کمتر کسی در جامعه ورزش پس از نتایج فدراسیون اسکیت در بازیهای آسیایی هانگژو و بازیهای جهانی چنگدو، خواهان ادامه روند مدیریتی سالهای گذشته بود. علاوه بر نتایج نهچندان رضایتبخش، حواشی مختلف از جمله مطرح شدن انتقادها نسبت به نقشآفرینی یکی از فرزندان رئیس پیشین فدراسیون در امور اجرایی، نارضایتیهایی را در میان بخشی از خانواده اسکیت به وجود آورده بود. از همین رو بسیاری بر این باور بودند که مجمع انتخاباتی ۳۱ تیرماه میتواند آغازگر فصل تازهای برای این رشته باشد.
به قلم هستی جعفری
در نهایت، مجمع انتخاباتی فدراسیون اسکیت با انتخاب حسین خیرینیا با کسب ۲۶ رأی به پایان رسید. انتخابی که از جنبههای مختلف قابل تحلیل است. این انتخابات دو جریان متفاوت را در برابر یکدیگر قرار داده بود. اما نتیجه آن شاید برای تیم مدیریتی سابق و افرادی که در این مدت منافعی داشتند را برآورده کرد نه جامعه ورزش و حتی اسکیت را.
در یک سو حسین خیرینیا قرار داشت، فردی که به عنوان رئیس هیئت اسکیت استان مازندران فعالیت کرده و از بدنه این رشته محسوب میشود. او از حمایت مجموعه مدیریتی فدراسیون و رئیس پیشین نیز برخوردار بود. در سوی دیگر، مریم بخشی از مدیران باسابقه ورزش قرار داشت که با وجود آنکه چهرهای خارج از ساختار مدیریتی اسکیت به شمار میرفت، توانست نظر نزدیک به نیمی از اعضای مجمع را جلب کند. موضوعی که نشان میدهد بخش قابل توجهی از مجمع به دنبال تغییر در مدیریت این فدراسیون بوده است، هرچند در نهایت با اختلافی اندک، گزینه دیگری انتخاب شد.
نتیجه انتخابات بهخوبی نشان داد که جامعه اسکیت در آستانه یک دوگانگی قرار گرفته است. از یک سو، گروهی که تداوم مسیر گذشته را ترجیح میدادند و از سوی دیگر، کسانی که معتقد بودند این رشته برای خروج از شرایط موجود به تغییر مدیریتی نیاز دارد.
واقعیت آن است که نتایج سالهای اخیر، چه در بازیهای آسیایی هانگژو و چه در رقابتهای جهانی چنگدو و دیگر رویدادهای بینالمللی، نشان میدهد اسکیت ایران نتوانسته روندی متناسب با ظرفیتهای خود را طی کند. همین مسئله باعث شد تغییر مدیریت به یکی از مطالبات بخشی از خانواده این رشته تبدیل شود. با این حال رأی نهایی مجمع نیز بخشی از واقعیت ورزش ایران است و باید به آن احترام گذاشت.
با این حال اختلاف اندک آرا مسئولیت رئیس جدید را دوچندان میکند. خیرینیا اکنون با مجمعی روبهروست که نزدیک به نیمی از اعضای آن گزینه دیگری را برای ریاست مناسبتر میدانستند. این موضوع مدیریت فدراسیون را در ماههای نخست با حساسیت بیشتری همراه خواهد کرد. از سوی دیگر، رئیس جدید ناگزیر است میان حفظ همراهی حامیان خود و جلب اعتماد منتقدان تعادل ایجاد کند. اگر صرفاً به حفظ حلقه مدیریتی گذشته بسنده کند، انتقادها ادامه خواهد یافت و اگر در مسیر تغییرات گسترده گام بردارد، ممکن است بخشی از حامیان پیشین خود را از دست بدهد.
موضوع دیگری که در ماههای آینده مورد توجه خواهد بود، نحوه اداره فدراسیون از سوی خیرینیاست. با توجه به اینکه محل سکونت او خارج از تهران است، باید دید چه سازوکاری برای مدیریت مستمر فدراسیون و پیگیری امور اجرایی در نظر خواهد گرفت و برنامههایش برای برطرف کردن ضعفهای موجود از چه زمانی وارد مرحله اجرا میشود.
اسکیت ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به آرامش، برنامهریزی و همدلی نیاز دارد. انتخابات پایان یک رقابت بود، نه پایان اختلافنظرها. اکنون آنچه اهمیت دارد، عملکرد رئیس جدید و تیم مدیریتی اوست. عملکردی که باید بتواند اعتماد هر دو طیف مجمع را جلب کند و مهمتر از آن، جایگاه اسکیت ایران را در میادین بینالمللی ارتقا دهد.
اگر مدیریت جدید بتواند از فضای دوقطبی پس از انتخابات عبور کرده و با استفاده از همه ظرفیتهای این رشته، مسیر اصلاح و توسعه را در پیش بگیرد، انتخابات ۳۱ تیر را میتوان نقطه آغاز یک تحول دانست. در غیر این صورت، اختلافهای امروز به چالشی مزمن تبدیل خواهد شد. چالشی که بیش از همه آینده ورزشکاران و توسعه اسکیت ایران را تحت تأثیر قرار میدهد.
