انصارالله به سوی عدن؛ تغییر موازنه نظامی یمن و شکل‌گیری معادلات جدید در دریای سرخ

نقشه آخرین تحولات زمینی یمن

آریا یونسی

پیشروی‌های اخیر انصارالله در یمن نشان می‌دهد که این جنبش وارد مرحله تازه‌ای از راهبرد نظامی خود شده است؛ مرحله‌ای که در آن، تثبیت مناطق تحت کنترل در شمال و غرب یمن با گسترش نفوذ در سواحل دریای سرخ، تسلط بر محورهای ارتباطی و افزایش فشار بر مواضع نیروهای دولت مورد حمایت عربستان همراه شده است.

بر اساس گزارش رویترز در دوم نوامبر، نیروهای انصارالله به فاصله حدود ۸۰ کیلومتری عدن رسیده‌اند؛ شهری که از سال ۲۰۱۵ مرکز موقت دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده بین‌المللی یمن، نامی دهن پر کن برای دولت دست نشانده عربستان، است. این نزدیک‌ترین فاصله نیروهای انصارالله به عدن از زمان تحولات نظامی سال ۲۰۱۵ محسوب می‌شود. تصرف منطقه مقاطره نیز موقعیت این نیروها را در ارتفاعات مشرف بر جاده اصلی تعز به عدن تقویت کرده و فشار بر یکی از مهم‌ترین مسیرهای پشتیبانی نیروهای رقیب را افزایش داده است.

این تحولات در امتداد عملیات گسترده‌ای رخ می‌دهد که از سپتامبر ۲۰۲۶ آغاز شد و طی آن انصارالله توانست در بخش‌هایی از سواحل دریای سرخ پیشروی کند و به مناطق پیرامون تنگه باب‌المندب برسد. تصرف بندر المخا و جزیره میون، در کنار تحرکات نظامی در استان‌های تعز و لحج، جغرافیای درگیری را از وضعیت نسبتاً ثابت سال‌های گذشته خارج کرده است.

از تثبیت شمال تا گسترش نفوذ در جنوب

انصارالله از سال ۲۰۱۴ و پس از تسلط بر صنعا، به‌تدریج ساختار سیاسی و نظامی خود را در شمال یمن تثبیت کرد. با وجود مداخله نظامی ائتلاف به رهبری عربستان در سال ۲۰۱۵، این جنبش توانست بخش عمده‌ای از مناطق شمالی و شمال‌غربی کشور را حفظ کند. آتش‌بس سال ۲۰۲۲ نیز فرصت بیشتری برای تثبیت ساختارهای حکمرانی، بازسازی توان نظامی و سازماندهی مجدد نیروهای آن فراهم کرد.

اما تحولات سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که معادله جنگ بار دیگر در حال تغییر است. پیشروی در امتداد ساحل دریای سرخ و سپس حرکت به سمت ارتفاعات تعز و لحج، نشان‌دهنده گسترش دامنه عملیات از محدوده سنتی نفوذ انصارالله است.

اهمیت این تحولات صرفاً در افزایش مساحت مناطق تحت کنترل نیست. در جنگ یمن، جاده‌ها، گذرگاه‌های کوهستانی، بنادر و ارتفاعات مشرف بر مسیرهای ارتباطی ارزش نظامی ویژه‌ای دارند. کنترل این نقاط می‌تواند توان جابه‌جایی نیروها و تجهیزات طرف مقابل را محدود کند، حتی بدون آنکه تصرف یک شهر بزرگ ضرورت داشته باشد.

در همین چارچوب، پیشروی در مقاطره و تهدید جاده تعز ـ عدن را باید یکی از مهم‌ترین تحولات عملیاتی هفته‌های اخیر دانست.

باب‌المندب؛ مهم‌ترین دستاورد ژئوپلیتیکی

یکی از ابعاد مهم تحولات اخیر، موقعیت جغرافیایی مناطق ساحلی است که انصارالله در جریان عملیات خود به آن‌ها دست یافته است.

باب‌المندب یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت دریایی جهان است و دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل می‌کند. اهمیت این گذرگاه برای انتقال انرژی، تجارت آسیا و اروپا و امنیت مسیرهای دریایی، بسیار فراتر از جغرافیای یمن است.

قرار گرفتن مناطق ساحلی و جزایر راهبردی در حوزه نفوذ انصارالله، ظرفیت این جنبش را برای نظارت بر تحولات دریایی و اعمال فشار بر مسیرهای کشتیرانی افزایش می‌دهد. جزیره میون، واقع در میانه تنگه باب‌المندب، از این نظر اهمیت ویژه‌ای دارد.

البته حضور نظامی در پیرامون این تنگه به معنای کنترل کامل آن یا امکان توقف دائمی کشتیرانی بین‌المللی نیست. با این حال، ترکیب موقعیت جغرافیایی، توان موشکی و پهپادی و سابقه عملیات دریایی انصارالله می‌تواند به این جنبش اهرم قابل توجهی در معادلات منطقه‌ای بدهد.

