رضا رضائی
پیمان مکه که در ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان امضا شد، چارچوبی نوظهور برای همکاری دفاعی و امنیتی ایجاد کرده است؛ هرچند هنوز جزئیات کامل تعهدات و سازوکارهای عملیاتی آن روشن نیست و با یک ائتلاف نظامی کاملاً نهادینهشده مانند ناتو فاصله دارد. [۱] [۲]
در روزهای اخیر، گزارشهایی درباره احتمال دعوت ایران به این پیمان منتشر شد. با این حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در نشست خبری دوم شهریور اعلام کرد که تهران «دعوتنامه رسمی» برای پیوستن به توافق مکه دریافت نکرده است. او گفت پیشنهادهای مطرحشده از سوی کشورهای منطقه، در حال حاضر صرفاً به گفتوگو و رایزنی درباره موضوعات مرتبط با «امنیت دستهجمعی در منطقه» مربوط بوده است. [۳]
این موضع رسمی، چارچوب بحث را تغییر میدهد. بنابراین در شرایط فعلی نمیتوان از «دعوت رسمی ایران» سخن گفت؛ بلکه آنچه وجود دارد، گزارشهایی درباره احتمال مشارکت ایران و در کنار آن، تأکید رسمی تهران بر گفتوگوهای منطقهای درباره امنیت جمعی است.
همزمان، فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در ۲ شهریور به تهران سفر کرده است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، تحولات منطقه، روابط ایران و آمریکا و پیامدهای توافق اخیر پاکستان، ترکیه و عربستان از جمله موضوعاتی است که میتواند در این سفر مورد بحث قرار گیرد. [۴] [۵]
در نتیجه، مسئله دیگر صرفاً یک توافق سهجانبه میان عربستان، ترکیه و پاکستان نیست؛ بلکه مجموعهای از متغیرهای بههمپیوسته شامل شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید، سفر عاصم منیر، بحران هرمز، نقش میانجیگرانه پاکستان، روابط ایران و عربستان، مناسبات تهران و آنکارا و فشارهای اقتصادی آمریکا را دربر میگیرد. [۶]
چرا پیمان مکه برای ایران مهم است؟
سه عضو فعلی پیمان هرکدام مزیتهای متفاوتی دارند: عربستان سعودی از قدرت مالی، انرژی و نفوذ منطقهای برخوردار است؛ ترکیه قدرت مهم نظامی و ژئوپلیتیکی در منطقه محسوب میشود؛ و پاکستان علاوه بر توان نظامی، موقعیت جغرافیایی و روابط ویژه خود با کشورهای مختلف منطقه را در اختیار دارد.
ایران نیز در صورت تبدیلشدن به بخشی از این معماری، مؤلفههایی را وارد معادله خواهد کرد که اهمیت ژئوپلیتیکی پیمان را افزایش میدهد؛ از جمله موقعیت راهبردی در خلیج فارس، ساحل شمالی تنگه هرمز، منابع انرژی، ظرفیتهای دفاعی و موشکی و عمق ژئوپلیتیکی منطقهای.
از این منظر، موضوع اصلی دیگر صرفاً «عضویت ایران» نیست؛ بلکه این پرسش مطرح میشود که جایگاه ایران در معماری امنیتی جدید منطقه چه خواهد بود؟
این معماری میتواند برای تهران هم فرصت ایجاد کند و هم تهدید.
فرصتهای احتمالی برای ایران
نخست، مشارکت ایران در گفتوگوهای امنیتی منطقهای میتواند به کاهش انزوای منطقهای کمک کند و هزینه حذف ایران از هرگونه ترتیبات امنیتی آینده را افزایش دهد.
دوم، حضور همزمان ایران و عربستان در یک چارچوب گفتوگویی میتواند زمینهای برای تبدیل رقابت دوجانبه به مدیریت نهادمند اختلافات ایجاد کند. پیشنهاد عراق برای ایجاد شورای هماهنگی امنیتی میان ایران و عربستان نیز از همین منظر قابل بررسی است. [۷]
سوم، تنگه هرمز میتواند از یک موضوع صرفاً تقابلی به موضوعی برای همکاری تبدیل شود. امنیت هرمز برای ایران، عربستان، پاکستان و حتی ترکیه، هرکدام به دلایل متفاوت، اهمیت اقتصادی و راهبردی دارد.
