سلسله یادداشت‌های «معیارهای انتخاب رئیس آینده صداوسیما و ضرورت معماری جدید رسانه ملی» (۵)

معماری اقتصادی رسانه ملی؛ از مدیریت هزینه تا خلق ارزش

رضا رضائی

در چهار یادداشت پیشین، از ضرورت انتخاب رئیس آینده بر اساس معیارهای راهبردی، فونداسیون تحول، معماری ساختار و سرمایه انسانی و سپس آغاز ری‌برندینگ و نوسازی یک «سازمان زنده» سخن گفته شد.

اکنون باید به یکی از ارکان اصلی این معماری پرداخت: اقتصاد رسانه.

رسانه ملی با گستردگی مأموریت و ظرفیت‌های خود، نمی‌تواند اقتصادش را فقط در دوگانه «بودجه یا تبلیغات» تعریف کند. اقتصاد رسانه باید بخشی از معماری تحول باشد؛ معماری‌ای که در آن هزینه، مخاطب، اعتماد، اثرگذاری، سرمایه، بهره‌وری و درآمد در یک منظومه واحد دیده شوند.

هدف، تبدیل رسانه ملی به یک بنگاه اقتصادی نیست؛ هدف، خلق ارزش بیشتر از منابع موجود و قرار دادن اقتصاد در خدمت مأموریت عمومی رسانه است.

۱. از مدیریت هزینه تا معماری ارزش

در نگاه سنتی، اقتصاد سازمان بیشتر با تأمین بودجه و کنترل هزینه‌ها سنجیده می‌شود.

اما در معماری جدید، سؤال اساسی این است:

هر ریال از منابع سازمان، چه مقدار ارزش ایجاد می‌کند؟

معماری اقتصادی یعنی:

این ارزش فقط درآمد نیست.

ارزش رسانه‌ای می‌تواند شامل مخاطب، اعتماد، مرجعیت، اثرگذاری، مشارکت، مالکیت فکری، بهره‌وری و درآمد پایدار باشد.

مدیر آینده باید بتواند منابع را به ارزش تبدیل کند و ارزش ایجادشده را دوباره به چرخه کیفیت، تولید، فناوری و توسعه رسانه بازگرداند.

۲. سرمایه‌های واقعی رسانه ملی

رسانه ملی دارایی‌هایی دارد که همه آنها در ترازنامه‌های معمول مالی دیده نمی‌شوند:

معماری نوین باید این دارایی‌ها را از حالت جزیره‌ای خارج و آنها را در یک زنجیره ارزش واحد به یکدیگر متصل کند.

۳. داده و هوش مصنوعی؛ زیرساخت اقتصاد هوشمند

رسانه آینده بدون شناخت دقیق مخاطب، نمی‌تواند منابع خود را هوشمندانه تخصیص دهد.

داده‌های مربوط به رفتار مخاطب، زمان مصرف، علایق، بازخورد، رضایت و مشارکت، در چارچوب قانون، حریم خصوصی و حکمرانی داده، می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری دقیق‌تر قرار گیرد.

هوش مصنوعی و ابزارهای تحلیلی نیز می‌توانند برای:

به کار گرفته شوند.

هدف، فروش یا بهره‌برداری ناموجه از داده مخاطب نیست؛ هدف تبدیل داده به هوشمندی مدیریتی و افزایش کیفیت تصمیم‌گیری است.

۴. آنتن؛ از زمان مصرف‌شده به دارایی ارزش‌آفرین

آنتن یکی از کمیاب‌ترین دارایی‌های رسانه ملی است.

هر ساعت آنتن باید بتواند بخشی از یک زنجیره ارزش باشد:

مخاطب ⇐ اعتماد ⇐ اثرگذاری ⇐ مرجعیت ⇐ مالکیت فکری ⇐ درآمد احتمالی ⇐ سرمایه‌گذاری مجدد

این نگاه به معنای تجاری کردن مأموریت رسانه نیست؛ بلکه به معنای مدیریت مسئولانه یک سرمایه عمومی است.

