احمد جعفری چمازکتی
از روزی که بابک زنجانی از زندان آزاد شد تا به امروز ، حرف های زیادی زد و قولهای زیادی را در حوزه اقتصادی، رسانه ای کرد.
من او را نمی شناسم، اما مطمئن هستم که بابک زنجانی ها، محصول سیستمی هستند که در کشور جاری و ساری است.
خیلی هم از اقتصاد سردر نمی آورم اما معنی رشد یک شبه و ثروت های بادآورده را هر روستایی چون من می فهمد.
اینکه زنجانی چه کرد و چه نکرد، سرانجام رای قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، آزادی او را رقم زد و حالا او در مصاحبه های مختلف، هم گوشه و کنایه می زند به هفت سال حبس و هم هوش اقتصادی خود را به رخ مسئولان اقتصادی کشور می کشد.
او در سخنانش به طرح های پیشرفته زمینی و هوایی تا مرزهای بی در و پیکر کشور و تا به خاموشی لامپ های اضافی پاستور اشاره دارد.
زنجانی میگوید اینکه رئیس جمهور بگوید لامپ اضافی پاستور تا سیستم سرمایش خاموش شود، در دنیای اقتصادی مثل قطره ای است در برابر اقیانوس . اشاره دارد اگر شما پایانه های مرزی را ساماندهی کنید ، به مرواریدهای این اقیانوس دست خواهید یافت و دیگر لازم نیست برای صرفه جویی در خاموشی تابستان، عرق بریزید.
پیش از این نوشته ام که به علم اقتصاد احاطه ای ندارم و موانع این حوزه را نمی شناسم اما به عنوان کسی که با واژه ها آشناست، واژگان مورد استفاده زنجانی را دوست دارم.
نگاه او به زندگی و رفع موانع زندگی نرمال بر اساس طرحهایی که ارائه می دهد، دوست دارم.
شما تا به امروز، به خالق ایجاد کار با یک میلیون ، میدان بازی داده اید. مدعیان دلار بیست تومانی را روی صندلی ریاست نشاندید، ناظر بازی دو وزیر متخلف دولت سیزدهم در قضیه چای دبش بوده اید وووووو.
مگر نه اینکه خداوند ستارالعیوب است؟ مگر نه اینکه چشم عقاب نظارت کشور پلک نمی زند؟ مگر نه اینکه شمشیر عدالت قوه قضائیه آخته است؟ پس خیالمان راحت است که راه فراری برای متخلفان نیست.
حالا پیشنهاد میکنم تأدیب اقتصادی پاکستان و عراق در همراهی با آمریکا در بستن مرزهای زمینی را به بابک زنجانی بسپارید، شاید بخواهد دین خود را به ملت ایران ادا کند.
