چین وارد معادله جنگ ایران و آمریکا شد؛ پکن دنبال چیست؟

پیشنهاد شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، برای نقش‌آفرینی فعال‌تر بریکس در تلاش برای پایان جنگ ایران و آمریکا، یک سؤال مهم را مطرح کرده است: پکن واقعاً به دنبال چه ترکیبی از منافع است؛ پایان جنگ، حفظ شریک خود یا افزایش وزن سیاسی چین؟

رضا رضائی– آنچه تاکنون روشن است، این است که چین تلاش دارد مسئله جنگ را وارد چارچوب بریکس کند؛ اما هنوز نشانه‌ای از میانجی‌گری رسمی و مستقیم میان تهران و واشنگتن وجود ندارد. شواهد علنی از هماهنگی قبلی این ابتکار با آمریکا در دست نیست؛ در مقابل، رایزنی‌های فشرده درون بریکس برای رسیدن به بیانیه مشترک نشان می‌دهد پکن دست‌کم توانسته بخشی از اختلافات داخلی این گروه را مدیریت کند.

چرا چین وارد می‌شود؟

ادامه جنگ برای چین هزینه دارد؛ از اختلال در انرژی و کشتیرانی تا آسیب به تجارت جهانی. هم‌زمان، بحران فرصتی برای پکن است تا نقش خود را به‌عنوان یک قدرت دیپلماتیک جهانی پررنگ‌تر کند و مانع تضعیف ایران، یکی از شرکای مهم اقتصادی و منطقه‌ای خود، شود.

همان‌طور که ادامه جنگ برای چین هزینه دارد، برای ایران و آمریکا نیز هزینه‌های اقتصادی، امنیتی و سیاسی فزاینده‌ای ایجاد کرده است.

بنابراین انگیزه چین احتمالاً ترکیبی از مدیریت بحران، حفظ منافع اقتصادی و افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی است.

بریکس چقدر اثرگذار است؟

بریکس ائتلاف امنیتی نیست و اعضای آن منافع یکسانی ندارند. این گروه می‌تواند برای فشار سیاسی، ایجاد کانال ارتباطی و کاهش تنش مفید باشد، اما به‌تنهایی قادر به تضمین توافق میان ایران و آمریکا نیست.

مسئله اصلی نیز فقط رساندن دو طرف به میز مذاکره نیست؛ بلکه اجرای توافق پس از مذاکره است.

یک توافق پایدار به راستی‌آزمایی، خط تماس اضطراری، جدول اجرای تعهدات و سازوکار مشخص واکنش به نقض نیاز دارد. تجربه برجام نیز نشان داد که حتی توافق‌های چندجانبه در برابر خروج یک طرف، به‌ویژه آمریکا، می‌توانند شکننده باشند. اینکه چه کشوری حاضر است هزینه اجرای چنین سازوکاری را بپردازد، هنوز روشن نیست.

هرمز؛ آزمون واقعی

اگر ابتکار چین و بریکس جدی باشد، نشانه آن باید در میدان دیده شود: کاهش حملات، امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز و کاهش حمله به زیرساخت‌های انرژی.

آتش‌بس و توافق هرمز می‌توانند هم‌زمان و در قالب یک بسته اعلام شوند یا یکی مقدمه دیگری باشد. ترتیب این اقدامات می‌تواند بر دوام توافق اثر بگذارد.

در کوتاه‌مدت، احتمالاً شاهد ادامه دیپلماسی موازی با جنگ خواهیم بود، نه پایان فوری درگیری.

چه چیزی این تحلیل را تغییر می‌دهد؟

تماس رسمی و مستمر تهران و واشنگتن، آتش‌بس قابل راستی‌آزمایی، توافق عملی درباره هرمز و آغاز مذاکرات جامع هسته‌ای و امنیتی، نشانه آن خواهد بود که دیپلماسی از مدیریت بحران به سمت حل بحران حرکت کرده است.

چین می‌تواند دری برای مذاکره باز کند؛ اما پایان جنگ زمانی نزدیک می‌شود که تهران و واشنگتن به این نتیجه برسند که ادامه جنگ پرهزینه‌تر از توافق است.

↑
خروج از نسخه موبایل