ایران؛ وقتی جهان ناچار به دیدن واقعیت شد

رضا رضائی

سال‌هاست تصویری خاص از ایران در بخشی از رسانه‌ها و افکار عمومی جهان ساخته شده است؛ تصویری از کشوری منزوی، گرفتار تحریم و بحران اقتصادی که برای حفظ توان نظامی و صنعتی خود ناچار به اتکا بر فناوری خارجی است.

حتی گاهی کلیشه‌هایی ابتدایی‌تر نیز دیده می‌شود؛ کسانی که ایران را با یکی دیگر از کشورهای عربی خاورمیانه اشتباه می‌گیرند، در حالی که ایران کشوری با زبان، تاریخ و هویت تمدنی متفاوت است.

اما تحولات سال‌های اخیر، و به‌ویژه تجربه دفاعی و رویارویی نظامی، این تصویر را تا حد زیادی به چالش کشید.

ایران، با وجود تمام مشکلات اقتصادی، فشارهای خارجی و هزینه‌های سنگین انسانی و زیرساختی، نشان داد که ظرفیت‌هایی بسیار فراتر از آن چیزی دارد که سال‌ها در بخشی از جهان تصور می‌شد.

رویارویی نظامی برای ایران با شهادت و از دست رفتن انسان‌های بسیاری همراه بود و خسارت‌های سنگینی بر جای گذاشت؛ اما در کنار این هزینه تلخ، یک واقعیت نیز بیش از گذشته آشکار شد: جهان ناچار شد ایران را آن‌گونه که هست ببیند، نه آن‌گونه که سال‌ها درباره آن روایت شده بود.

قدرت فقط در موشک خلاصه نمی‌شود

اگر بخواهیم توان واقعی یک کشور را بسنجیم، نباید تنها به تعداد موشک‌ها، پهپادها یا جنگنده‌های آن نگاه کنیم.

پشت هر صنعت پیشرفته، مجموعه‌ای از دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها، پژوهشگران، مهندسان، صنایع مادر و مراکز تحقیق و توسعه قرار دارد.

کشوری که قادر است یک فناوری پیچیده را مطالعه کند، اجزای آن را بشناسد، دوباره طراحی کند و در نهایت نسخه‌ای بومی از آن بسازد، الزاماً یک مصرف‌کننده فناوری نیست؛ حتی اگر در برخی حوزه‌ها همچنان به واردات یا همکاری خارجی نیاز داشته باشد.

این همان نقطه‌ای است که مهندسی معکوس و نوآوری تحت تحریم اهمیت پیدا می‌کند.

روایت وابستگی کامل ایران به انتقال فناوری خارجی، با بخش‌هایی از سابقه صنعتی و دفاعی ایران در سال‌های اخیر سازگار نیست. برنامه‌های پیچیده‌ای در حوزه موشکی، پهپادی، جنگ الکترونیک و هوافضا طی سال‌ها در داخل کشور توسعه یافته‌اند.

حتی در حوزه موتورهای مافوق‌صوت نیز نمی‌توان همه دستاوردهای ایران را صرفاً با مفهوم «انتقال فناوری» توضیح داد. بخشی از این مسیر نتیجه انباشت دانش، آموزش نیروی انسانی، تحقیق و توسعه و تلاش برای بومی‌سازی فناوری بوده است.

این البته به معنای بی‌نیازی ایران از همکاری خارجی نیست. هیچ کشور صنعتی بزرگی در جهان کاملاً از ارتباط با سایر کشورها بی‌نیاز نیست. مسئله اصلی، سطح وابستگی است.

قدرت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که یک کشور بتواند در صورت قطع همکاری خارجی، بخش مهمی از ظرفیت‌های حیاتی خود را حفظ و بازتولید کند.

زنجیره فناوری دیگر یک‌طرفه نیست

در تحلیل روابط فناوری ایران با دیگر کشورها نیز باید از نگاه ساده «فروشنده و خریدار» فاصله گرفت.

انتقال فناوری‌های حساس نظامی میان کشورها معمولاً محدود و تابع محاسبات سیاسی و امنیتی است. بنابراین نمی‌توان حضور یک فناوری یا سامانه در یک کشور را به‌طور خودکار معادل دریافت مستقیم فناوری از کشور دیگری دانست.

