جغرافیای تاریخی ایران باستان

در اساطیر ایران باستان، جهان به هفت کشور تقسیم می‌شد و پادشاهان پیشدادی خود را فرمانروای این سرزمین‌ها می‌دانستند. این تصور کهن که در بخش‌های مختلف اوستا بازتاب یافته، از باورهای جغرافیایی و کیهان‌شناختی ایرانیان باستان حکایت دارد؛ باوری که نمونه‌هایی از آن را می‌توان در سنت‌های اساطیری هند نیز مشاهده کرد.

بر اساس روایت‌های کهن هند و ایرانی، زمین به شیوه‌های مختلفی تقسیم می‌شد. در یکی از این روایت‌ها، جهان سه منطقه یا طبقه داشت و در روایتی دیگر، از هفت کشور سخن به میان می‌آمد. به نوشته عبدالعظیم رضایی در کتاب «گنجینه تاریخ ایران»، صورت کهن این تقسیم‌بندی در گاثاها با اصطلاح «هَپْت ئیتی بومی» آمده و در دیگر بخش‌های اوستا به شکل «هفت کشور» دیده می‌شود.

یکی از روایت‌های مربوط به تقسیم سه‌گانه زمین در بخش دوم وندیداد، در داستان جمشید، بازتاب یافته است. در این روایت، جمشید سه بار بر زمین پیش می‌رود. به باور نویسنده، وجود روایت‌های مشابه در سنت‌های هند و ایرانی می‌تواند نشانه‌ای از پیشینه مشترک این تصورات اساطیری باشد.

تقسیم زمین به هفت کشور نیز در سنت‌های کهن ریشه دارد. در زبان سانسکریت، اصطلاح «سَپْت دُویپ» برای اشاره به هفت کشور یا سرزمین به کار رفته است. در برخی روایت‌های متأخر پارسیان نیز این سرزمین‌ها مناطقی معرفی شده‌اند که دریاها میان آنها فاصله انداخته و رفت‌وآمد میانشان را دشوار کرده است.

در اوستا از هفت کشور با نام‌های اَرْزَهی، خَونیرَث، سَوَهی، فَرَدَذَفشو، وَئیری‌اَرْشتْی، ویدَذَفشو و وئورو‌جرَشتی یاد شده است. این نام‌ها بخشی از جغرافیای اساطیری ایرانیان باستان را شکل می‌دهند؛ جغرافیایی که در آن، شناخت جهان با روایت‌های دینی و اسطوره‌ای درهم آمیخته بود.

رضایی همچنین به نام‌های فارسی این هفت کشور و برداشت‌های مختلف از جایگاه جغرافیایی آنها اشاره می‌کند. در این میان، اَریاویچ از سرزمین‌های واقع در غرب دریای خزر معرفی شده که قفقازیه و بخش شمالی آذربایجان کنونی ایران را دربر می‌گرفته است. در توصیف این ناحیه، دریای خزر مرز شرقی و دریای سیاه مرز غربی آن دانسته شده است.

سُغْد یا سُغْدیان نیز از دیگر سرزمین‌هایی است که در این روایت جغرافیایی به آن پرداخته شده است. در اوستا نام سُغْد همراه با واژه «گاوو» آمده است. دهخدا «گاوو» را نام پایتخت سغدیان دانسته، درحالی‌که دارمستتر این واژه را در زبان پهلوی به معنای دشت تفسیر کرده است. بر اساس این برداشت، ترکیب یادشده به دشت سغد اشاره دارد؛ سرزمینی که به سبب باغ‌ها، چراگاه‌ها، مزارع و پوشش گیاهی خود، ناحیه‌ای حاصلخیز به شمار می‌رفته است.

سغد در ناحیه دره زرافشان و کاشکاردریا قرار داشت و سمرقند از مراکز مهم آن بود. این شهر در منابع تاریخی با نام «مارکاندا» نیز شناخته می‌شود و از شهرهای برجسته آسیای میانه در دوره باستان به شمار می‌رفت.

تقسیم جهان به هفت کشور نشان می‌دهد که جغرافیای اساطیری در ایران باستان صرفاً به شناخت سرزمین‌ها محدود نبود، بلکه با تصور ایرانیان از نظم جهان و جایگاه فرمانروایی پیوند داشت. بازتاب این باور در اوستا و مقایسه آن با سنت‌های هند باستان، زمینه‌ای برای شناخت پیوندهای فرهنگی و فکری میان جوامع هند و ایرانی فراهم می‌کند.

منبع: عبدالعظیم رضایی، «گنجینه تاریخ ایران»، جلد اول: پیشدادیان و کیانیان، چاپ دوم، ۱۳۹۴، صص. ۷ و ۸.

↑
خروج از نسخه موبایل