مهرگان؛ جشنی به قدمت و اهمیت نوروز

ایرانیان در روزگار کهن برای هر یک از روزهای ماه، نامی خاص در نظر گرفته بودند. در میان این روزها، نام ماه‌های دوازده‌گانه نیز وجود داشت. بنابر رسم ایرانیان هر گاه نام روز با نام ماه تطبیق پیدا می‌کرد آن روز جشن گرفته می‌شد. برای مثال بهمن‌روز (روز دوم ماه) از ماه بهمن، اردی‌بهشت‌روز (روز سوم ماه) از ماه اردی‌بهشت، شهریورروز (روزم چهارم ماه) از ماه شهریور روزهایی بودند که با عناوین مختلف گرامی داشته می‌شدند و مردم در این روزها به جشن و سرور می‌پرداختند. اهمیت این جشن‌های دوازده‌گانه با همدیگر یکسان نبود. دو جشنی که از این میان دارای اهمیت ویژه‌تری بود و جشن‌های بزرگ‌تری به شمار می‌رفت با نام‌های «جشن نوروز» و «جشن مهرگان» شناخته می‌شوند؛ یعنی جشن‌هایی که یکی در آغاز بهار و اعتدال ربیعی و دیگری در آغاز پاییز و اعتدال خریفی برگزار می‌شد. در این نوشتار و به مناسبت نزدیک شدن به «مهرگان» به معرفی این جشن کهن می‌پردازیم که از نظر اعتبار و اهمیت در نظر ایرانیان باستان پس از نوروز مهم‌ترین روز سال بوده است.

«مهر» یکی از ایزدان باستانی قوم آریایی است که پیش از اقامت آنان در فلات ایران و تقسیم شدن به دو شعبۀ هند و اروپایی مورد پرستش همگان بود. در اوستا و دین زرتشتی از «مهر» به گونه‌ای دیگر یاد شده است. مهر در میان امشاسپندان هفت‌گانۀ دین زرتشتی جایی ندارد؛ اما این مسئله از قدر و منزلت آن در الهیات زرتشتی نمی‌کاهد. «مهر» از فرشتگان بزرگ و ایزد فروغ و روشنایی است که از صفات راستی، درستی، شجاعت و دلیری برخوردار است. او حامی راستان و دلیران و دشمن خلاف و دروغ است. کیش مهر به دلیل همین ویژگی‌ها از هند و ایران تا آسیای صغیر، یونان، روم گرفته تا سرحدات آلمان امروزی گسترش یافته و تا قرن پنجم میلادی در جایگاه یکی از ادیان مهم جهان متمدن، پیروان فراوانی داشته است؛ به گونه‌ای که هنوز آثار، عکس‌ها و مجسمه‌هایی که برای ایزد مهر ساخته شده است در این کشورها و به ویژه قلمرو روم باستان و واتیکان به چشم می‌خورد.

در شاهنامه وجه تسمیۀ دیگری نیز برای ایزد مهر ذکر شده است. بر این اساس خروج کاوۀ آهنگر علیه ضحاک، شکست و خلع وی از سلطنت و بر تخت نشست فریدون دادگر در این روز اتفاق افتاده است. ایرانیان به شکرانۀ شکست ضحاک و بر تخت نشستن فریدون که نمونۀ مهر و محبت و دادگری بود این روز را جشن گرفتند. از آن رو که پس از این روز حکام و فرمان‌روایان نسبت به مردم «مهربان‌» شدند و چون «مهرگان» به معنی «محبت و پیوستن» است، جشن بر تخت نشستن فریدون که باعث رواج مهر و محبت شده بود با نام «جشن مهرگان» پاس داشته می‌شد:

به رسم کیان تاج و تخت بهی / بیاراست با کاخ شاهنشهی

به روز خجسته، سر مهر ماه / به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

می روشن و چهرۀ شاه نو / جهان نور داد از سر ماه نو

نشستند فرزانگان شادکام / گرفتند هر یک ز یاقوت جام

دل از داوری‌ها بپرداختند / به آیین یکی جشن نو ساختند

بفرمود تا آتش افروختند / همه عنبر و زعفران سوختند

پرستیدن مهرگان دین اوست / تن آسانی و خوردن آیین اوست

اگر یادگار‌ است از او ماه مهر / بکوش و به رنج ایچ منمای چهر

برخی دیگر در روایتی عجیب و ناپذیرفتنی معتقدند که پارسیان پادشاهی با نام «مهر» داشتند که بسیار ظالم بود و در نیمۀ ماه مهر رخت از جهان بربست و مردم از مرگ او شادمان شدند و از آنجا که «مهر» به معنی مرگ و «گان» مترادف با «پادشاه ظالم» است آن روز با عنوان «مهرگان» به معنای مرگ پادشاه ظالم نامیده شد. در اصالت و درستی روایت فوق بی‌شک تردیدهای فراوانی وجود دارد که آن را از درجۀ اعتبار ساقط می‌کند؛ اما بی‌راه نیست که این افسانه با ماجرای ضحاک در ارتباط باشد.

