رضا رضائی
در نیمه دوم مهر ۱۴۰۵، اعتراضها در چند کشور اروپایی به درگیری خیابانی، تخریب اموال و برخورد با پلیس کشیده شد. فرانسه صحنه گستردهترین ناآرامیها بود؛ در بلژیک و ایتالیا نیز تجمعهای اعتراضی با درگیری همراه شد و در پرتغال، بحران مسکن و هزینههای زندگی معترضان را به خیابان کشاند.
این اعتراضها علت واحدی ندارند، اما زمینههای مشترکی دارند: فشار اقتصادی بر زندگی مردم، نارضایتی از سیاستهای دولتها و نگرانی از آینده. در فرانسه، اعتراضهای مرتبط با وضعیت مدارس و خدمات عمومی با نارضایتی گستردهتر از گرانی و سیاستهای اقتصادی پیوند خورد. در برخی شهرها، تجمعها به غارت فروشگاهها، آتشسوزی و درگیری با پلیس انجامید. در ایتالیا نیز اعتراض به هزینههای زندگی، قیمت سوخت و سیاستهای اقتصادی با درگیری خیابانی در شهرهایی مانند میلان و بولونیا همراه شد. در بلژیک، مخالفت با اصلاحات اقتصادی و کاهش هزینههای عمومی دولت، کارگران و گروههای دیگر را به خیابان کشاند. در پرتغال هم گرانی مسکن و اجارهها و دشواری تأمین هزینههای روزمره از محورهای اصلی اعتراضها بود.
اما این ناآرامیها چه ارتباطی با جنگ ایران و آمریکا دارد؟
جنگی که هزینهاش از میدان نبرد فراتر میرود
جنگ فقط با موشک، حمله نظامی و تلفات انسانی سنجیده نمیشود. اختلال در انتقال انرژی از خلیج فارس و تنگه هرمز میتواند قیمت نفت و گاز را بالا ببرد و از مسیر هزینه سوخت، حملونقل، تولید و کالاهای مصرفی بر اقتصاد کشورهای دیگر فشار وارد کند.
این ارتباط در اروپا صرفاً یک احتمال نظری نیست. اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، در سخنرانی خود در پارلمان اروپا در مهر ۱۴۰۵ اعلام کرد که از پایان فوریه، قیمت گاز اروپا ۱۴۰ درصد افزایش یافته، قیمت گازوئیل دو برابر شده و واردات سوختهای فسیلی حدود ۱۰۰ میلیارد یورو هزینه اضافی به اروپا تحمیل کرده است.
بر اساس گزارش رویترز در ۲۰ مهر ۱۴۰۵، ذخایر گاز اروپا در آن مقطع پایینتر از میانگین سالهای گذشته بود و پیشبینی میشد تا اول نوامبر به ۷۵ تا ۷۸ درصد ظرفیت برسد؛ رقمی حدود ۱۰ واحد درصد پایینتر از میانگین پنجساله. نزدیک شدن فصل زمستان، در شرایطی که بازار جهانی انرژی همچنان با نااطمینانی روبهروست، اهمیت تأمین مطمئن انرژی را بیشتر میکند.
گزارش آژانس بینالمللی انرژی درباره بازار گاز در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ نیز نشان میدهد که شاخص گاز اروپا در سهماهه دوم، بهطور میانگین حدود ۳۲ درصد بالاتر از مدت مشابه سال قبل بوده است. این رقم مقایسه دو دوره سهماهه است، نه میزان افزایش قیمت در تمام مدت جنگ.
اروپا پس از کاهش اتکا به گاز روسیه، بیش از گذشته به بازار جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) وابسته شده است. اختلال در صادرات قطر و امارات، رقابت میان خریداران آسیایی و اروپایی را برای تأمین محمولههای موجود تشدید کرده است. آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده که در پی اختلال در عبور از تنگه هرمز، نزدیک به ۲۰ درصد عرضه جهانی گاز طبیعی مایع از بازار خارج شد. این شوک عرضه، قیمتها را بالا برد و تأمین انرژی را دشوارتر کرد.
در چنین شرایطی، حتی اگر کمبود فیزیکی انرژی به قطع گسترده عرضه منجر نشود، افزایش قیمتها میتواند فشار قابلتوجهی بر خانوارها و صنایع وارد کند.
از قبض انرژی تا نارضایتی خیابانی
افزایش هزینه انرژی بهتنهایی توضیحدهنده همه اعتراضهای اروپا نیست. بحران مسکن، عقبماندن دستمزدها از هزینههای زندگی، مشکلات خدمات عمومی و مخالفت با اصلاحات اقتصادی دولتها، پیش از این نیز زمینه نارضایتی را فراهم کرده بودند. در فرانسه، وضعیت مدارس و خدمات عمومی اهمیت ویژهای داشت؛ در پرتغال، دسترسی به مسکن و اجارههای سنگین در مرکز مطالبات قرار گرفت؛ و در بلژیک، مخالفت با سیاستهای اقتصادی دولت و کاهش هزینههای عمومی نقش برجستهای داشت.