برنامه موفق فقط یک برنامه پربیننده نیست؛ می‌تواند یک برند، یک شخصیت، یک قالب، یک مالکیت فکری، یک جامعه مخاطب و حتی یک محصول چندسکویی ایجاد کند.

۵. اقتصاد رسانه فقط تبلیغات نیست

اقتصاد آینده رسانه ملی بسیار گسترده‌تر از فروش زمان آگهی است.

ظرفیت‌هایی مانند:

می‌توانند بخشی از سبد اقتصاد آینده رسانه باشند.

البته همه این ظرفیت‌ها باید در چارچوب مأموریت عمومی، قانون، شفافیت و حکمرانی صحیح طراحی شوند.

۶. بازآرایی ظرفیت‌های اقتصادی موجود

معماری اقتصادی جدید الزاماً به معنای ایجاد ساختارهای تازه نیست.

رسانه ملی همین امروز نیز مجموعه‌ای از ظرفیت‌های اقتصادی، تجاری، فنی و سرمایه‌ای در اختیار دارد؛ از صندوق بازنشستگی و معاونت‌ها و واحدهای اقتصادی و اداری ـ مالی و ساختارهای بازرگانی گرفته تا شرکت‌ها و مجموعه‌هایی مانند تکتا، سروش، سروش رسانه و سایر شرکت‌ها و دارایی‌های وابسته.

مسئله اصلی، افزایش تعداد این مجموعه‌ها نیست؛ بلکه قرار دادن آنها در یک نقشه واحد ارزش‌آفرینی است.

برای هر مجموعه باید روشن باشد:

چه دارایی و مزیتی دارد؟

چه مأموریتی در معماری اقتصادی رسانه دارد؟

چه خدمتی به زنجیره محتوا، فناوری، تبلیغات یا مخاطب ارائه می‌کند؟

چه مقدار درآمد، صرفه‌جویی یا ارزش رسانه‌ای ایجاد می‌کند؟

و آیا ادامه فعالیت مستقل، ادغام، همکاری، توسعه، واگذاری یا تغییر مأموریت، بهترین گزینه است؟

هدف، شرکت‌سازی نیست؛ ارزش‌آفرینی از ظرفیت‌های موجود است.

در سند سیاستی آینده، می‌توان برای هر شرکت و مجموعه، یک نقشه مشخص شامل مأموریت، دارایی، هزینه، درآمد، ظرفیت توسعه، هم‌افزایی و شاخص عملکرد طراحی کرد.

۷. ظرفیت فنی؛ از هزینه نگهداری به خدمات تخصصی

توان فنی و مهندسی رسانه ملی از سرمایه‌های کم‌نظیر کشور است.

این ظرفیت می‌تواند در چارچوب قانونی، علاوه بر پشتیبانی مأموریت داخلی، در حوزه‌هایی مانند طراحی و نگهداری زیرساخت پخش، استودیو، صدا، تصویر، نور، خدمات فنی سکوهای رسانه‌ای و آموزش تخصصی مورد استفاده قرار گیرد.

در مراحل بعدی، امکان عرضه بخشی از خدمات فنی و مهندسی به بازار منطقه‌ای و فارسی‌زبان نیز قابل بررسی است.

بدین ترتیب، بخشی از هزینه نگهداری یک ظرفیت موجود می‌تواند به ظرفیت درآمدزا و دانش‌افزا تبدیل شود.

۸. سرمایه انسانی؛ هزینه نیست، سرمایه است

کارکنان، مدیران، هنرمندان، پیشکسوتان و بازنشستگان صرفاً ردیف‌های هزینه‌ای سازمان نیستند؛ بخشی از سرمایه سازمان هستند.

تجربه ده‌ها ساله نیروهای رسانه‌ای را نمی‌توان با بازنشستگی از بین برد.

