چند روز پیش یادداشتی از حجه الاسلام طائب منتشر کردیم با عنوان رسانه دیگر پیوست جنگ نیست؛ بلکه در متن جنگ قرار دارد.
از وقتی ریاست بسیج مستضعفین به حجه الاسلام طائب سپرده شده است نشانههایی دیده میشود که بسیج در آیندهای نزدیک قدرتمندتر و تاثیرگذارتر میشود اما یادداشت دیروز ریاست بسیج برای خبرنگاران و رسانه نگاران چیز دیگری بود. یادداشتی از سر شناخت رسانه بود که به خوبی کنه مطالب و نقش رسانه در جهان کنونی ما را شکافته بود.
اساسا وقتی بدانیم دیگر مانند گذشته نیست که رسانه صرفا پیوست جنگ نیست و رسانه صرفا تولید تصاویری از جنگ نیست بلکه رسانه شاید مهمترین سلاح زمان جنگ است، گامی به پیش نهاده ایم. من بارها در این باره نوشته ام که رسانه در جنگ های جدید جایی است که اراده ها را می شکند و تسلیم را تولید می کند. شیوه جنگ آمریکایی ها این گونه است: استفاده گسترده از سلاح های پیشرفته و تولید دود و آتش و محتوای تصویری. به این راهبرد می گویند آموزه هول و وحشت. بهترین نمونه آن در جنگ اول خلیج فارس، جنگ ۱۹۹۱ عراق پس از اشغال کویت، است که خبرگزاری های آمریکایی از میدان جنگ و از پرواز جنگنده های آمریکایی تصاویر زنده پخش می کردند. در تمامی جنگ های بعدی نیز از این راهبرد استفاده شد. آنها در میدان جنگ رسانه را «تحمل» نمی کنند بلکه رسانه را به خط مقدم می برند و دست او را باز می گذارند. اما ما چنین نیستیم؛ نمی توانیم اخبار دست اول و زنده جنگ را منتشر کنیم. هزار ملاحظه حق و ناحق مانع آن می شود. تا یک خبرنگار ایرانی بسنجد که چیزی قابل انتشار است یا خیر موضوع در رسانه های خارجی یا فضای مجازی می سوزد و ارزش رسانه ای خود را از دست می دهد.
در ابتدای یادداشت رییس بسیج عبارتی هست بسیار عمیق:
«در جنگها و بحرانهای منطقه، از غزه و فلسطین تا لبنان، یمن، عراق و ایران، خبرنگارانی تلاش کردهاند آنچه در میدان رخ میدهد، در روایت رسانههای جهان نیز دیده شود. اگر تصویری ثبت نشود، روایتی گفته نشود و حقیقتی بهموقع روایت نشود، میدان روایت در اختیار کسانی قرار میگیرد که میتوانند واقعیت را آنگونه که میخواهند بازسازی کنند.»
این عبارت عمیق است؛ آنچه مهم است روایت است نه خبر. خبر صرفا داده هایی خام است که مخاطب می تواند آن را بخواند و فراموش کند یا برای خود روایتی بسازد. اما چه بهتر که رسانه بتواند روایت سازی کند؛ این روایت سازی منافاتی با روایت مخاطب ندارد بلکه مکمل آن است. روایت سمت و سو می دهد اما صرف گزارش خبری چنین نیست.
از همه مهمتر، عبارت «به موقع» است؛ اینجا است که ما از بسیاری از خبرگزاری های خارجی عقب می مانیم. حتی مسئولان سیاست خارجی خودمان بیشتر با خبرگزاری های خارجی در ارتباط هستند؛ هر کس یک روز در ایران کار خبری کرده باشد با این موضوع مواجه شده است که خبرنگاران ایرانی در به در دنبال چند تکه اطلاعات خبری هستند که ناگهان رویترز یا آسوشیتد پرس یا سی ان ان یا بی بی سی گزارش خبری کاملی به نقل از مقامات ایرانی منتشر می کند. دیگر رسانه ایرانی باید به نقل از یک رسانه خارجی خبر را منتشر کند زیرا دیگر دیر شده است. پس از آن ناگهان مقامات خودمان آماده مصاحبه و اطلاع رسانی می شوند ولی دیگر موقع آن گذشته است. چگونه است که ما باید نباید در اخباری که به خودمان ربط دارد مرجع اولیه باشیم؟ یکی از ویژگی هایی که ارزش خبری را تعیین می کند «تازگی» است، همان به موقع بودن. وقتی این ویژگی از دست برود دیگر خبر بخشی از ارزش خود را از دست داده است.
حال حجه الاسلام طائب پیش قدم این راه شده است؛ امید می رود باقی مقامات و مسئولان نیز به این ادراک برسند و نقش رسانه را به درستی درک کنند.
