گرفته شود سیاستهای تشویقی نهتنها قابل دفاع بلکه ضروری خواهند بود. افزایش پاداش دختران طلایی را نباید صرفاً یک عدد و رقم دانست. این تصمیم در واقع پیامی از سوی وزیر ورزش و جوانان به نمایندگی از دولت چهاردهم است. پیامی که میگوید دولت، تلاش و موفقیت بانوان ورزشکار را میبیند و برای آن ارزش ویژهای قائل است.
واقعیت آن است که ورزش بانوان همچنان با محدودیتهایی روبهرو است. از پوشش رسانهای گرفته تا جذب حامیان مالی، فاصله محسوسی میان ورزش زنان و مردان وجود دارد. حتی مسابقات داخلی تمامی رشتههای بانوان از پوشش رسانهای برخوردار نیست و همین مسئله بهطور مستقیم بر میزان سرمایهگذاری و حضور اسپانسرها تأثیر میگذارد. در چنین شرایطی، اگر احمد دنیامالی تصمیم میگیرد تفاوتی در نظام پاداشها ایجاد کند، نمیتوان آن را صرفاً تبعیض یا اقدامی تبلیغاتی تلقی کرد. بلکه این تصمیم را باید تلاشی برای جبران بخشی از این نابرابریها، قدردانی از قهرمانان و ایجاد انگیزه برای دستیابی به بالاترین سکوها دانست.
این نخستین بار هم نیست که در نظام پاداشدهی تصمیماتی متفاوت اتخاذ میشود. کمیته ملی المپیک پس از المپیک پاریس۲۰۲۴، جایزه ناهید کیانی در حد مدال طلای المپیک در نظر گرفته شد و در گذشته و در بازیهای آسیایی نیز حتی برای ورزشکاران بانویی که در جایگاه چهارم قرار گرفتند پاداشهایی اختصاص یافته بود. آن زمان کمتر کسی این تصمیمات را نمایشی یا تبعیضآمیز می خواند. بنابراین اصل استفاده از مشوقهای ویژه، موضوع تازهای نیست.
از سوی دیگر، از میان ۳۵ رشته اعزامی ایران به بازیهای آسیایی، بانوان تنها در ۲۵ رشته حضور دارند و از این میان نیز خیلی خوش بینانه حدود هفت رشته ظرفیت واقعی کسب مدال و حتی مدال طلا را دارند. اگر هدف وزارت ورزش صرفاً یک اقدام تبلیغاتی بود، میتوانست این افزایش پاداش را به تمامی ورزشکاران زن یا در قالب تسهیلات عمومی برای همه بانوان ورزشکار اعمال کند. اما محدود شدن این مشوق به مدالآوران طلا نشان میدهد که هدف اصلی، افزایش انگیزه برای فتح سکوی نخست و ارتقای جایگاه ورزش بانوان در سطح قاره است. هدفی که حتی اگر در نهایت به مدالهای طلای متعدد هم منجر نشود، پیام خود را به جامعه ورزش منتقل کرده است.
در پایان نباید هر تفاوتی را با تبعیض یکسان دانست. گاهی عدالت به معنای رفتار کاملاً مشابه نیست، بلکه به معنای در نظر گرفتن شرایط متفاوت برای رسیدن به فرصتهای برابر است. ورزش بانوان ایران هنوز تا رسیدن به شرایطی برابر با مردان، چه از نظر امکانات، چه از نظر درآمدزایی و چه از نظر دیده شدن، فاصله دارد. در چنین وضعیتی، سیاستهای تشویقی هدفمند میتواند بخشی از این فاصله را جبران کند و انگیزهای مضاعف برای نسل جدید دختران ورزشکار باشد. اگر نتیجه این تصمیم افزایش امید، انگیزه و میل به قهرمانی در میان بانوان باشد، آن را باید سرمایهگذاری برای آینده ورزش ایران دانست نه اقدامی نمایشی. زیرا گاهی یک پاداش، تنها یک رقم نیست، بلکه پیامی است که ارزش تلاش و موفقیت را به جامعه منتقل میکند.
میرزاحسین گیلانی