این سرمایه می‌تواند در آموزش، مشاوره، تولید، کشف استعداد، ارزیابی ایده، خدمات تخصصی و پروژه‌های درآمدزا دوباره وارد چرخه شود.

در کنار آن، شأن، معیشت، سلامت، نشاط، رفاه و امنیت حرفه‌ای کارکنان و بازنشستگان باید در معماری تحول دیده شود.

حتی در شرایطی که برخی پیشکسوتان برای تأمین معیشت، پس از سال‌ها خدمت، ناچار به فعالیت‌هایی خارج از تخصص خود شده‌اند، حفظ شأن و جایگاه آنان بخشی از مسئولیت معماری جدید است.

هدف می‌تواند ایجاد شبکه‌های حرفه‌ای پیشکسوتان و مدل‌های شفاف همکاری و تسهیم منافع باشد؛ به گونه‌ای که تجربه به ارزش و ارزش به درآمد پایدار تبدیل شود.

۹. معیشت کارکنان؛ هزینه یا سرمایه‌گذاری؟

اگر جامعه کارکنان و خانواده‌های آنان را به‌عنوان یک جامعه بزرگ انسانی در نظر بگیریم، رسیدگی هدفمند به معیشت، سلامت و رفاه آنان را نباید صرفاً در قالب «هزینه پرسنلی» دید.

سؤال معماری جدید این نیست که:

برای نیروی انسانی چقدر هزینه کرده‌ایم؟

بلکه باید پرسید:

این سرمایه‌گذاری چه میزان بهره‌وری، رضایت، تعلق سازمانی، کیفیت تولید و در نهایت چه میزان ارزش رسانه‌ای ایجاد کرده است؟

مدل سنجش می‌تواند چنین تعریف شود:

بازده سرمایه انسانی = ارزش ایجادشده ÷ هزینه سرمایه‌گذاری در سرمایه انسانی

این ارزش باید با شاخص‌های قابل اندازه‌گیری مانند افزایش بهره‌وری، کاهش فرسودگی، حفظ نیروهای متخصص، کاهش اتلاف، افزایش کیفیت تولید و ارتقای رضایت و اعتماد سنجیده شود.

حتی اگر این سرمایه‌گذاری در بلندمدت به افزایش اعتماد، مخاطب و مرجعیت رسانه‌ای منجر شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک هزینه جاری دانست؛ بلکه بخشی از سرمایه‌گذاری برای بازسازی سرمایه اجتماعی و رسانه‌ای است.

البته این رابطه باید با داده اثبات شود، نه با شعار.

۱۰. زیستن با رقیب؛ بخشی از معماری جدید

رسانه ملی برای بازگشت به مرجعیت باید زیستن حرفه‌ای با رقیب را یاد بگیرد.

پلتفرم‌ها، رسانه‌های خصوصی، شبکه‌های اجتماعی و تولیدکنندگان مستقل، بخشی از اکوسیستم رسانه‌ای امروز هستند.

رسانه ملی در برخی حوزه‌ها باید رقابت کند، در برخی همکاری کند، در برخی خرید خدمت داشته باشد و در برخی حوزه‌ها بخشی از کار را به ظرفیت‌های بیرونی بسپارد.

گاهی بهترین تصمیم برای یک سازمان بزرگ، بزرگ‌تر شدن نیست؛ هوشمندانه‌تر شدن است.

معماری نوین می‌تواند به معنای تقسیم کار، استفاده از ظرفیت بیرونی و آزادسازی منابع برای مأموریت‌های اصلی باشد.

۱۱. رقابت در چارچوب قانون؛ صیانت از جایگاه رسانه ملی

زیستن با رقیب به معنای نادیده گرفتن قانون نیست.

گسترش فعالیت‌های صوتی و تصویری توسط مجموعه‌های مختلف، از یک سو نشانه گسترش زیست‌بوم رسانه‌ای کشور است و از سوی دیگر، ضرورت تعیین دقیق حدود، مسئولیت‌ها و چارچوب‌های حقوقی این حوزه را بیشتر می‌کند.