همکاری‌های شکل‌گرفته در حوزه پهپادها و فناوری‌های مرتبط، گویای این واقعیت است که ایران در برخی حلقه‌های این زنجیره، به جایگاه تأمین‌کننده دانش فنی نیز دست یافته است.

این به معنای بی‌نیازی ایران از همکاری خارجی نیست. همکاری در حوزه هوافضا و صنایع پیشرفته می‌تواند ادامه پیدا کند؛ اما چنین همکاری‌ای لزوماً به معنای انتقال یک‌طرفه فناوری‌های بنیادی نیست و می‌تواند در سطح تکمیل، ارتقا و توسعه فناوری‌های موجود نیز شکل بگیرد.

دانشگاه؛ کارخانه واقعی قدرت

اما شاید مهم‌ترین بخش این داستان جایی خارج از میدان نظامی قرار داشته باشد: دانشگاه.

هیچ کشور قدرتمندی بدون دانشگاه‌های قدرتمند ساخته نمی‌شود.

مهندسی معکوس، طراحی موتور، توسعه سامانه‌های پیچیده، ساخت ماهواره، توسعه نرم‌افزار، هوش مصنوعی و حتی تولید تجهیزات پیشرفته پزشکی، همه به یک سرمایه مشترک نیاز دارند: انسان متخصص.

ایران طی دهه‌های گذشته توانسته است شبکه گسترده‌ای از دانشگاه‌ها و مراکز علمی ایجاد کند و نسل‌هایی از دانش‌آموزان و دانشجویان ایرانی در رشته‌های مختلف علمی در رقابت‌های بین‌المللی حضور پیدا کرده‌اند.

موفقیت‌های ایران در المپیادهای علمی، اگرچه به‌تنهایی معیار کاملی برای سنجش قدرت علمی یک کشور نیست، اما یک واقعیت مهم را نشان می‌دهد: استعداد علمی در جامعه ایران وجود دارد.

مسئله اصلی این است که چگونه این استعداد از مرحله مدال و مقاله به مرحله فناوری، شرکت دانش‌بنیان، محصول صنعتی و اشتغال پایدار منتقل شود.

ایران فقط موشک و پهپاد نیست

در میان هیاهوی جنگ و اخبار نظامی، گاهی بزرگ‌ترین بخش واقعیت ایران فراموش می‌شود.

ایران پیش از آنکه یک قدرت نظامی باشد، یک جامعه و یک تمدن است.

میراث ایران در ادبیات، شعر، معماری، پزشکی، فلسفه، ریاضیات و هنر، بخشی از تاریخ تمدن جهانی است. از فردوسی و حافظ و سعدی تا رازی و فارابی، از معماری ایرانی تا میراث تاریخی تخت جمشید، همه بخشی از سرمایه‌ای هستند که با قدرت نظامی قابل اندازه‌گیری نیستند.

ایران یکی از تمدن‌های دیرپای جهان است و سابقه تاریخی و فرهنگی آن بسیار فراتر از تصویر یک کشور صرفاً خاورمیانه‌ای است.

این همان چیزی است که می‌توان آن را قدرت نرم ایران نامید.

قدرت نرم البته به معنای تبلیغات دولتی نیست. قدرت نرم زمانی شکل می‌گیرد که فرهنگ، علم، هنر، تاریخ و سبک زندگی یک ملت برای دیگران جذاب و الهام‌بخش باشد.

ایران از این منظر سرمایه‌ای دارد که بسیاری از کشورها برای ساختن آن باید دهه‌ها هزینه کنند.

ورزش؛ چهره دیگری از توان ملی

ورزش نیز بخش دیگری از این تصویر است که معمولاً در تحلیل‌های امنیتی دیده نمی‌شود.

موفقیت ورزشکاران ایرانی در کشتی، وزنه‌برداری، تکواندو و دیگر رشته‌ها صرفاً مجموعه‌ای از مدال‌ها نیست. ورزش قهرمانی، در بهترین شکل خود، نشان‌دهنده ظرفیت انسانی، انضباط، رقابت‌پذیری و اراده یک جامعه است.

اگر قدرت نظامی، یک وجه سخت قدرت ملی باشد، علم، فرهنگ و ورزش می‌توانند بخشی از چهره صلح‌آمیز آن قدرت را نمایندگی کنند.

