کارنامه وزیر جهادکشاورزی سیاه نیست

همه مظلومیت های نوری قزلجه

جناب آقای نوری قزلجه، وزیر جهادکشاورزی، از جهات بسیاری مظلوم است؛ نویسنده بارها او و وزارتش را نقد کرده است اما پیش از جنگ. واقعیت را بگویم وزیر جهادکشاورزی برای چیزهایی سرزنش می شود که در توان و در دست او نیست. چرا که در اکثر آن موارد وزارت خارجه، وزارت اقتصاد و … دخیل هستند. ما در شرایط جنگی هستیم؛ اگرچه جنگ توجیه همه چیز نیست اما دلیل بسیاری از مشکلات است.

شاید خیلی از ما فکر کنیم محاصره دریایی آمریکای جنایت کار فقط برای فروش نفت است؛ اما چنین نیست. نفت مهم است چون صرف تامین هزینه های واردات ارز، مواد غذایی، دارو، نهاده های دامی و کشاورزی و … است. اما طرف دیگر محاصره این است که نمی گذارند ما چیزی وارد کنیم! طبیعتا ما نمی توانیم در همه چیز خودکفا باشیم؛ واضح است که ما نمی توانیم آن قدر ذرت بکاریم که نیازی به ذرت برزیل نباشد. برزیل آب و زمین زیادی دارد و برای تولید ذرت مناسب است؛ شرایطی که ما نداریم. اکنون ذرت وارد نمی شود یا کم وارد می شود؛ پس هزینه نهاده های دامی بالا می رود. تبعا تولید کننده قیمت را بالا می برد و مردم ناراضی می شوند. گاهی دولت و وزارت های مربوطه قیمت ها دستوری ثابت نگه می دارند که باعث زیان تولید کننده، کم شدن تولید و نارضایتی تولیدکنندگان می شود. به زبان ساده: وزیر جهادکشاورزی در هر صورتی یا نارضایتی مردم را می بیند یا تولید کننده!‌ هیچ راه گریزی نیست. وقتی اقتصاد با شرایط جنگی کشور اداره می شود برخی از چیزها قابل کنترل نیست.

یکی از نقدهای پرتکرار به وزیرجهادکشاورزی این است که قیمت گوشت مرغ، گوشت قرمز، تخم مرغ و … سرسام آور بالا رفته است. اما اینکه قیمت ها چنین بالا رفته اند صرفا به مدیریت وزارت جهادکشاورزی ربط ندارد؛ بلکه بخش بزرگی به دلیل تورمی است که وجود دارد. از این رو، وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی –که وظیفه حفظ ارزش پولی را دارد– و خود رئیس جمهور به اندازه وزیر جهادکشاورزی قابل سرزنش هستند. وقتی طلا و دلار افزایش چشمگیر دارند، اکثر تولیدکنندگان و خدمات دهندگان با انتظارات تورمی که دارند قیمت های دیگر را دچار تورم می کنند؛ در چنین وضعیتی ناچار نهاده های دامی، محصولات مورد نیاز کشاورزی و … افزایش قیمت را احساس می کنند و باید قیمت ها را بازتنظیم کنند تا به زیان نرسد. از این رو، مجلس و منتقدان دیگر می توانند به همان اندازه متعرض وزیر اقتصاد، رئیس کل بانک مرکزی و حتی وزارت خارجه و صمت شوند. هر کدام از آنها می توانستند کمکی به بهبود شرایط کنند و گذرگاه های زمینی ایجاد کنند تا تاثیر محاصره دریایی کم شود.

از همه مهمتر، با همه نقدهایی که به وزارت جهادکشاورزی در زمان وزارت نوری قزلجه وارد است، کسی نمی گوید که در دو جنگ و مابین دو جنگ و پس از جنگ رمضان ما با کمبود مواد غذایی مواجه نبودیم. تورم و افزایش قیمت وجود داشته است اما کمبود نداشتیم. به همین حالت می گویند مدیریت درست؛ و اگر این مدیریت در زمان جنگ باشد قابل تحسین است.

نوری قزلجه از جهات زیادی مظلوم است؛ همه کاسه و کوزه ها سر او شکسته می شود. آدم سیاسی نیست؛ نقش بازی نمی کند؛ کمتر در رسانه دیده می شود، به بیان بهتر، مایل به دیده شدن نیست؛ و از همه مهمتر اساسا هیچ رسانه ای نزدیک خود ندارد که مشکلات پیش روی او و موفقیت هایش را به درستی روایت کند. روابط عمومی‌اش با رسانه ها در تنشی شدید است که همه را با وزیر دشمن کرده است. رسانه می تواند هر مدیری را ساقط کند یا بالا ببرد. در مورد وزارت جهادکشاورزی نه خود وزیر روابط خوبی با رسانه ها داشته است و نه روابط عمومی اش؛ همین سبب شده است که وجهه او مخدوش شود. برعکس دشمنانش به خوبی رسانه و توان آن را می دانند.

نوری در ابتدای وزارت سعی کرد که وارد تنش با دست های قوی نشود و در برخی موارد نرمش نشان داد؛ همان نرمش ها به زیانش شد. این جای انتقاد است اما نباید فراموش کرد که دست های پنهان و توانا گاهی می توانند امور را بر مدار دیگر بچرخانند. پر بیراه نیست اگر اکنون بگوییم همان دست ها در حال تخریب وجهه نوری هستند؛ پول و نفوذ هم دارند دست کم تعداد زیادی رسانه کاربلد برای این کار دارند.

هرکس دیگری جز او همین کارنامه را خواهد داشت.

↑
خروج از نسخه موبایل