اصل ۱۷۵ قانون اساسی نیز جایگاه سازمان صداوسیما و چارچوب‌های حاکم بر آن را مشخص کرده است.

بنابراین معماری جدید باید هم‌زمان دو مسیر را دنبال کند:

رقابت حرفه‌ای و صیانت حقوقی.

مرجعیت فقط با محدود کردن رقبا ساخته نمی‌شود؛ با کیفیت، اعتماد، سرعت، نوآوری و شناخت مخاطب ساخته می‌شود.

اما در کنار آن، حقوق عمومی، قوانین، مجوزها، مالکیت فکری، حقوق پخش و حدود فعالیت رسانه‌ای نیز باید روشن، به‌روز و قابل اجرا باشند.

۱۲. معاونت حقوقی؛ از واحد واکنش به شریک معماری

معاونت حقوقی در معماری جدید نباید صرفاً پس از شکل‌گیری اختلاف وارد عمل شود.

این معاونت باید از ابتدا در طراحی مدل‌های اقتصادی، قراردادهای مشارکت، مالکیت فکری، پلتفرم‌ها، تولید مشترک، خدمات فنی، فعالیت‌های بین‌المللی، همکاری با بخش خصوصی و تعامل با رقبا حضور داشته باشد.

همچنین می‌توان یک نقشه جامع حقوقی اکوسیستم رسانه‌ای طراحی کرد تا نسبت رسانه ملی با پلتفرم‌ها، دستگاه‌ها، بخش خصوصی و تولیدکنندگان مستقل بر اساس قانون و با حفظ حقوق عمومی روشن باشد.

رسانه ملی باید رقابت را یاد بگیرد؛ اما نباید از قانون عقب بماند.

رقابت‌پذیری و حکمرانی حقوقی، دو بال معماری رسانه آینده‌اند.

۱۳. حکمرانی شفاف درآمد؛ شرط مشروعیت اقتصاد رسانه

درآمدزایی بدون حکمرانی شفاف می‌تواند خود به آسیب تبدیل شود.

هر فعالیت اقتصادی باید دارای:

باشد.

نقش ذیحساب، حسابرسی، بازرسی، حراست، صیانت و معاونت حقوقی باید در این معماری دقیق و روشن تعریف شود.

اصل باید ساده باشد:

درآمد رسانه ملی باید قابل ردیابی، قابل حسابرسی و قابل دفاع باشد.

درآمدزایی زمانی ارزشمند است که اعتماد عمومی را افزایش دهد، نه اینکه آن را هزینه کند.

۱۴. از گزارش هزینه به «تراز ارزش رسانه‌ای»

مدیر آینده نباید فقط گزارش دهد:

چقدر هزینه شد؟

چقدر درآمد ایجاد شد؟

باید بتواند پاسخ دهد:

در کنار تراز مالی، باید به سمت شکل‌گیری «تراز ارزش رسانه‌ای» حرکت کرد؛ ترازنامه‌ای که در آن مخاطب، اعتماد، مرجعیت، اثرگذاری، مالکیت فکری، بهره‌وری و درآمد در کنار یکدیگر دیده شوند.

۱۵. ارزش‌آفرینی نوین؛ هر ایده یک پروژه عملیاتی

آنچه در این یادداشت مطرح شد، صرفاً فهرستی از ایده‌های اقتصادی نیست.

هر یک از این ظرفیت‌ها می‌تواند خود به یک پروژه مستقل معماری اقتصادی تبدیل شود و برای آن:

Action Plan، Business Plan، مدل مالی، زمان‌بندی، مسئول اجرا، شاخص عملکرد و سازوکار نظارت طراحی شود.

از اقتصاد محتوا و مالکیت فکری تا پلتفرم‌ها، تبلیغات هوشمند، خدمات فنی، بازارهای منطقه‌ای، باشگاه مخاطبان، بازاریابی دیجیتال، داده و هوش مصنوعی، هرکدام می‌توانند در برنامه سیاستی جامع به‌صورت یک پروژه عملیاتی طراحی شوند.