ایران برای معرفی خود به جهان، نباید تنها از زبان موشک و بازدارندگی سخن بگوید؛ بلکه باید دانشمند، ورزشکار، هنرمند، کارآفرین، پزشک، مهندس و دانشجوی ایرانی را نیز به جهان معرفی کند.

جنگ چه چیزی را تغییر داد؟

شاید مهم‌ترین پیامد رویارویی نظامی برای ایران، تغییر تصویری باشد که بخشی از جهان از این کشور داشت.

سال‌ها بود که ایران را می‌شد صرفاً از دریچه تحریم، پرونده هسته‌ای، اختلافات سیاسی و تنش‌های منطقه‌ای مشاهده کرد.

اما رویارویی نظامی، با همه تلخی‌ها و هزینه‌هایش، لایه دیگری از واقعیت ایران را آشکار کرد.

مشخص شد کشوری که تحت شدیدترین محدودیت‌های اقتصادی قرار داشته، توانسته است بخش قابل‌توجهی از ظرفیت‌های دفاعی و فناوری خود را در داخل ایجاد کند.

این به معنای شکست‌ناپذیری یا بی‌نیازی ایران از اصلاحات و توسعه نیست. اتفاقاً برعکس؛ توان دفاعی هرگز نباید جایگزین توسعه اقتصادی و رفاه عمومی شود.

قدرت نظامی زمانی ارزش راهبردی پایدار پیدا می‌کند که در کنار اقتصاد قدرتمند، دانشگاه‌های پویا، صنعت رقابت‌پذیر، حکمرانی کارآمد و جامعه‌ای امیدوار قرار گیرد.

این پایان راه نیست؛ آغاز یک مرحله تازه است

ایران امروز، با همه توانمندی‌ها و ظرفیت‌هایی که به آن دست یافته، مرهون تلاش و جانفشانی انسان‌هایی است که در سخت‌ترین مقاطع در کنار کشور ایستادند؛ از رهبر شهید و دیگر فرماندهانی که در راه دفاع از ایران جان خود را از دست دادند، تا دانشمندان، نظامیان، مهندسان، نخبگان و مردمی که هر یک به سهم خود هزینه استقلال و امنیت کشور را پرداختند.

شهادت این انسان‌ها تنها یک روایت تاریخی نیست؛ بخشی از بهای سنگینی است که ایران برای حفظ استقلال و توان ایستادگی خود پرداخته است.

اما اینجا نقطه پایان نیست؛ آغاز یک مرحله تازه است.

اگر نسل‌های گذشته توانستند در شرایط دشوار، بنیان‌های مقاومت، توان دفاعی و بخشی از زیرساخت‌های علمی و فناورانه کشور را ایجاد کنند، وظیفه نسل امروز آن است که این سرمایه را به مرحله‌ای بالاتر برساند.

ایران نباید صرفاً به این رضایت دهد که بتواند در برابر فشار خارجی مقاومت کند. هدف بزرگ‌تر باید ساختن کشوری باشد که آن‌قدر در علم، فناوری، اقتصاد، صنعت، انرژی، امنیت، دفاع و سرمایه انسانی قدرتمند باشد که هیچ قدرتی نتواند آینده آن را نادیده بگیرد.

قدرت منطقه‌ای واقعی فقط با قدرت نظامی تعریف نمی‌شود.

کشوری قدرت اول منطقه خواهد بود که در کنار توان دفاعی بازدارنده، دانشگاه‌های برتر، اقتصاد رقابت‌پذیر، پول و نظام مالی قدرتمند، صنعت پیشرفته، فناوری‌های راهبردی، زیرساخت‌های مدرن و نیروی انسانی خلاق داشته باشد؛ کشوری که مردمش نه‌تنها احساس امنیت، بلکه احساس رفاه، امید و آینده‌داری کنند.

هدف نهایی باید همین باشد: ایرانی که در برابر تهدیدها قدرتمند است، در عرصه علم پیشرو است، در اقتصاد رقابت می‌کند، در فناوری مرزهای جدید را فتح می‌کند و در عین حال، شهروند ایرانی از زندگی شایسته، مسکن مناسب، اشتغال، درآمد کافی، خدمات عمومی باکیفیت و ثبات اقتصادی برخوردار است.

