مجوزی که نیست، اما شایعه‌ای که هست

نامه‌ای درباره ذبح تک سمیان برای همه استان‌ها، تکذیبی که کافی نیست

سازمان دامپزشکی سال هاست می‌گوید هیچ مجوزی برای ذبح و عرضه گوشت تک‌سمیان صادر نکرده است. اما نامه‌ای که به همه استان‌ها رفته، روایت دیگری دارد.

نامه‌ای با موضوع «کشتار و عرضه گوشت تک‌سمیان» خطاب به مدیران کل دامپزشکی استان‌ها به دست رسانه ها رسیده است. نامه‌ای که به گفته معاون بهداشت سازمان دامپزشکی، پاسخ به استعلام «یک استان» بوده است، اما به همه استان‌ها ارسال شده است.

این تناقض، هسته مرکزی ماجرایی است که در روزهای اخیر واکنش‌های گسترده‌ای برانگیخته است. اگر نامه صرفاً پاسخ به یک استعلام استانی است، چرا سربرگ آن «مدیران کل دامپزشکی استان‌ها» را مخاطب قرار داده؟ و اگر قرار است هیچ اقدامی انجام نشود، چرا اصلاً چنین نامه‌ای نوشته شده است؟

نامه سازمان دامپزشکی

مجوز یا نامه؟

معاون سازمان دامپزشکی در توضیح گفته است که نامه صادره مجوز نیست اما نگفته است پس چه چیزی است؟ توضیحات این است:

«از رسانه‌ها و فعالان فضای مجازی درخواست می‌شود اخبار و مطالب مرتبط با این موضوع را صرفاً بر اساس اطلاعیه‌ها و اظهارات رسمی مراجع ذی‌صلاح منتشر کرده و از برداشت یا تفسیر مکاتبات اداری به عنوان مجوز یا تصمیم اجرایی خودداری کنند.»

ما به عنوان رسانه عقل‌مان همینقدر قد می دهد که نامه رسمی سازمان دامپزشکی با سربرگ و تاریخ و شماره را اطلاعیه رسمی قلمداد کنیم! ظاهرا سازمان نظر دیگری دارد. همچنین، خواسته اند که از برداشت و تفسیر مکاتبات اداری خودداری کنیم؛ چنین می‌کنیم اما ما نمی دانیم به چنین نامه ای وه بگوییم وقتی مجوز یا رویه اجرایی نباشد!

اقلیت‌های دینی، بدون نام و نشان

معاون بهداشت سازمان دامپزشکی در توضیح ماجرا گفته است: «این موضوع در حد یک درخواست اولیه از سوی برخی اقلیت‌های دینی در تعدادی از استان‌ها مطرح شده است. این افراد از نظر اعتقادی برای مصرف این نوع گوشت محدودیتی ندارند».

این اظهارنظر، چند پرسش جدی را بی‌پاسخ می‌گذارد.

نخست، چرا در نامه منتشرشده هیچ اشاره‌ای به اقلیت‌های دینی نشده است؟ نامه صرفاً از «کشتار و عرضه گوشت تک‌سمیان» سخن گفته، بدون آنکه مخاطب مشخصی برای این مجوز تعریف کند. اگر این مجوز برای اقلیت‌های دینی است، این محدودیت باید صریحاً در متن نامه قید می‌شد. نبود این قید، راه را برای عرضه عمومی این گوشت باز می‌کند.

دوم، چرا در همان نامه تصریح شده که هرگونه تصمیم‌گیری «مستلزم اخذ نظر و حکم شرعی از مراجع ذیصلاح» است؟ کدام شرع؟ اگر مخاطب اقلیت‌های دینی هستند که به گفته خود سازمان «از نظر اعتقادی برای مصرف این نوع گوشت محدودیتی ندارند»، چرا باید حکم شرعی اسلامی مبنای تصمیم‌گیری باشد؟ این تناقض، نشان می‌دهد که یا این مجوز واقعاً برای اقلیت‌ها نیست، یا سازمان در بیان دلیل آن دچار ابهام و بی‌تدبیری شده است.

سوم، و مهم‌تر از همه: اگر قرار است حقوق ادیان رسمی به رسمیت شناخته شود، چرا این رویه تنها برای گوشت تک‌سمیان دنبال می‌شود؟ برخی از اقلیت‌های دینی مسیحی، گوشت خوک نیز مصرف می‌کنند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ارمنی‌های ایران مجاز به مصرف گوشت خوک هستند و دولت از حدود ۱۵ سال پیش به یک کارخانه تولید فرآورده‌های دامی مجوز داده تا برای تأمین نیاز اقلیت‌های مذهبی، گرازهای شکارشده را خریداری کند. اما این مجوز، در سطح اعلام رسمی و شفاف، هرگز به اندازه نامه اخیر برجسته نشده است.

منطق حقوقی حکم می‌کند که اگر قرار است استثنایی برای اقلیت‌ها وجود داشته باشد، باید شفاف، محدود و مبتنی بر قانون باشد — نه در قالب نامه‌ای مبهم که هم به همه استان‌ها رفته و هم بعداً تکذیب می‌شود.

شایعه‌ای که سال‌هاست زنده است

ماجرای گوشت تک‌سمیان در رستوران‌ها، تازه نیست. سال‌هاست که شایعاتی درباره سرو گوشت الاغ و اسب در برخی رستوران‌ها در فضای مجازی به گوش می‌رسد و سازمان دامپزشکی همواره آن را تکذیب کرده است. در شهریور امسال نیز شایعه سرو گوشت الاغ در رستوران‌های یکی از استان های مرکزی قاطعانه تکذیب شد.

