مناسبات جمع مناسبت وبه معنی موافقت، داد وستد ،پیوند ، پیوستگی و ارتباط است که ممکن است میان دوچیز یا چند چیز؛ بین دو دین، دو مذهب دو علم یا دو نظریه، باشد.. ودر هریک از این موارد می توان از انواع ارتباط، ابعاد ارتباط و میزان ارتباط ونیز آثار و پیامدهای هریک از این پیوستگی ها سخن گفت..بحث از رابطه و پیوند علوم هرچند از مباحث جدید است اما از مباحث بسیار مهم، بویژه در حوزه علوم انسانی و از جمله علوم اسلامی است. مناسبات کلام و تاریخ، فقه و اخلاق، عرفان و فلسفه، اسلام و مسیحیت، یا سنی و شیعه و.. چنان که هریک و مناسبات تشیع و تصوف نیز از آن جمله است. به این بیان که این دو مکتب اصولا پیوندی دارند یا خیر و اگر جواب مثبت است چگونه و در چه حوزه ها و محورهایی است
پوشیده نیست که در این خصوص در میان مسلمانان اعم از سنی و شیعه در باره اصل رابطه و نیز کم و کیف آن اختلاف نظرهایی وجود دارد رویکرد عالمان شیعه به اصل تصوف ونیز رابطه اش با تشیع از صدر اسلام تاکنون در چهار گروه قابل بازنمایی است: 1. عالمان ساکت یا بدون موضع روشن که یا تصوف برای آنها مساله ای نبوده است ویا در در وادی مثبت و منفی نتوانستند غث و سمین – نیک و بد را جدا و به قضاوت برسند.2. عالمان ناقد و دارای موضع مخالف که به نقد تند و مخالفت جدی و برخورد شدید با هر نوع عرفان و تصوف پرداخته اندو در نتیجه نه تنها هیچ رابطه ای بین تشیع و تصوف قائل نشده اند که این دو را نقطه مقابل هم تلقی کرده اند ؛3. عالمان موافق و منتقد که ضمن انتقاد از تصوف بازارى- مستصوف- کوشیده اند تا عرفان ناب و تصوف حقیقى را حفظ کرده، در استمرار آن بکوشند و در نتیجه در ابعاد نظری و عملی و در بسیاری اصول و فروع پیوند میان تشیع و تصوف را تبیین و برخی لغزش ها در این خصوص را نیزمتذکر شده اند .4. عالمان مشتاق و مشوق که نه تنها نسبت به تصوف و عرفان موضع مثبت داشته اند که عرفان و تصوف را گوهر و جوهر اسلام دانسته اند و در نتیجه نه تنها به پیوند تشیع با تصوف به دیده قبول و تأیید نگریسته ، بلکه با قلم و قدم و در شدت و ضعف به ترویج آن پرداخته اند ؛به نظر می رسد، بعد از دوره اهل بیت (ع) در کنار ابن فهد حلّى، شهید اول ، سید بن طاووس، شیخ بهایى ،محمد تقى مجلسى، میرداماد، ملاصدرا، فیض کاشانى ، فیاض لا،هیجى، سید محمد قطب الدین حسینی نیریزى،محمد بیدآباد،ملاعلی نوری مازندرانی،ملا عبدالله زنوزی ،حاجی ملاهادی ،سید علی آقای شوشتری ،ملا حسینقلی همدانی،سید احمد کربلایی ،شیخ محمد بهاری همدانی ،سید علی قاضی طباطبایی وتا دوره معاصر: محمد حسین طباطبائی، امام خمینی، حسن حسن زاده آملی،محمد تقی جعفری، عبد الله جوادی آملی و بسیاری دیگر که حد اقل در گروه سوم وبعضا در گروه اخیر اند؛ سید حیدر آملی دانشمند شیعىِ قرن هشتم را باید یک شگفتی بزرگ و یک نقطه عطف در میان طبقه چهارم دانست .چه؛ سید حیدر در همه آثارش به ویژه در اثر عظیم خود، جامعالاسرار و منبع الانوار، تلاش کم نظیری را بانجام رسانید تا نشان دهد که صوفى حقیقى همان شیعه و شیعه حقیقى همان صوفى است و بدین ترتیب بطور آشکار و مبتنی بر دلایل، شواهد و قرائن، منادى وحدت جوهرى تشیع وتصوف ویکسانی شیعه واقعی و صوفی حقیقی شد. کوششی که به نظر می رسد می توانست راهبرد تشیع در همه دورانها و پیش کش بی بدیل این مکتب برای امروز ما و جهان پیرامونی مان باشد، اما به هر دلیل آنگونه که باید این اقدام مورد توجه قرار نگرفت .