چهارم، پاکستان میتواند نقش یک پل ارتباطی میان ایران و سایر اعضای پیمان و حتی میان تهران و واشنگتن ایفا کند؛ بهویژه در شرایطی که اسلامآباد تلاشهایی برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا انجام داده است. [۵]
پنجم، اگر سطح تنشهای منطقهای کاهش یابد، ترتیبات امنیتی جدید میتواند در مرحله پساجنگ زمینه همکاریهای اقتصادی، انرژی، ترانزیت و سرمایهگذاری را فراهم کند.
اما خطر اصلی چیست؟
مهمترین خطر احتمالی برای ایران، از دست رفتن آزادی عمل راهبردی است.
هرگونه مشارکت در یک چارچوب دفاعی باید با تعریف دقیق مفاهیمی مانند «حمله»، «دفاع متقابل»، «تعهد دفاعی»، «تصمیم برای ورود به جنگ» و «سازوکار خروج» همراه باشد.
برای ایران مهم است روشن شود که آیا تعهد دفاعی خودکار است یا هر کشور میتواند بهصورت مستقل درباره مشارکت نظامی تصمیم بگیرد. همچنین باید مشخص شود اگر یکی از اعضا خود آغازگر یک درگیری باشد، آیا دیگر اعضا همچنان موظف به حمایت از آن خواهند بود یا خیر.
موضوع دیگری که اهمیت زیادی دارد، نقش قدرتهای فرامنطقهای است. اگر یک چارچوب امنیتی منطقهای بهتدریج تحت نفوذ یا مدیریت قدرتهای خارجی قرار گیرد، ممکن است استقلال راهبردی اعضای آن کاهش یابد.
مسئله گروههای مسلح منطقهای
یکی دیگر از پروندههای پیچیده، مسئله گروههای مسلح منطقهای است.
در هرگونه گفتوگوی امنیتی، ممکن است این موضوع مطرح شود که اعضای پیمان نباید از خاک یا قلمرو خود برای اقدام نظامی علیه سایر اعضا استفاده کنند.
برای ایران، تفاوت مهمی میان پذیرش قواعد عدم تعرض و واگذاری یا حذف کامل روابط و شبکههای منطقهای وجود دارد.
این دو موضوع نباید با یکدیگر یکی تلقی شوند.
اگر هدف، ایجاد یک نظام امنیت جمعی باشد، اصل عدم استفاده از قلمرو اعضا علیه یکدیگر میتواند بخشی از قواعد عمومی پیمان باشد؛ اما اگر این موضوع به ابزاری برای تحمیل تغییرات گسترده در سیاست منطقهای ایران تبدیل شود، ماهیت مذاکرات کاملاً متفاوت خواهد شد.
عربستان؛ از رقابت به مدیریت اختلاف
یکی از مهمترین ابعاد احتمالی این روند، رابطه تهران و ریاض است.
رقابت ایران و عربستان طی سالهای گذشته یکی از عوامل مهم شکلدهنده به معادلات امنیتی منطقه بوده است. اگر این دو کشور بتوانند در یک چارچوب منطقهای درباره امنیت جمعی، عدم تعرض و مدیریت بحران گفتوگو کنند، بخشی از اختلافات میتواند از حالت رقابت مستقیم به سمت مدیریت نهادمند حرکت کند.
این الزاماً به معنای پایان رقابت نیست؛ بلکه میتواند به معنای رقابت کنترلشده همراه با سازوکارهای جلوگیری از سوءمحاسبه باشد.
پیشنهاد عراق برای تشکیل شورای هماهنگی امنیتی میان ایران و عربستان نیز از همین زاویه اهمیت دارد. [۷]
ترکیه؛ شریک و رقیب همزمان
ترکیه نیز برای ایران یک شریک ساده و بدون اختلاف نیست.
تهران و آنکارا در برخی حوزهها همکاری میکنند و در برخی پروندهها نیز منافع رقیب دارند. سوریه، قفقاز، انرژی، تجارت و نفوذ منطقهای از جمله عرصههایی هستند که دو کشور در آنها همزمان همکاری و رقابت دارند.
قرار گرفتن در یک چارچوب امنیتی مشترک میتواند امکان همکاری نهادی را افزایش دهد، اما به معنای پایان رقابت راهبردی تهران و آنکارا نخواهد بود.