اما این تکذیب‌ها اکنون با یک پرسش جدی روبه‌رو هستند: اگر تا دیروز هیچ مجوزی برای کشتار و عرضه گوشت تک‌سمیان وجود نداشت و همه موارد تخلف محسوب می‌شد، پس چرا نامه‌ای با موضوع «کشتار و عرضه گوشت تک‌سمیان» خطاب به همه استان‌ها نوشته شده است؟

دو احتمال وجود دارد:

احتمال اول: این نامه جدید نیست و سال‌هاست مشابه آن وجود دارد، اما اکنون علنی شده است. در این صورت، تکذیب‌های قبلی سازمان دامپزشکی درباره «نبود هرگونه مجوز» حداقل ناقص بوده است، زیرا نامه‌ای اداری برای بررسی این موضوع در سطح کشور وجود داشته است.

احتمال دوم: این نامه جدید است و در پاسخ به یک درخواست تازه نوشته شده است. در این صورت، پرسش این است: چه اتفاقی افتاده که پس از سال‌ها تکذیب قاطع، اکنون سازمان دامپزشکی نامه‌ای در این باره به همه استان‌ها ارسال کرده است؟ آیا فشار جدیدی از سوی اقلیت‌های دینی وارد شده؟ آیا استعلام یک استان، پاسخی در این سطح را توجیه می‌کند؟

معاون بهداشت سازمان دامپزشکی گفته است که موضوع «صرفاً یک درخواست اولیه» بوده و «نه حتی جلسه‌ای برای تصمیم‌گیری درباره آن برگزار شده است». اما اگر واقعاً این‌قدر بی‌اهمیت و اولیه بوده، چرا در قالب نامه‌ای اداری به همه استان‌ها ابلاغ شده است؟

بی‌تدبیری در اطلاع‌رسانی

مستقل از اینکه این نامه چه سرنوشتی پیدا کند، ماجرا یک نکته را به‌روشنی نشان می‌دهد: سازمان دامپزشکی در مدیریت افکار عمومی و اطلاع‌رسانی، دچار بی‌تدبیری شده است.

سازمانی که سال‌ها شایعات درباره گوشت تک‌سمیان را تکذیب کرده، نباید نامه‌ای را در این باره به همه استان‌ها بفرستد و سپس انتظار داشته باشد که این نامه علنی نشود یا واکنشی برنینگیزد. در فضای رسانه‌ای امروز، هر نامه اداری که به ده‌ها نهاد ارسال شود، بالقوه یک سند عمومی است.

اگر واقعاً هیچ تصمیمی برای صدور مجوز وجود ندارد، چرا نامه‌ای که به بررسی «الزامات قانونی، شرعی و بهداشتی» این موضوع اشاره دارد، نوشته شده است؟ اگر قرار است تصمیمی گرفته نشود، چرا اصلاً فرآیند بررسی آغاز شده است؟

پاسخ ساده است: بررسی یک موضوع، خودش یک تصمیم است. تصمیم به اینکه این موضوع در دستور کار قرار بگیرد. و این تصمیم، به‌اندازه کافی حساسیت‌برانگیز است که نیاز به شفافیت و توضیح دقیق داشته باشد — نه تکذیبی مبهم که هم نامه را تأیید می‌کند و هم وجود هرگونه اقدام عملی را رد می‌کند.

حق اقلیت‌ها، اما با شفافیت

حقوق ادیان رسمی در ایران، به‌رسمیت‌شناخته‌شده است. قانون اساسی برای اقلیت‌های دینی حقوقی قائل شده و از جمله، رعایت احوال شخصیه و تعلیمات دینی آنان را تضمین کرده است. اگر واقعاً نیاز اقلیت‌های دینی به مصرف گوشت تک‌سمیان وجود دارد، این نیاز باید از طریق سازوکاری شفاف و قانونی برآورده شود.

سازوکار شفاف یعنی: مشخص کردن دقیق گروه هدف (کدام اقلیت دینی؟)، تعیین محدوده جغرافیایی عرضه (فقط در محله‌های خاص؟)، نظارت بهداشتی دقیق، و ممنوعیت صریح عرضه عمومی این گوشت به مسلمانان.

اما آنچه اکنون شاهد آن هستیم، نامه‌ای است که هیچ‌یک از این محدودیت‌ها را به‌روشنی تعریف نکرده است. نامه‌ای که هم به همه استان‌ها رفته، هم به «نظر شرعی» ارجاع داده، و هم درباره گروه هدف سکوت کرده است.

این رویه، نه تنها حقوق اقلیت‌ها را به‌رسمیت نمی‌شناسد، بلکه آن را به ابزاری برای ابهام و شایعه‌پراکنی تبدیل می‌کند. و شایعه، همان‌طور که سال‌هاست در رستوران‌ها زنده است، در فضای عمومی نیز زنده‌تر خواهد شد.

سازمان دامپزشکی باید صریحاً و شفافاً توضیح دهد: این نامه چرا نوشته شد، چرا به همه استان‌ها رفت، و چه تضمینی وجود دارد که گوشت تک‌سمیان به سفره مسلمانان راه پیدا نکند. تکذیب‌های کلی و ارجاع به «درخواست اولیه» کافی نیست. افکار عمومی، به‌ویژه در موضوعی که با سلامت و باورهای دینی گره خورده، حق دانستن دارد.

↑
خروج از نسخه موبایل