معاون اول رئیسجمهور با تأکید بر اینکه «هنر دولت، اداره کشور با منابع محدود است»، آموزهای را بازگو کرده که ریشه در کهنترین سنتهای فلسفه سیاسی و علم اقتصاد دارد. در شرایطی که بسیاری از دولتها در وفور نعمت، دچار افراط و تبذیر میشوند، مدیریت هوشمندانهٔ منابع اندک، نشانهٔ بلوغِ سیاسی و تدبیرِ راهبردی است. همچنین، این سخنان مخالف سخنان و اظهارات دیگر مسئولان است که همه چیز را به جنگ و تحریم وابسته می کنند.
۱. سخن عارف؛ تأکید بر یک اصل کلاسیک دولتداری
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، روز گذشته در بازدید از سازمان برنامه و بودجه، با اشاره به اقدامات بزرگ انجامشده در دو سال گذشته با وجود محدودیت منابع، اظهار داشت: «اگر منابع کافی در اختیار دولت بود، تقسیم آن کار دشواری نبود؛ هنر دولت و سازمان برنامه و بودجه، مدیریت درست و بهجای منابع محدود و عبور از موانع است.»
وی تأکید کرد که در بودجه سال آینده، معیشت مردم، رشد اقتصادی، مهار تورم، بهبود نرخ بیکاری، رفع ناترازیهای انرژی و پیشرفت علم و فناوری باید در اولویت قرار گیرد.
این سخن، اگرچه در ظاهر گزارشی از عملکرد دولت است، اما در باطن، بازتابی از یک اصل بنیادین در فلسفه سیاسی و اقتصاد کلاسیک به شمار میرود.
۲. درآمدی بر «هنر مدیریت در کمیابی»؛ از ارسطو تا فردریش هایک
فلاسفه و اندیشمندان سیاسی از دیرباز به این نکته واقف بودهاند که توانایی ادارهٔ جامعه در شرایط دشوار، معیارِ اصلیِ شایستگیِ دولتمردان است.
ارسطو در «سیاست» خود، دولت را نه نهادی برای توزیعِ رفاهِ بیحساب، بلکه «هنرِ ساماندادن به زندگیِ جمعی در محدودیتهای طبیعی» میداند. از نگاه او، فضیلتِ مدیرِ سیاسی، نه در تواناییِ خرج کردن، که در «تدبیرِ عاقلانه» و «عدالتِ توزیعی» در زمانِ تنگناست.
مکتبهای اقتصاد کلاسیک نیز همین آموزه را تأیید میکنند. **آدام اسمیت** در «ثروت ملل» نشان میدهد که ثروتِ واقعی یک کشور، نه در حجمِ منابعِ در اختیار، که در «نحوهٔ بهکارگیریِ کارآمدِ منابع» نهفته است. به عبارت دیگر، «هنرِ اقتصاد» در شرایط وفور، تقسیمِ آسان است، اما «هنرِ دولت» در شرایط کمبود، انتخابِ درستِ اولویتها و تخصیصِ بهینهٔ منابع است.
فردریش هایک، اقتصاددانِ شهیرِ اتریشی، نیز بر این نکته پای میفشرد که کارآمدیِ یک نظامِ سیاسی، در تواناییاش برای «جمعآوری و بهکارگیریِ اطلاعاتِ پراکنده» در شرایطِ کمبود و عدماطمینان است. دولتی که بتواند با اطلاعاتِ محدود، تصمیماتی درست و بهموقع بگیرد، از دولتی که در وفورِ نعمت، به اسراف و تبذیر دچار میشود، بسیار برتر است.
۳. اولویتهای ششگانه؛ بازگشت به خردِ کلاسیک
عارف در ادامه، شش اولویت را برای بودجه سال آینده برشمرد: «معیشت مردم، رشد اقتصادی، مهار تورم، بهبود نرخ بیکاری، رفع ناترازیهای انرژی و پیشرفت علم و فناوری.»
این اولویتبندی، یادآور آموزههای اقتصادِ سیاسیِ کلاسیک و فلسفهٔ اخلاقِ کاربردی در حکمرانی است.
– معیشت مردم: در اندیشهٔ ابنخلدون، بنیانگذار علمِ عمران، «رفاهِ عامه» شرطِ بقایِ دولتهاست. در تفکرِ وی، دولتی که از معیشتِ تودهٔ مردم غافل شود، پایههایِ مشروعیتِ خود را سست کرده است.
– مهار تورم و رشد اقتصادی: جان مینارد کینز، پدرِ اقتصادِ کلانِ مدرن، معتقد بود که وظیفهٔ اصلی دولت، «ثباتسازیِ اقتصادِ کلان» و «مدیریتِ تقاضا» برای جلوگیری از تورمِ شدید و بیکاریِ گسترده است. اولویتبندیِ عارف، دقیقاً در راستای این وظیفهٔ تاریخیِ دولتها قرار دارد.