به همین دلیل، هر ساختار جدید باید بهگونهای طراحی شود که همکاری امنیتی را به وابستگی سیاسی تبدیل نکند.
پاکستان؛ مهمترین پل احتمالی
در میان اعضای پیمان، پاکستان برای ایران موقعیتی متفاوت دارد.
اسلامآباد از یک سو با عربستان روابط نزدیک دارد، از سوی دیگر با ترکیه همکاریهای راهبردی دارد و همزمان روابط تاریخی و امنیتی خود با ایران را حفظ کرده است.
علاوه بر این، پاکستان در شرایط فعلی در تلاش برای ایفای نقش میانجی میان ایران و آمریکا نیز هست. [۵]
به همین دلیل، نقش پاکستان میتواند فراتر از عضویت در پیمان باشد.
اسلامآباد میتواند یکی از کانالهای ارتباطی میان ایران و سه عضو پیمان باشد و در صورت موفقیت دیپلماتیک، نقش آن در شکلدهی به معماری امنیتی منطقه افزایش یابد.
هرمز؛ نقطه اتصال امنیت، اقتصاد و دیپلماسی
تنگه هرمز احتمالاً مهمترین نقطه اتصال میان تمام این پروندههاست.
هرمز برای ایران یک موضوع امنیتی و راهبردی است؛ برای عربستان و دیگر کشورهای صادرکننده انرژی، مسئله امنیت صادرات و تجارت است؛ و برای اقتصاد جهانی، یکی از مهمترین مسیرهای انرژی محسوب میشود.
از این منظر، اگر ترتیبات امنیتی منطقهای بتواند امنیت هرمز را به یک منفعت مشترک تبدیل کند، بخشی از مهمترین اختلافات منطقهای میتواند از حوزه تقابل به حوزه همکاری منتقل شود.
این تحول، در صورت تحقق، میتواند اهمیت پیمان مکه را بسیار فراتر از یک توافق دفاعی سهجانبه ببرد.
آمریکا؛ سه امکان متفاوت
واکنش آمریکا به هرگونه تحول در پیمان مکه را نمیتوان از پیش قطعی دانست.
یک احتمال آن است که واشنگتن نسبت به مشارکت ایران نگران باشد و آن را تهدیدی برای سیاست فشار بر تهران تلقی کند.
احتمال دوم، حمایت مشروط از یک چارچوب امنیتی منطقهای است؛ بهگونهای که واشنگتن از امنیتسازی منطقهای استقبال کند، اما آن را با موضوعاتی مانند برنامه هستهای، موشکی یا سیاست منطقهای ایران پیوند دهد.
احتمال سوم نیز این است که آمریکا از افزایش مسئولیتپذیری کشورهای منطقه در تأمین امنیت خود استقبال کند، مشروط بر اینکه ساختار جدید علیه منافع آمریکا قرار نگیرد.
بنابراین، سادهسازی پیمان مکه بهعنوان «ابزار آمریکا» یا برعکس «پیمانی ضدآمریکایی» میتواند گمراهکننده باشد.
اسرائیل؛ اهمیت ماهیت نهایی پیمان
واکنش اسرائیل نیز تا حد زیادی به ماهیت نهایی این معماری امنیتی بستگی خواهد داشت.
اگر پیمان به چارچوبی برای محدودکردن ایران تبدیل شود، ممکن است برخی ابعاد آن با منافع اسرائیل همراستا تلقی شود.
اما اگر حضور یا مشارکت ایران موجب کاهش انزوای منطقهای تهران، تقویت روابط ایران و عربستان و ایجاد سازوکارهای امنیتی مستقل از قدرتهای خارجی شود، پیامدهای آن برای اسرائیل متفاوت خواهد بود.
بنابراین مسئله اصلی صرفاً «حضور ایران» نیست؛ بلکه نوع نظم امنیتیای است که از این روند شکل خواهد گرفت.
سه سؤال کلیدی برای تهران
در هرگونه مذاکره یا رایزنی درباره آینده این معماری، سه سؤال اهمیت ویژه دارد:
- آیا خاک، حریم هوایی و تأسیسات هیچ عضو نباید علیه عضو دیگر استفاده شود؟
- آیا تعهد دفاعی خودکار و نامحدود است یا هر کشور حق تصمیمگیری مستقل دارد؟
- آیا قدرتهای فرامنطقهای در تصمیمگیری و عملیات پیمان نقش خواهند داشت؟
پاسخ به این سه سؤال میتواند بخش مهمی از ماهیت واقعی هر توافق آینده را مشخص کند.
