سلسله یادداشت‌های «معیارهای انتخاب رئیس آینده صداوسیما و ضرورت معماری جدید رسانه ملی» (۴)

صد روز نخست؛ آغاز ری‌برندینگ و معماری نوین رسانه ملی

رضا رضائی

از مدیریت وضع موجود تا نوسازی یک سازمان زنده

در سه یادداشت پیشین، از ضرورت بازتعریف مأموریت رسانه ملی، معیارهای انتخاب رئیس آینده و فونداسیون تحول در دو حوزه «معماری ساختار» و «معماری سرمایه انسانی» سخن گفته شد.

اکنون پرسش اصلی این است: اگر رئیس آینده قرار است «معمار رسانه ملی» باشد، صد روز نخست مدیریت او باید چگونه آغاز شود؟

پاسخ در یک نکته بنیادین نهفته است: رسانه ملی یک سازمان متوقف‌شده نیست که بتوان آن را از صفر ساخت؛ بلکه یک سازمان زنده و قطاری در حال حرکت است که هم‌زمان با حفظ حرکت، باید مسیر، سرعت، ساختار و معماری آن اصلاح شود.

بنابراین، تحول آینده نه به معنای تعطیلی آنتن، توقف تولید یا کنار گذاشتن یکباره ساختارهای موجود است؛ بلکه فرآیند نوسازی هوشمندانه، ری‌برندینگ سازمانی و معماری نوین رسانه‌ای است.

همان‌گونه که یک ساختمان بزرگ در حال بهره‌برداری را نمی‌توان تعطیل کرد و از نو ساخت، بلکه باید در حین فعالیت، فونداسیون را تقویت، طبقات را اصلاح و کارکردها را بازطراحی کرد، رسانه ملی نیز نیازمند نوسازی در بستر استمرار فعالیت است.

صد روز نخست مدیریت جدید، نه یک دوره انتقالی، بلکه آزمونی جدی برای اراده و توانایی تحول است. در این دوره، رئیس سازمان و تمام اجزای رسانه ملی باید نشان دهند که چگونه می‌توانند بدون آسیب به مأموریت روزمره، مسیر آینده را اصلاح کنند.

آنچه در ادامه می‌آید، مجموعه‌ای از اقدامات اولویت‌دار برای این دوره است؛ نه یک برنامه کامل تحول، بلکه بخش آشکاری از یک معماری گسترده‌تر.

آنچه در این یادداشت ارائه می‌شود، در واقع نوک کوه یخ یک برنامه سیاستی جامع‌تر برای «معماری نوین و ری‌برندینگ رسانه ملی» است؛ برنامه‌ای که در آن، شرح تفصیلی هر بخش، مراحل اجرا، الزامات سازمانی، مدل حکمرانی و پیوست‌های تخصصی باید به‌صورت کامل ارائه شود.

۱. تشکیل ستاد معماری نوین؛ مدیریت تحول در قطار در حال حرکت

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۲. ری‌برندینگ رسانه ملی؛ بازتعریف هویت و تجربه مخاطب

ری‌برندینگ صرفاً تغییر نام یا ظاهر نیست؛ بلکه بازسازی رابطه رسانه با مخاطب است.

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۳. مرکز پیام و اتاق وضعیت؛ ایجاد مغز هماهنگ‌کننده رسانه

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۴. تولید؛ حرکت از تولید متمرکز به اکوسیستم تولید

تحول تولید به معنای کنار گذاشتن ظرفیت‌های موجود نیست؛ بلکه به معنای باز کردن مسیر ورود ظرفیت‌های جدید در کنار نیروهای موجود است.

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۵. خبر و مرجعیت؛ بازسازی اعتماد رسانه‌ای

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۶. سرمایه انسانی؛ بازگرداندن انگیزه و شایستگی

اقدامات:

در این میان، بازنشستگان و پیشکسوتان رسانه‌ای نیز باید از یک نیروی خارج‌شده از چرخه سازمانی، به یک شبکه سرمایه دانشی و تجربه‌ای برای آموزش، مشاوره و تولید پروژه‌ای تبدیل شوند.

