تهران، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ – در تحولی ناگهانی و بیسابقه، «دن دریسکول» وزیر ارتش ایالات متحده، از سمت خود استعفا داد. این استعفا در شرایطی رخ میدهد که ارتش آمریکا درگیر مدرنیزاسیون و همزمان با تنشهای فزاینده در غرب آسیاست. به گزارش پایگاه خبری «آکسیوس»، دو دلیل کلیدی پشت این استعفا قرار دارد: نخست، احساس دریسکول مبنی بر اینکه ابتکارات مدرنیزاسیون او در ارتش با مانعتراشی مواجه شده است، و دوم، هرجو مرج ناشی از اقدامات پیدرپی و غیرمنتظره پیت هگزت، وزیر دفاع آمریکا، در برکناری ژنرالهای ارشد نظامی این کشور.
هرجومرج در پنتاگون؛ استعفا در زمان جنگ
استعفای دریسکول در زمان جنگ، آن هم پس از برکناری ژنرال «رندی جورج» رئیس ستاد ارتش توسط هگزت در بهار گذشته، بزرگترین نیروی نظامی آمریکا را بدون رهبری تأییدشده توسط سنا، چه در بخش غیرنظامی و چه در بخش نظامی، رها کرده است. این وضعیت بیسابقه در تاریخ معاصر آمریکا، نشاندهنده شکاف عمیق و بحران اعتماد در بالاترین سطوح تصمیمگیری نظامی این کشور است.
بر اساس منابع آگاه، دریسکول که چهرهای رو به رشد در دولت ترامپ محسوب میشد، اخیراً با رئیسجمهور ترامپ دیدار و نگرانیهای خود را درباره وضعیت ارتش مطرح کرده است. یک مقام کاخ سفید نیز اعلام کرد که از دریسکول خواسته شده بود تا پس از انتخابات میاندورهای در سمت خود بماند، اما او اعلام کرده که زمان رفتن فرا رسیده است. پیشبینی میشود دریسکول در روزهای آینده پنتاگون را ترک کند.
روابط یخزده و پارانویای هگزت؛ فروپاشی از درون
نکته قابلتأمل در این ماجرا، رابطه «سرد و یخزده» بین دریسکول و پیت هگزت است. برخی از مقامات آمریکایی فاش کردهاند که وزیر دفاع آمریکا نسبت به دریسکول «مشکوک و پارانوئید» بوده است. این سوءظن تا حدی به دلیل رابطه نزدیک دریسکول با معاون اول ترامپ، «جیدی ونس» – که همدوره دریسکول در دانشکده حقوق ییل بوده – بازمیگردد.
هگزت که همواره به تصمیمات عجولانه و برخوردهای غیرحرفهای با فرماندهان ارشد نظامی شهرت داشته، با این اقدامات، نهتنها ثبات پنتاگون را بر هم زده، بلکه زنگ خطری جدی برای توانایی آمریکا در مدیریت همزمان چند جبهه بحران به صدا درآورده است. استعفای دریسکول در حالی رخ میدهد که وی از حامیان اصلی «طرح تحول ارتش» (Army Transformation Initiative) بود – طرحی که به دنبال تلفیق دو فرماندهی بزرگ و حذف تجهیزات نظامی کلیدی از جمله بالگردهای آپاچی و پهپادهای گرگ ایگل بود. حالا با خروج او، این طرح مهم با بنبست مواجه شده است.
ترامپ و هگزت؛ زوج نابسامان کاخ سفید
دولت ترامپ همواره با تصمیمات لحظهای و غیرقابلپیشبینی در عرصه سیاست خارجی و دفاعی شناخته شده است. اما آنچه اکنون در پنتاگون میگذرد، فراتر از یک تغییر مدیریت ساده است. اقدامات تکانشی و مبتنی بر سوءظن پیت هگزت، که با حمایت کامل دونالد ترامپ انجام میشود، ساختار فرماندهی نظامی آمریکا را به شدت تضعیف کرده است.
