هشدار راهبردی: آمریکا و راهبرد «فشار تدریجی»

ایران در کمین دگرگونی خاموش موازنه قدرت

تهران، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ – حملات نظامی اخیر ایالات متحده به اهدافى در جنوب ایران، از جمله جزیره لارک، بندرعباس، چابهار، قشم، سیریک و کنارک، تنها یک اقدام نظامى پراکنده نیست؛ این حملات در چارچوب یک راهبرد طراحى‌شده و هوشمندانه صورت مى‌گیرد که در ادبیات مطالعات راهبردى با عنوان «فشار تدریجی» (Graduated Pressure) یا «برش‌هاى نازک» (Salami Slicing) شناخته مى‌شود. سنتکام روز سه‌شنبه با تأیید حملات جدید، ادعا کرد که این اقدامات در پاسخ به «تلاش‌هاى اخیر سپاه پاسداران براى حمله به کشتیرانى تجارى در تنگه هرمز» صورت گرفته است. اما نگاهى ژرف‌تر به الگوى رفتار واشنگتن نشان مى‌دهد که ما با یک روى‌ارویى کلاسیک و تمام‌عیار روبرو نیستیم، بلکه با «منطقه خاکستری» (Gray Zone) سروکار داریم؛ فضایى میانه که در آن، بازى‌گر راهبردى بدون عبور آشکار از آستانه جنگ تمام‌عیار، مى‌کوشد تا محاسبات و موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد.

منطقه خاکسترى و کودک بازیگوش

مفهوم «فشار تدریجی» را توماس شلینگ، نظریه‌پرداز شهیر راهبردشناسى، با تمثیلى ساده اما هشداردهنده توصیف کرده است: «اگر به کودکی بگویید که وارد آب نشود، بر کرانه می‌نشیند و پاهای برهنه خود را در آب فرو می‌برد؛ بدین ترتیب، هنوز کاملاً «درون آب» محسوب نمی‌شود. چنانچه در این امر مسامحه کنید، برمی‌خیزد؛ با این حرکت نیز بخش بیشتری از بدن او در آب فرو نمی‌رود. اگر در این باره بیندیشید که آیا این عمل با حالت پیشین تفاوت دارد، او دست به راه‌رفتن در آب می‌زند، بی آنکه به ژرفای بیشتری گام نهد؛ و اگر لحظه‌ای فرصت دهید تا تصمیم بگیرید که آیا این وضعیت متفاوت است، او اندکی ژرف‌تر می‌رود».

آمریکا امروز دقیقاً همان نقش کودک بازیگوش را ایفا مى‌کند. حملات روز یکشنبه به دو پرتابگر موشکى سپاه در جزیره لارک، و سپس حملات روز سه‌شنبه به اهدافى در بندرعباس، قشم و چابهار, هر کدام به تنهایى ممکن است «محدود» و «قابل توجیه» جلوه کنند؛ اما در مجموع، یک زنجیره طراحى‌شده از اقدامات فزاینده را تشکیل مى‌دهند که هدف نهایى آن، دگرگونى خاموش موازنه قدرت در منطقه و عقب‌نشاندن تدریجى ایران از معادلات کلیدى مانند تنگه هرمز است.

ایران در کدام نقطه از این بازی ایستاده است؟

پاسخ ایران به این حملات تا کنون قاطع و متناسب بوده است. وزارت امور خارجه با صدور بیانیه‌اى شدیداللحن، تجاوز نظامى آمریکا را محکوم و بر حق ذاتى دفاع مشروع تأکید کرد. سپاه پاسداران نیز با حملات موشکى و پهپادى به پایگاه‌هاى نظامى آمریکا در اردن (ملک حسین و الازرق) پاسخ متقابل داد. سخنگوى ارشد نیروهاى مسلح نیز با اشاره به شش هدف راهبردى آمریکا در این تقابل، بر شکست اهداف دشمن و خسارات سنگین وارده بر ارتش آمریکا و رژیم صهیونیستى تأکید کرد.

اما هشدار اصلى اینجاست: اسیر نشدن در دام «برش‌هاى نازک». دشمن با طراحی حملات محدود و گام‌به‌گام، به دنبال ایجاد «وضعیت‌هاى انجام‌شده» (Fait Accompli) و تغییر تدریجى قواعد بازى است؛ قواعدى که ایران طى سال‌هاى اخیر با اتکا به بازدارندگى فعال، آنها را تثبیت کرده است. اگر هر اقدام محدود آمریکا با پاسخى متقارن و صرفاً متناسب مواجه شود، این ریتم و سرعت بازى را دشمن تعیین خواهد کرد و ایران همواره در مقام واکنش‌دهنده باقى خواهد ماند.

لزوم هوشیارى و پاسخ راهبردى

واقعیت آن است که روابط ایران و آمریکا بار دیگر از منطق مذاکره فاصله گرفته و به قلمرو بازدارندگى سخت، تهدید متقابل و آرایش عملیاتى وارد شده است. در این فضا، هوشیارى صرف کافى نیست؛ آنچه ضرورت دارد، طراحى یک **راهبرد پاسخ هوشمند** است که هم از «آستانه جنگ» عبور نکند و هم به دشمن اجازه «پیشروى خاموش» ندهد.

ایران باید ضمن حفظ آمادگى کامل و پاسخ قاطع به هر تجاوزى، با ابتکار عمل راهبردى، قواعد بازى را خود تعریف کند و با نمایش قدرت و اراده، خطوط قرمز خود را به گونه‌اى ترسیم نماید که براى طرف مقابل قابل انکار و تفسیر نباشد. تجربه نشان داده است که در «منطقه خاکسترى»، کسى پیروز است که بتواند «هزینه‌هاى تدریجى» را براى طرف مقابل به گونه‌اى مدیریت کند که از آستانه تحمل او فراتر رود، بدون آنکه خود وارد جنگ تمام‌عیار شود.

آمریکا با راهبرد «فشار تدریجى» به دنبال دگرگونى خاموش موازنه قدرت است. ایران هوشمند و آماده، با درک عمیق این بازی و پاسخى فراتر از واکنش‌هاى مورد انتظار دشمن، مى‌تواند این معادله را به نفع خود بر هم زند. زمان، دیگر براى تماشا نیست؛ زمان، براى اقدام راهبردى و هوشمندانه فرا رسیده است.

↑
خروج از نسخه موبایل