الگوی مناسب می‌تواند استفاده از ظرفیت‌های تجربه‌محور در قالب شبکه‌های خدماتی باشد؛ همان‌گونه که در برخی حوزه‌های عمومی، مدل‌هایی مانند دفاتر پیشخوان دولت، دفاتر خدمات قضایی، دفاتر شهرداری و پلیس +۱۰ توانسته‌اند بخشی از خدمات را از ساختار متمرکز به شبکه‌ای از ظرفیت‌های دارای صلاحیت منتقل کنند.

در رسانه ملی نیز می‌توان بخشی از فرآیندهای قابل واگذاری مانند شناسایی استعدادها، دریافت ایده، ارزیابی اولیه طرح‌ها، آموزش مقدماتی، ارتباط با گروه‌های مردمی و پشتیبانی تولید را به پیشکسوتان واجد صلاحیت و دفاتر خدمات رسانه‌ای سپرد.

خروجی قابل سنجش:

۷. دانشکده صداوسیما و معاونت آموزشی؛ بازگشت آموزش به مأموریت اصلی

دانشکده صداوسیما و معاونت آموزشی دارای ظرفیت و تشکیلات گسترده‌ای هستند، اما فاصله‌ای معنادار میان وضعیت موجود و نیازهای رسانه آینده وجود دارد.

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۸. معاونت برون‌مرزی؛ بازتعریف نقش در میدان جهانی

 

اقدامات:

 

خروجی قابل سنجش:

۹. مراکز استانی؛ تبدیل ظرفیت محلی به سرمایه ملی

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

۱۰. پاسخگویی؛ تبدیل تحول به تعهد سازمانی

تحول زمانی واقعی است که مسئولیت آن فقط بر عهده رئیس سازمان نباشد.

اقدامات:

خروجی قابل سنجش:

جمع‌بندی؛ صد روز نخست، آغاز معماری جدید

صد روز نخست مدیریت جدید، دوره شعارهای بزرگ یا وعده‌های غیرواقعی نیست؛ دوره نشان دادن مسیر، ایجاد اعتماد و آغاز تغییرات قابل مشاهده است.

رسانه ملی آینده نه با تعطیلی آنتن ساخته می‌شود، نه با حذف گذشته و نه با تغییر چند مدیر.

رسانه ملی آینده با نوسازی یک سازمان زنده ساخته می‌شود؛ سازمانی که هم‌زمان مأموریت امروز خود را انجام می‌دهد و برای آینده معماری می‌شود.

چهار یادداشت نخست این سلسله [۱] [۲] [۳]، در حقیقت مقدمه‌ای برای یک سند سیاستی جامع‌تر درباره «معماری نوین و ری‌برندینگ رسانه ملی» است. آنچه در اینجا آمده، تنها بخش قابل مشاهده‌ای از این طرح است و شرح تفصیلی هر محور، مدل اجرایی، زمان‌بندی، شاخص‌ها و الزامات آن در برنامه سیاستی اصلی ارائه خواهد شد.

در ادامه این معماری، اقتصاد رسانه نیز باید از یک کارکرد صرفاً هزینه‌ای به معماری هوشمند منابع، ارزش‌آفرینی و پایداری حرکت کند؛ موضوعی که در یادداشت بعدی به آن پرداخته خواهد شد.

اکنون پرسش از رئیس آینده روشن است:

آیا می‌تواند در حالی که قطار رسانه ملی در حرکت است، مسیر آن را اصلاح، سرعت آن را افزایش و معماری آن را برای آینده بازطراحی کند؟

پاسخ به این پرسش، تفاوت میان «مدیر وضع موجود» و «معمار رسانه ملی» را مشخص خواهد کرد.


پینوشت:

این یادداشت، چهارمین بخش از سلسله یادداشت‌های «معیارهای انتخاب رئیس آینده صداوسیما و ضرورت معماری جدید رسانه ملی» است. این مجموعه، مقدمه‌ای برای تدوین سند سیاستی «معماری نوین و ری‌برندینگ رسانه ملی» است که در آن، جزئیات اجرایی، مدل حکمرانی تحول، شاخص‌های ارزیابی و برنامه زمان‌بندی تفصیلی ارائه خواهد شد.

↑
خروج از نسخه موبایل