با این حال، افزایش هزینه انرژی میتواند فشار موجود را بیشتر کند. وقتی خانوارها سهم بیشتری از درآمد خود را صرف گرمایش، برق، سوخت و حملونقل میکنند، پول کمتری برای سایر نیازها باقی میماند. صنایع نیز با افزایش هزینه تولید روبهرو میشوند؛ وضعیتی که میتواند بر قیمت کالاها، اشتغال و قدرت خرید اثر بگذارد.
در چنین فضایی، اعتراض به یک موضوع مشخص ممکن است به نارضایتی گستردهتری از عملکرد دولت تبدیل شود. اما باید میان تأثیر اقتصادی جنگ و علت مستقیم هر درگیری خیابانی تفاوت گذاشت. مستندات موجود، اثر جنگ بر بازار انرژی و فشار اقتصادی اروپا را تأیید میکند؛ برای نسبتدادن مستقیم یک درگیری مشخص به جنگ نیز باید شواهد مربوط به همان کشور و همان رویداد وجود داشته باشد.
جنگ ایران و آمریکا لزوماً علت آغاز اعتراضهای اروپا نیست؛ اما با افزایش هزینه انرژی و فشار بر قدرت خرید مردم، میتواند بحرانهای اقتصادی موجود را تشدید کند و هزینه سیاسی آن را برای دولتهای اروپایی بالا ببرد.
مسئله فقط چند اعتراض پراکنده نیست
همزمانی اعتراضها در فرانسه، بلژیک، ایتالیا و پرتغال نشان میدهد که چند دولت اروپایی در فاصله زمانی کوتاهی با فشار اجتماعی روبهرو شدهاند؛ اما این به معنای شکلگیری یک جنبش هماهنگ اروپایی نیست. مطالبات معترضان در این کشورها متفاوت است و شواهد موجود برای اثبات سازماندهی مشترک آنها کافی نیست.
وجه مشترک ماجرا را باید در شرایطی جستوجو کرد که میتواند نارضایتیهای متفاوت را تشدید کند: هزینه بالای زندگی، نگرانی درباره آینده اقتصادی و کاهش اعتماد بخشی از جامعه به توانایی دولتها برای حل مشکلات. جنگ و اختلال در بازار انرژی یکی از عوامل تشدیدکننده این وضعیت است، نه توضیحی کامل برای همه آن.
از این منظر، پیامدهای جنگ ایران و آمریکا را نباید فقط در خاورمیانه جستوجو کرد. اثر آن میتواند از بازار انرژی به هزینه زندگی، از هزینه زندگی به نارضایتی اجتماعی و از نارضایتی اجتماعی به فشار سیاسی بر دولتهای دیگر منتقل شود.
آشفتگی بیرون از میدان جنگ، لزوماً به معنای گسترش مستقیم جنگ نیست؛ گاهی هزینههای اقتصادی و اجتماعی یک بحران نظامی، دورتر از محل درگیری و در خیابانهای کشورهایی ظاهر میشود که خود طرف مستقیم جنگ نیستند. اینکه این فشارها به اعتراضهای مقطعی محدود بماند یا به بحران سیاسی عمیقتری تبدیل شود، به ادامه جنگ، وضعیت اقتصاد جهانی و واکنش دولتها به مطالبات مردم بستگی دارد.
منابع
۱. آسوشیتدپرس؛ گزارش اعتراضها و ناآرامیهای فرانسه
۲. رویترز؛ افزایش قیمت گاز و فشار بر ذخایر انرژی اروپا، ۲۰ مهر ۱۴۰۵
۳. رویترز کانکت؛ اظهارات رئیس کمیسیون اروپا درباره افزایش هزینههای انرژی، مهر ۱۴۰۵
۴. آژانس بینالمللی انرژی؛ گزارش بازار گاز در سهماهه سوم سال ۲۰۲۶
۵. اسکای تیجی۲۴؛ درگیریها و بازداشتها در اعتراضهای ایتالیا، ۲۶ مهر ۱۴۰۵
۶. یورونیوز؛ گزارش برخورد پلیس با معترضان بحران مسکن در پورتو، ۲۳ مهر ۱۴۰۵
۷. درگاه رسمی امنیت منطقه بروکسل؛ اطلاعات راهپیمایی سراسری و پیامدهای امنیتی آن