این همان جایی است که مفهوم «ایران قوی» معنای کامل خود را پیدا می‌کند.

از پادگان به کارخانه

اینجا شاید مهم‌ترین پرسش آینده ایران شکل می‌گیرد:

با این ظرفیت علمی و فناورانه چه باید کرد؟

اگر ایران توانسته است تحت فشار، در حوزه‌های دشوار دفاعی و هوافضایی فناوری تولید کند، چرا بخشی از همین توان مهندسی نباید به صنعت غیرنظامی منتقل شود؟

دانش موتور، مواد پیشرفته، الکترونیک، کنترل، هوش مصنوعی، مخابرات، سنجش از دور و فناوری‌های فضایی می‌توانند در کنار کاربردهای دفاعی، در حمل‌ونقل، پزشکی، انرژی، کشاورزی، صنعت خودرو، راه‌آهن و فناوری اطلاعات نیز به کار گرفته شوند.

این همان نقطه‌ای است که «ایران قوی» می‌تواند به «ایران توانمند» تبدیل شود.

جنگ، قابلیت مهندسی معکوس و نوآوری در شرایط تحریم را به رخ جهان کشید. اما بهار واقعی ایران زمانی رقم خواهد خورد که این دانش از پادگان‌ها به شهرک‌های صنعتی، از آزمایشگاه‌های دفاعی به مراکز درمانی و فناوری اطلاعات، و از پروژه‌های راهبردی به زندگی روزمره مردم منتقل شود.

جوانی که امروز مدال المپیاد ریاضی می‌گیرد، باید فردا بتواند یک شرکت جهانی بسازد.

مهندسی که امروز پیچیده‌ترین سامانه‌ها را طراحی می‌کند، باید فردا در ساخت قطار، هواپیما، خودرو، تجهیزات پزشکی و صنایع پیشرفته نقش داشته باشد.

و دانشمندی که امروز در یک پروژه راهبردی فعالیت می‌کند، باید بتواند دانش خود را برای حل مشکلات آب، انرژی، محیط‌زیست و سلامت مردم نیز به کار گیرد.

قدرت را باید از دل دانشگاه به کارخانه، از آزمایشگاه به بازار و از دانش به زندگی مردم رساند.

آن‌گاه است که تمدن فقط یک خاطره تاریخی نخواهد بود؛ بلکه به یک پروژه زنده برای آینده تبدیل می‌شود.

ایران در رویارویی نظامی نشان داد که نمی‌توان ظرفیت‌هایش را نادیده گرفت.

پس از جنگ نوبت آن است که در صلح نشان دهد چگونه می‌توان از این ظرفیت برای ساختن کشوری ثروتمندتر، پیشرفته‌تر و باکیفیت‌تر استفاده کرد.

جهان شاید در سال‌های گذشته ایران را دست‌کم گرفته باشد؛ اما آینده ایران نباید صرفاً در اثبات قدرت خود به جهان خلاصه شود.

هدف بزرگ‌تر این است که ایران، پیش از هر چیز، قدرت خود را به رفاه و آینده بهتر ایرانیان تبدیل کند.

مقاومت، مقدمه استقلال است؛ استقلال، مقدمه توسعه؛ و توسعه، زمانی کامل می‌شود که به رفاه مردم منجر شود.

ایران امروز باید از مرحله «اثبات توان ایستادگی» عبور کند و وارد مرحله ساختن قدرت همه‌جانبه شود؛ قدرتی که هم دشمن را از تعرض بازدارد و هم برای مردم، زندگی بهتر بسازد.

آن‌گاه است که جانفشانی نسل‌های گذشته تنها در یادبودها باقی نمی‌ماند، بلکه در دانشگاه‌های پیشرفته، کارخانه‌های مدرن، اقتصاد شکوفا، شهرهای آباد و زندگی آرام‌تر نسل‌های آینده ادامه پیدا می‌کند.

ایران اگر قرار است قدرت اول منطقه باشد، باید این قدرت را نه فقط در میدان جنگ، بلکه در علم، اقتصاد، فناوری، فرهنگ و مهم‌تر از همه، در سطح رفاه و رضایت مردم خود نشان دهد.

این، شاید بزرگ‌ترین مسئولیت ایران پس از عبور از این مرحله تاریخی باشد.

↑
خروج از نسخه موبایل