سناریوهای پیش روی ایران
سناریوی نخست؛ مشارکت مشروط و موفق
ایران در گفتوگوها و احتمالاً ساختار آینده مشارکت میکند، اما استقلال راهبردی و حق تصمیمگیری مستقل خود را حفظ میکند.
سناریوی دوم؛ مشارکت بدون تضمین کافی
ایران وارد ساختاری میشود که در آینده ممکن است برای محدودکردن سیاست منطقهای، دفاعی یا امنیتی آن مورد استفاده قرار گیرد.
سناریوی سوم؛ عدم مشارکت و شکلگیری تدریجی یک بلوک رقیب
اگر ایران از هرگونه گفتوگو کنار بماند، این احتمال وجود دارد که ساختار جدید بهتدریج بدون حضور ایران تثبیت شود و در آینده به یک چارچوب امنیتی رقیب تبدیل شود.
سناریوی چهارم؛ عدم عضویت و همکاری جداگانه
ایران میتواند عضو رسمی نباشد، اما درباره هرمز، امنیت انرژی، عدم تعرض و مدیریت بحران با اعضای پیمان سازوکارهای جداگانه ایجاد کند.
سناریوی پنجم؛ گفتوگو بدون تعهد فوری
ایران میتواند ابتدا وارد گفتوگو شود، اهداف و متن توافق را بررسی کند و بدون پذیرش قبلی، درباره شکل مشارکت احتمالی تصمیم بگیرد.
در شرایط فعلی، این رویکرد میتواند امکان بررسی دقیقتر و افزایش قدرت چانهزنی ایران را فراهم کند؛ بهویژه آنکه وزارت خارجه ایران دریافت دعوتنامه رسمی را تکذیب کرده است و آنچه فعلاً مطرح است، گفتوگوهای منطقهای درباره امنیت جمعی است. [۳]
اهمیت اقتصادی در دوره پساجنگ
اهمیت این روند برای ایران صرفاً امنیتی نیست.
اگر چارچوبهای جدید منطقهای بتوانند سطح تنش میان اعضا را کاهش دهند و امنیت مسیرهای انرژی و تجارت را افزایش دهند، در دوره پساجنگ میتوانند زمینه همکاری در سرمایهگذاری، انرژی، ترانزیت و بازسازی را فراهم کنند.
عربستان میتواند به یک شریک بالقوه در سرمایهگذاری و انرژی تبدیل شود؛ ترکیه میتواند مسیر مهم تجارت و ترانزیت ایران به غرب و شمالغرب باشد؛ و پاکستان میتواند دروازه ارتباط ایران با بازارهای جنوب آسیا باشد.
با این حال، این ظرفیت اقتصادی تنها در صورتی قابل تحقق است که ترتیبات امنیتی جدید به بستری برای محدودسازی سیاسی یا امنیتی ایران تبدیل نشود.
در نهایت پیمان مکه را نباید صرفاً یک توافق دفاعی سهجانبه دانست. این پیمان میتواند بخشی از روند شکلگیری یک معماری امنیتی جدید در خاورمیانه باشد؛ معماریای که در آن کشورهای منطقه تلاش میکنند سهم بیشتری از مسئولیت امنیت خود را بر عهده بگیرند.
در این میان، جایگاه ایران اهمیت ویژهای دارد.
گزارشهایی درباره دعوت ایران به این پیمان منتشر شد، اما سخنگوی وزارت خارجه ایران دریافت دعوتنامه رسمی را تکذیب کرده است. در عین حال، تهران اعلام کرده پیشنهادهای مطرحشده از سوی کشورهای منطقه در چارچوب گفتوگو و رایزنی درباره امنیت جمعی منطقه قرار دارد. [۳]
این تفاوت مهم است.