– رفع ناترازیهای انرژی: این نکته، ریشه در اندیشهٔ اقتصادِ منابع دارد. تئوریسینهایی چون هارولد هاتلینگ بر این باورند که مدیریتِ بهینهٔ منابعِ تجدیدناپذیر، از وظایفِ محوریِ دولتهای مدرن است. نادیدهگرفتنِ ناترازیها، به معنایِ انتقالِ هزینهها به نسلهای آینده است که با اصلِ «عدالتِ بیننسلی» در فلسفهٔ سیاسیِ معاصر، ناسازگار است.
– پیشرفت علم و فناوری: در اندیشهٔ فرانسیس بیکن و پس از او، آدام اسمیت و ژوزف شومپیتر، «نوآوری» و «دانش» موتورِ محرکهٔ رشدِ اقتصادی و قدرتِ ملی هستند. تأکید بر علم و فناوری در بودجه، نه یک انتخابِ لوکس، که یک ضرورتِ کلاسیک برای بقا و اقتدارِ ملی است.
۴. اقتصادِ سیاسیِ اسلامی؛ تلفیقِ تدبیر و عدالت
آموزههای عارف، با اصولِ اقتصادِ سیاسیِ اسلامی نیز همخوانی کامل دارد. در سنتِ اسلامی، «تدبیر» و «عدالت» دو رکنِ اساسیِ حکمرانی هستند.
قرآن کریم، بارها بر «قَسط» (عدالت) و «إِحسان» (نیککاری) در توزیعِ منابع تأکید کرده است. اما از سوی دیگر، «حسنِ تدبیر» و «صرفهجویی» و پرهیز از «اسراف» را نیز از صفاتِ مؤمنان و کارگزارانِ صالح میشمارد. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «اَلْکَیِّسُ مَنْ دانَ نَفْسَهُ وَ عَمِلَ لِما بَعْدَ الْمَوْتِ»؛ اما در سیرهٔ علوی، مدیریتِ بیتالمال در زمانِ کمبود، همواره با دقتِ حسابگرانه و اولویتگذاریِ هوشمندانه همراه بوده است.
عارف با بیان اینکه «تقسیم منابع در وفور کار دشواری نیست»، دقیقاً بر همان «عدالتِ توزیعیِ عاقلانه» در سنتِ اسلامی انگشت میگذارد که مبتنی بر «تشخیصِ اولویتها»، «پرهیز از اسراف» و «مصرفِ بهینه» است.
۵. دولت و سازمان برنامه؛ جلودارانِ خردِ کلاسیک
عارف در بخش دیگری از سخنان خود، با تقدیر از عملکردِ سازمان برنامه و بودجه، عملاً بر این نکته صحه گذاشته که موفقیت در مدیریتِ محدودیت، نه از شانس، که از «نظامِ برنامهریزیِ دقیق» و «ارادهٔ سیاسیِ قوی» ناشی میشود.
در فلسفهٔ سیاسی، از ماکیاولی تا هوبز، «هنرِ دولتداری» همواره به معنای «تواناییِ بقا و پیشرفت در شرایطِ دشوار» تعریف شده است. دولتی که بتواند از بحرانهایِ مالی و اقتصادی، به سلامت عبور کند و حتی در تنگنا، زیرساختهایِ کلانِ کشور را تقویت کند، شایستهٔ عنوانِ «دولتِ تدبیرگر» است.
۶. نتیجهگیری؛ تأییدی بر یک حکمتِ دیرینه
سخنانِ امروزِ عارف، اگرچه در قالبِ گزارشی از وضعیتِ بودجه بیان شده، اما در حقیقت، تأکیدی دوباره بر یک حکمتِ کلاسیک و جاودانه در علمِ سیاست و اقتصاد است: «هنر دولت، در ادارهٔ کشور با منابع محدود است.»
تاریخِ تمدنِ بشری، همواره نشان داده که دولتهایِ بزرگ، نه در روزگارِ وفور، که در روزگارِ سختیها قد علم کردهاند. از «دولتشهرهای یونان» در دورانِ کمبودِ منابع، تا «امپراتوریِ عثمانی» در زمانِ تثبیتِ مرزها، همگی با تکیه بر «تدبیرِ هوشمندانه» و «اولویتگذاریِ عاقلانه» توانستهاند از بحرانها عبور کنند.
محمدرضا عارف، با این بیان، نه تنها از عملکردِ دولتِ فعلی دفاع کرده، بلکه با استناد به آموزههایِ کلاسیکِ فلسفه و اقتصاد، رویکردی عقلانی و مبتنی بر خردِ جمعی را برای مدیریتِ کشور در شرایطِ کنونی ترسیم کرده است. این رویکرد، نویدبخش آن است که در سال آینده نیز، بودجهٔ کشور با نگاهِ «عدالتِ توزیعیِ هوشمندانه» و «مدیریتِ بهینهٔ منابع» تدوین خواهد شد.