پوشیده نیست که در این خصوص در میان مسلمانان اعم از سنی و شیعه در باره اصل رابطه و نیز کم و کیف آن اختلاف نظرهایی وجود دارد رویکرد عالمان شیعه به اصل تصوف ونیز رابطه اش با تشیع از صدر اسلام تاکنون در چهار گروه قابل بازنمایی است: 1. عالمان ساکت یا بدون موضع روشن که یا تصوف برای آنها مساله ای نبوده است ویا در در وادی مثبت و منفی نتوانستند غث و سمین – نیک و بد را جدا و به قضاوت برسند.2. عالمان ناقد و دارای موضع مخالف که به نقد تند و مخالفت جدی و برخورد شدید با هر نوع عرفان و تصوف پرداخته اندو در نتیجه نه تنها هیچ رابطه ای بین تشیع و تصوف قائل نشده اند که این دو را نقطه مقابل هم تلقی کرده اند ؛3. عالمان موافق و منتقد که ضمن انتقاد از تصوف بازارى- مستصوف- کوشیده اند تا عرفان ناب و تصوف حقیقى را حفظ کرده، در استمرار آن بکوشند و در نتیجه در ابعاد نظری و عملی و در بسیاری اصول و فروع پیوند میان تشیع و تصوف را تبیین و برخی لغزش ها در این خصوص را نیزمتذکر شده اند .4. عالمان مشتاق و مشوق که نه تنها نسبت به تصوف و عرفان موضع مثبت داشته اند که عرفان و تصوف را گوهر و جوهر اسلام دانسته اند و در نتیجه نه تنها به پیوند تشیع با تصوف به دیده قبول و تأیید نگریسته ، بلکه با قلم و قدم و در شدت و ضعف به ترویج آن پرداخته اند ؛به نظر می رسد، بعد از دوره اهل بیت (ع) در کنار ابن فهد حلّى، شهید اول ، سید بن طاووس، شیخ بهایى ،محمد تقى مجلسى، میرداماد، ملاصدرا، فیض کاشانى ، فیاض لا،هیجى، سید محمد قطب الدین حسینی نیریزى،محمد بیدآباد،ملاعلی نوری مازندرانی،ملا عبدالله زنوزی ،حاجی ملاهادی ،سید علی آقای شوشتری ،ملا حسینقلی همدانی،سید احمد کربلایی ،شیخ محمد بهاری همدانی ،سید علی قاضی طباطبایی وتا دوره معاصر: محمد حسین طباطبائی، امام خمینی، حسن حسن زاده آملی،محمد تقی جعفری، عبد الله جوادی آملی و بسیاری دیگر که حد اقل در گروه سوم وبعضا در گروه اخیر اند؛ سید حیدر آملی دانشمند شیعىِ قرن هشتم را باید یک شگفتی بزرگ و یک نقطه عطف در میان طبقه چهارم دانست .چه؛ سید حیدر در همه آثارش به ویژه در اثر عظیم خود، جامعالاسرار و منبع الانوار، تلاش کم نظیری را بانجام رسانید تا نشان دهد که صوفى حقیقى همان شیعه و شیعه حقیقى همان صوفى است و بدین ترتیب بطور آشکار و مبتنی بر دلایل، شواهد و قرائن، منادى وحدت جوهرى تشیع وتصوف ویکسانی شیعه واقعی و صوفی حقیقی شد. کوششی که به نظر می رسد می توانست راهبرد تشیع در همه دورانها و پیش کش بی بدیل این مکتب برای امروز ما و جهان پیرامونی مان باشد، اما به هر دلیل آنگونه که باید این اقدام مورد توجه قرار نگرفت .
با شکل گیری انقلاب شکوهمند ملت بزرگ ایران ، قرائت تشیع از اسلام ناب در مناسبات دین و سیاست ، در قالب نظریه ولایت فقیه که پیوند عمیقی با معنویت داشت، شکل گرفت و این امر تحولات نظری شگرفی درقلمرو رابطه قدرت و معنویت واخلاق از یک سو و دین و دولت از سوی دیگر آفرید. امید آفرینی برای نقش دین ومذهب پس از ناامیدی بسیاری متفکران در شرق و غرب ، مسلمان و غیر مسلمان از افول نقش دین در حوزه حکمرانی و سیاست در دوره معاصر نشانه این تحول است.
به نظر می رسد یکی از مهمترین راههای تداوم انقلاب اسلامی و آرمانهایش که به لحاظ نظری در ذیل حاکمیت مصلح و منجی موعود ادیان و در عینیت اجتماعی در قالب رحمت، اخوت ،کرامت انسان ،رفق و مدارا ،خواست و اراده مردم و ایثار و گذشت تعریف می شد، و شاید اصلی یا منحصر ترین راه تداوم و استمرار آن تکیه بر ابعاد عرفانی و معنوی آن و پر رنگ کردن این بعد از انقلاب باشد نه تجربه کردن کشورگشایی ها و جنگ های ابتدایی مسلمانان بعد از رسول خدا (ص) و تبدیل شدن فتح قلبی که از محکمات آیات قران و سیره رسول اعظم(ص) و اهل بیت اکرم(ع) اوست به فتوح تغلبی و جنگ های ابتدائی و رفتن به سرزمین های دیگران که از اسلام چهره ای غیر قابل تحمل و غیر انسانی به نمایش گذاشته است. چه؛ امام خمینی(ره) در درجه نخست انقلاب را برای نجات جمهور، امت و همه ملت تعربف و قرار بوده است بر اساس اندیشه و عمل او (ره) خیمه خلوت در انجمن و جامعه زده شود و همه به اسلام امیدوار شوند و نه تنها ملت بزرگ ایران بر بال پرندگان و سوار بر قالی سلیمان، سفر سیمرغ را رقم بزنند که، راهی فرا روی جهانیان برای آینده آرمانی ادیان و انسان پیش نهد .
پژوهش پیش رو که در شش بخش کلی و بیست فصل اصلی و بیش از صد عنوان جزئی و فرعی ترتیب یافته است، کوشش خواهد کرد با قدمی کوچک، ابعادی از پیوند تشیع با عرفان و تصوف را بازخوانی کند و سخن حق بیش از هزار ساله اهل معرفت و عرفان در پیوستگی به تشیع وقطب اعظم آن، ولی الله کامل علی بن ابیطالب (ع) را بازنمایی کند.