جشن مهرگان در روز شانزدهم ماه مهر برگزار می‌شود که نام روز و ماه با یکدیگر تطابق پیدا می‌کنند. این جشن که از نظر اهمیت بعد از جشن نوروز بزرگترین جشن ایرانیان به شمار می‌رفته است هم در دربار و هم در میان مردم با رسوم و آداب فراوانی همراه بوده است. از آنجا که این روز، روز جشن و شادی بوده است رسوم و آداب مربوط به آن بسیار به جشن نوروز شباهت دارد. جشن مهرگان نیز همچون نوروز شامل دو قسمت با نام‌های «مهرگان عامه» (روز شانزدهم ماه مهر) و «مهرگان خاصه» (روز بیست و یکم ماه مهر) بوده است. در روز مهرگان خاصه، پادشاه لباس‌های فاخر و زیورهای فراوانی بر تن می‌کرد و تاجی خورشیدنشان (به مناسبت اینکه مهر به معنای خورشید است) بر سر می‌گذاشت و بار عام می‌داد. موبدان و دانشمندان نخستین کسانی بودند که در بامداد روز جشن به حضور پادشاه می‌رسیدند. آنان هفت خوان از میوه‌های گوناگون همچون شکر، ترنج، سیب، بِه، انار، عناب، انگور سپید و کُنار را با خود به همراه می‌آوردند و به پادشاه تقدیم می‌کردند؛ زیرا عقیدۀ پارسیان بر این بود که هر کس در این روز از این هفت میوه بخورد و روغن «بان» بر بدن خود بمالد و گلاب بنوشد و به خود و دوستان بیفشاند در آن سال از آفت‌ها و بلایا در امان خواهد بود. دیگر بزرگان، فرمانروایان و ملوک دست‌نشانده نیز در این روز برای پادشاه هدایای گران‌بها می‌آوردند. استرابون جغرافی‌دان مشهور یونانی در این باره نوشته است: ساتراپ ارمنستان هر ساله برای شاهنشاه ایران هزار کرّه اسب می‌فرستاد.

نواختن موسیقی و خواندن سرود و رقصیدن نیز از دیگر آیین‌های این جشن به شمار می‌رفته است. از این نغمه‌ها امروزه جز نامی برجای نمانده است. «الحان مهرگانی»، مهرگان خرد و بزرگ از جملۀ این نغمه‌ها هستند؛ نظامی نیز «نوای مهرگانی» را در شمار الحانی یاد می‌کند که باربد بدان‌ها آگاهی داشته و در آن مهارت داشته است:

چو نو کردی نوای مهرگانی / ببردی هوش خلق از مهربانی

پس از ورود اسلام به ایران بسیاری از آداب و رسوم ایرانیان به دست فراموشی سپرده شد؛ اما با توجه به علاقۀ زیاد مردم به دو جشن «نوروز» و «مهرگان» این دو مناسبت همچنان استوار باقی ماند؛ به گونه‌ای که اعراب نیز به پاس‌داشت آنها اهتمام ورزیدند و حتی دعاهایی را نیز برای این روزها اختراع کردند. ایشان جشن مهرگان را با نام «مهرجان» معرفی می‌کردند و تمامی خلفا آن را گرامی می‌داشتند و به پیروی از پادشاهان باستانی ایران، دیگر فرمان‌روایان محلی و رعایا را وادار کردند که در این روز برای آنها هدایایی فراهم کنند. در دوران نفوذ برمکیان ــــ که خاندانی ایرانی بودند ــــ بر خلافت عباسی بر شکوه و گستردگی جشن‌های نوروز و مهرگان افزوده شد و حتی شعرای نامی عرب قصیده‌های غرائی در وصف این جشن‌ها سرودند.

با استقلال امرا و سلاطین ایرانی در قلمرو خراسان بزرگ، شاهد احیای حس ملی‌گرایی و علاقمندی به بازخوانی آثار و سنن اصیل ایرانی هستیم. سلاطین صفاری، سامانی و غزنوی در این جنبش غیررسمی نقش مهمی ایفا کردند. شاعران پارسی‌زبان نیز به تبع این تحول فرهنگی در اشعار خود مردم و سلاطین را به بزرگداشت این آداب و جشن‌ها تشویق می‌کردند. فرخی سیستانی شاعر نامدار عهد غزنوی در قصیده‌ای جشن مهرگان را ـــ چنانکه پیشتر گفته شد ـــ «جشن فریدون» می‌خواند و می‌سراید:

مهرگان جشن فریدون ملک، فرخ باد / بر تو ای همچو فریدون ملک، فرخ فال

او در قصیده‌ای دیگر و به مناسبت هم‌زمانی مهرگان با ماه رمضان می‌گوید:

مهرگان امسال شغل روزه دارد پیش در / خواجه از آتش‌پرستی توبه داد او را مگر

و در پایان این قصیده می‌سراید:

روز او فرخنده باد و روزه‌اش پذرفته باد / وین خجسته مهرگان از روزها فرخنده‌تر

منوچهری دامغانی بدین‌گونه سلطان را به پاس‌داشت جشن مهرگان ترغیب می‌کند:

ای رئیس مهربان این مهرگان خرّم‌گذار / فرّ و فرمان فریدون را تو کن فرهنگ، هنگ

امیرمعزی نیز مناسبت جشن مهرگان و بر تخت نشستن فریدون را چنین به نظم کشیده و از رسم هدیه آوردن مردم برای پادشاه در این روز یاد کرده است:

مهرگان باز آمد و بر دشت لشکرگاه زد / گنج‌خواه آمد که او هست از فریدون یادگار

بندگان مهربان از بهر جشن مهرگان / تحفه‌ها آرند پیش خسروان روزگار

مسعود سعد سلمان نیز با استفاده از صنعت جناس وجه تسمیۀ جشن مهرگان را یادآور شده است:

روز مهر و ماه و مهر و جشن فرخ مهرگان / مهر بفزا، ای نگار مهرچهر مهربان

جشن مهرگان با تاخت و تاز وحشیانۀ مغول و گسسته شدن رشتۀ عقاید و سنن ایرانیان متروک شد و دیگر برگزار نشد؛ چنانکه امروز نیز تنها نامی از آن برجای مانده است.

در پایان باید یادآور شد که جشن مهرگان در تقویم ایرانیان مصادف با دو تاریخ دانسته شده است: دهم مهرماه و شانزدهم مهرماه. برای هر دو تاریخ اسناد و شواهدی تاریخی وجود دارد. چنانکه در ابتدای این یادداشت گفته شد مهرگان در ساختار سنتی گاه‌شماری زرتشتی با «روز مهر از ماه مهر» پیوند دارد؛ چون روز شانزدهم هر ماه «مهر» نامیده می‌شد و ماه هفتم نیز «مهر» بود، شانزدهم مهر از نظر منطق نام‌گذاری تقویمی، روز اصلی مهرگان به‌شمار می‌آمد و گزارش‌هایی مانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی نیز این پیوند را تأیید می‌کنند. مهرگان در دوره‌های بعد گاه به «مهرگان کوچک» و «مهرگان بزرگ» تقسیم شد و شکل چندروزه پیدا کرد، اما این امر به معنای وجود دو جشن مستقل نیست. در مقابل، دهم مهر در برخی تقویم‌های متأخر از تبدیل جایگاه شانزدهمین روز ماه مهر در تقویم سنتی به تقویم هجری خورشیدی جدید پدید آمده است: در تقویم سنتی، هر ماه ۳۰ روز داشت و شانزدهمین روز ماه هفتم، روز ۱۹۶ سال بود؛ همین جایگاه در تقویم جدید، با شش ماه نخست ۳۱روزه، به دهم مهر می‌رسد. بااین‌حال، مسئله فقط تغییر تقویم رسمی نیست، زیرا گاه‌شماری‌های زرتشتی در دوره‌های مختلف و میان جوامع زرتشتی ایران و هند نیز یکسان نبوده‌اند و تفاوت در تعیین سال کبیسه و شیوه تنظیم تقویم موجب شکل‌گیری سنت‌های تقویمی متفاوت شده است؛ بنابراین نمی‌توان به‌سادگی گفت ۱۶ مهر «تاریخ قدیم» و ۱۰ مهر «تاریخ جدید» است. در نتیجه باید گفت که در منطق سنتی نام‌گذاری گاه‌شماری زرتشتی، مهرگان با شانزدهم مهر پیوند دارد، درحالی‌که دهم مهر نیز در برخی نظام‌ها و تقویم‌های متأخر تاریخ متناظر یا ثبت‌شده این جشن است؛ بنابراین اختلاف این دو تاریخ ناشی از تفاوت نظام‌های گاه‌شماری و شیوه محاسبه تاریخ جشن است، نه لزوماً اختلاف بر سر دو جشن یا یکی «درست» و دیگری «غلط».

با توجه به آنچه گذشت می‌توان به یک نتیجه‌ منطقی دست یافت. همانگونه که در تعیین تاریخ اعیاد اسلامی نمی‌توان از گاه‌شماری خورشیدی استفاده کرد و ملاک تعیین روز، گاه‌شماری قمری است در مورد جشن‌های ایرانی نیز باید از منطق گاه‌شماری زرتشتی پیروی کرد نه گاه‌شماری خورشیدی.

پی نوشت: تلخیص و بازنویسی از منبع جشن‌های ایزدی، نوشتۀ علی‌نقی بهروزی صورت گرفته است. همچنین می‌توانید دلایل اختلاف در تعیین تاریخ روز جشن مهرگان را به تفصیل در یادداشت علی نیکویی مطالعه کنید که در خبر آنلاین و به نقل از ایبنا منتشر شده است.

↑
خروج از نسخه موبایل