مجموعه روانشناختی هگزت – که از سوی مقامات آمریکایی با صفاتی چون «پارانوئید» و «مشکوک» توصیف شده – نشان از فردی دارد که به جای اتکا بر مشاوران نظامی کارکشته، تحت تأثیر عقدههای روانی و خودمحوری تصمیمگیری میکند. این وضعیت برای کشوری که مدعی رهبری جهان آزاد است، نهتنها خجالتآور، بلکه خطرناک است.
فرصت طلایی برای ایران؛ بهرهبرداری هوشمندانه از بحران درونساختاری آمریکا
از نگاه تحلیل راهبردی، آنچه در پنتاگون میگذرد، یک فرصت طلایی برای جمهوری اسلامی ایران محسوب میشود. ارتش آمریکا در شرایطی بدون رهبری مؤثر و با بحران اعتماد در سطوح عالی مواجه است که ایران با اتکا بر بازدارندگی فعال و راهبرد «چشمدرچشمی» هوشمندانه، آماده رویارویی با هر نوع تهدیدی است.
- تضعیف فرماندهی و افزایش خطای محاسباتی: هرجومرج در پنتاگون و جایگزینی فرماندهان باتجربه با افرادی که صرفاً بر اساس روابط شخصی و نه شایستگیهای نظامی منصوب میشوند، احتمال خطای محاسباتی آمریکا را در مواجهه با ایران افزایش میدهد. خطایی که میتواند منطقه را به آستانه درگیریهای بزرگتر بکشاند، اما این بار با تیمی ناهماهنگ و شکننده در طرف مقابل.
- ناهماهنگی در اتاق جنگ: با استعفای دریسکول و برکناری ژنرال جورج، حلقه مشاوران نظامی ترامپ بیش از پیش خلوت و همزمان ناکارآمد شده است. این یعنی هرگونه تصمیم نظامی احتمالی علیه ایران، بدون پشتوانه کارشناسی مستحکم و با تصمیماتی تکانشی گرفته خواهد شد. ایران با شناسایی این آسیبپذیری، میتواند از خلأ راهبردی ایجادشده برای پیشبرد اهداف خود در منطقه بهره ببرد.
- افزایش هزینههای بازدارندگی برای آمریکا: تصویر یک پنتاگون متزلزل و با رهبری پارانوئید، هزینه بازدارندگی آمریکا را در برابر ایران افزایش میدهد. دشمنی که از درون دچار فروپاشی تصمیمگیری است، نمیتواند تهدیدی جدی برای ایران باشد؛ بهویژه وقتی ایران با اتکا بر توانمندیهای بومی و راهبرد مقاومت، اهرمهای فشار خود را در منطقه مستحکمتر از همیشه حفظ کرده است.
جمعبندی
استعفای وزیر ارتش آمریکا و بحران رهبری در پنتاگون، نشان از یک دگردیسی خطرناک در ساختار تصمیمگیری نظامی ایالات متحده دارد. اقدامات تکانشی پیت هگزت و دونالد ترامپ، که ریشه در عقدههای روانی و رویکردهای غیرحرفهای دارد، نهتنها ثبات درونی آمریکا را بر هم زده، بلکه فرصتی کمنظیر برای ایران فراهم آورده است تا با هوشیاری و اتخاذ راهبردهای هوشمندانه، موازنه قدرت را بیش از پیش به نفع خود تغییر دهد.
در شرایطی که دشمن از درون در حال تضعیف است، ایران باید با تیزبینی و حفظ آمادگی کامل، از این فرصت تاریخی برای تحکیم جایگاه راهبردی خود در منطقه بهره برد. ضعفهای روانی و مدیریتی تیم ترامپ–هگزت، بهترین گواه بر این مدعاست که مسیر مقاومت و اتکا به توان داخلی، همچنان کارآمدترین و هوشمندانهترین راه برای عبور از تهدیدات پیچیده پیشروست.