بنابراین سؤال اصلی برای ایران نباید صرفاً این باشد که «عضو پیمان مکه بشود یا نه؟»
سؤال راهبردیتر این است:
اگر قرار است درباره آینده امنیت منطقه گفتوگو شود، جایگاه ایران در این معماری چه باید باشد و چه قواعدی باید از ابتدا مورد توجه قرار گیرد؟
اصل عدم تعرض، ممنوعیت استفاده از خاک اعضا علیه یکدیگر، نبود تعهد خودکار برای ورود به جنگ، استقلال تصمیمگیری کشورها، امکان خروج از توافق، شفافیت سازوکارهای اجرایی، محدودبودن نقش قدرتهای فرامنطقهای و تفکیک امنیت منطقهای از پروندههای هستهای و موشکی، از مهمترین محورهای قابل بررسی هستند.
پذیرش گفتوگو به معنای پذیرش عضویت نیست.
ایران میتواند ابتدا متن و اهداف توافق را بررسی کند، مواضع عربستان، ترکیه و پاکستان را بسنجد، از ظرفیت ارتباطی پاکستان استفاده کند و سپس درباره شکل مشارکت خود تصمیم بگیرد.
در شرایطی که دعوت رسمی ایران تکذیب شده، نه پذیرش شتابزده و نه رد فوری میتواند پاسخ کامل به مسئله باشد. آنچه اهمیت دارد، استفاده از گفتوگوهای منطقهای برای شناخت دقیقتر معماری در حال شکلگیری و افزایش قدرت چانهزنی ایران است.
در نهایت، پیمان مکه برای ایران میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید؛ تفاوت این دو، نه در نام پیمان، بلکه در ماهیت تعهدات، سازوکارهای اجرایی، میزان استقلال اعضا و جایگاه ایران در نظم امنیتی آینده منطقه تعیین خواهد شد.
سفر عاصم منیر به تهران نیز در همین چارچوب اهمیت پیدا میکند: نه بهعنوان نشانه قطعی دعوت ایران یا عضویت تهران در پیمان، بلکه بهعنوان بخشی از روند گفتوگوهای فشردهای که میتواند بر شکل آینده امنیت منطقه اثر بگذارد.
در این مرحله، مهمترین تحول برای ایران شاید نه تصمیم فوری درباره عضویت، بلکه تعیین جایگاه خود در معماری امنیتیای باشد که هنوز در حال شکلگیری است.
منابع
[۱] بیبیسی فارسی — گزارش توافق دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستانhttps://www.bbc.com/dari/articles/c3r01pe7xyvo
[۲] رادیو فرانسه — توافق دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستانhttps://www.rfi.fr/fa/ایران/20260807-ترکیه-عربستان-و-پاکستان-برای-یک-هم-پیمانی-دفاعی-دیدار-می-کنند
[۳] موضع رسمی اسماعیل بقایی درباره توافق مکه و تکذیب دریافت دعوتنامه رسمیاعتماد آنلاین / گزارش نشست خبری سخنگوی وزارت خارجه
https://www.etemadonline.com/بخش-بین-الملل-17/787833-بقایی-توافق-مکه
[۴] ایسنا — سفر عاصم منیر به تهرانhttps://www.isna.ir/news/1405060100213/سفر-عاصم-منیر-به-تهران-در-روز-دوشنبه
[۵] رویترز — سفر فرمانده ارتش پاکستان به ایران و میانجیگری میان تهران و واشنگتنhttps://www.reuters.com/world/asia-pacific/pakistan-army-chief-visit-iran-mediations-us-iran-tensions-2026-08-23/
[۶] سیانان — تحولات جنگ، ایران، آمریکا و تنگه هرمزhttps://www.cnn.com/2026/08/24/world/live-news/iran-war-trump
[۷] برترینها — پیشنهاد عراق برای تشکیل شورای هماهنگی امنیتی میان ایران و عربستانhttps://www.bartarinha.ir/بخش-اخبار-روز-20/1611460-پیشنهاد-عراق-به-ایران-عربستان-برای-تشکیل-شورای-امنیتی
[۸] تایمز ناو — گزارش درباره ادعای دعوت ایران به پیمان مکهhttps://www.timesnownews.com/world/middle-east/iran-invited-to-join-mecca-pact-by-saudi-arabia-pakistan-turkey-us-iran-war-article-155974030
[۹] جروزالم پست — گزارش درباره وضعیت دعوت ایران به پیمان مکهhttp://members.jpost.com/middle-east/iran-news/article-906316
[۱۰] گزارش رسمی/رسانهای تکمیلی درباره موضع ایران نسبت به پیمان مکهhttps://www.iranintl.com/en/202608111928