اما میان «ایده» و «اجرا» فاصله‌ای جدی وجود دارد.

این معماری، بیش از هر چیز، مرد عمل، تیم متخصص و مدیر پاسخگو می‌خواهد؛ کسانی که بتوانند ایده را به پروژه، پروژه را به محصول و محصول را به ارزش تبدیل کنند.

آنچه در این یادداشت آشکار شده، فقط بخشی از ظرفیت‌های ارزش‌آفرینی نوین اقتصادی رسانه ملی است؛ جزئیات هرکدام می‌تواند در سند سیاستی جامع، به‌صورت کامل طراحی و ارائه شود.

۱۶. ساختن یک اکوسیستم، نه یک جزیره

اقتصاد آینده رسانه ملی، اقتصاد یک سازمان منزوی نیست.

این اقتصاد باید با:

مخاطب، هنرمند، تولیدکننده، پلتفرم، بخش خصوصی، دانشگاه، شرکت دانش‌بنیان، بازار منطقه‌ای و حتی رقیب در ارتباط باشد.

رسانه ملی می‌تواند به جای آنکه صرفاً یک سازمان تولیدکننده پیام باشد، به مرکز یک اکوسیستم رسانه‌ای تبدیل شود؛ اکوسیستمی که در آن ارزش تولید می‌شود، تقسیم می‌شود و بخشی از آن دوباره به کیفیت، تولید، سرمایه انسانی و مأموریت عمومی رسانه بازمی‌گردد.

جمع‌بندی؛ اقتصاد در خدمت مرجعیت

معماری اقتصادی رسانه ملی قرار نیست صداوسیما را به یک بنگاه اقتصادی تبدیل کند.

مسئله دقیقاً برعکس است:

باید اقتصاد را در خدمت مأموریت قرار داد و مأموریت را با اقتصاد هوشمند، پایدار و شفاف تقویت کرد.

رسانه ملی آینده باید بتواند با منابع محدودتر، کیفیت بیشتر؛ با هزینه هوشمندتر، اثرگذاری بیشتر؛ و با شناخت دقیق‌تر مخاطب، اعتماد و مرجعیت بیشتری ایجاد کند.

هنر مدیر آینده فقط اداره بودجه نیست.

هنر او تبدیل منابع به ارزش است؛

تبدیل مخاطب به اعتماد،

اعتماد به مرجعیت،

و ظرفیت‌های خاموش به سرمایه‌ای برای آینده رسانه.

اینجاست که «مدیریت هزینه» به «معماری ارزش» تبدیل می‌شود.

و این معماری، در نهایت برای یک هدف طراحی می‌شود:

بازگشت مرجعیت رسانه ملی و بازسازی اعتماد جامعه.


پینوشت

این یادداشت، پنجمین بخش از سلسله یادداشت‌های «معیارهای انتخاب رئیس آینده صداوسیما و ضرورت معماری جدید رسانه ملی» است.

 

محورهای مطرح‌شده، بخشی از چارچوب اولیه معماری اقتصادی رسانه ملی هستند. جزئیات مدل‌های درآمدی، حکمرانی اقتصادی، داده، فناوری، بازار، شرکت‌ها، سرمایه انسانی، شاخص‌های عملکرد و پروژه‌های اجرایی، در سند سیاستی جامع معماری نوین و ری‌برندینگ رسانه ملی قابل طراحی و ارائه خواهد بود.

هدف این سلسله یادداشت‌ها ارائه نسخه‌های پراکنده نیست؛ ساختن قطعات یک معماری واحد است؛ معماری‌ای که هر یادداشت، بخشی از آن را روشن می‌کند و در نهایت به یک نقشه سیاستی جامع برای آینده رسانه ملی می‌رسد.

↑
خروج از نسخه موبایل