بر اساس ارزیابی مؤسسه ACLED، اهمیت پیشروی‌های ساحلی انصارالله در این است که امکان نظارت، پشتیبانی و اجرای عملیات پیرامون باب‌المندب را افزایش می‌دهد. این مؤسسه همچنین معتقد است که فشار دریایی انصارالله در مرحله کنونی بیشتر به‌صورت هدفمند و علیه منافع مرتبط با عربستان اعمال شده است، نه در قالب تلاش برای مختل کردن کامل تجارت جهانی.

این وضعیت به انصارالله امکان می‌دهد که بدون ورود به یک جنگ دریایی فراگیر، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی تقابل را برای رقیبان افزایش دهد.

معادله عدن و اهمیت راهبردی تعز

پیشروی به فاصله ۸۰ کیلومتری عدن، از نظر سیاسی و نظامی اهمیت زیادی دارد. عدن تنها یک شهر بزرگ بندری نیست؛ این شهر مرکز اصلی فعالیت دولت به‌رسمیت‌شناخته‌شده یمن و یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های نیروهای مخالف انصارالله به شمار می‌رود.

با این حال، نباید فاصله جغرافیایی را با توانایی قطعی برای تصرف شهر یکسان دانست. حرکت به سمت عدن با تصرف آن تفاوت اساسی دارد. نیروهای انصارالله برای تثبیت هرگونه پیشروی در این محور باید با چالش جغرافیای کوهستانی، مقاومت نیروهای محلی، حملات هوایی و دشواری تأمین خطوط لجستیکی روبه‌رو شوند.

از این منظر، تعز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. این شهر در مسیر ارتباطی میان مناطق شمالی و جنوبی یمن قرار دارد و کنترل راه‌های منتهی به آن می‌تواند بر توان دفاعی و پشتیبانی نیروهای مستقر در جنوب تأثیر بگذارد.

گزارش رویترز از محاصره تعز از ابتدای اکتبر و قطع مسیر اصلی ارتباطی این شهر با عدن حکایت دارد. این وضعیت علاوه بر پیامدهای نظامی، شرایط انسانی دشواری ایجاد کرده و بیش از صد هزار نفر را تحت تأثیر جابه‌جایی و محدودیت دسترسی به غذا، سوخت و دارو قرار داده است.

بنابراین، تحولات تعز را باید یکی از نقاط تعیین‌کننده در ادامه موازنه نظامی جنوب‌غرب یمن دانست.

چرا نیروهای مخالف با دشواری روبه‌رو شده‌اند؟

یکی از عوامل مهم در پیشروی‌های اخیر انصارالله، وضعیت ساختاری نیروهای مقابل است. نیروهای وابسته به دولت یمن، با وجود برخورداری از حمایت عربستان و برخی پشتیبانی‌های خارجی، از نظر فرماندهی، ساختار سیاسی و پایگاه‌های محلی یک مجموعه کاملاً یکپارچه نیستند.

شورای رهبری ریاست‌جمهوری یمن مجموعه‌ای از نیروها و جریان‌های مختلف را دربرمی‌گیرد که همه آن‌ها الزاماً اولویت‌ها و ساختار فرماندهی یکسانی ندارند. رقابت‌های محلی، اختلافات سیاسی و تفاوت در منافع گروه‌های نظامی، هماهنگی عملیات را پیچیده می‌کند.

در مقابل، انصارالله از ساختار فرماندهی متمرکزتری برخوردار است و در سال‌های گذشته توانسته تشکیلات نظامی و شبکه‌های محلی خود را حفظ و تقویت کند. تحلیل ACLED نیز غافلگیری عملیاتی، آمادگی قبلی و چندپارگی نیروهای مخالف را از عوامل مؤثر در سرعت پیشروی سپتامبر می‌داند.

با این حال، جبهه مقابل نیز فاقد ظرفیت نظامی نیست. عملیات نیروهای دولت یمن در استان الجوف و تلاش آن‌ها برای تصرف ارتفاعات راهبردی شرق شهر الحزم نشان می‌دهد که درگیری صرفاً در مسیر پیشروی انصارالله جریان ندارد. بر اساس گزارش الجزیره در دوم نوامبر، نیروهای دولتی در این استان به موفقیت‌هایی در تصرف ارتفاعات دست یافته‌اند؛ موقعیت‌هایی که می‌توانند خطوط پشتیبانی انصارالله را تحت فشار قرار دهند.

در واقع، جنگ یمن به مرحله‌ای رسیده است که هم‌زمانی چند جبهه و توانایی حفظ ارتباط میان نیروها و خطوط پشتیبانی، اهمیت تعیین‌کننده‌ای پیدا کرده است.

عربستان؛ میان بازدارندگی نظامی و هزینه‌های جنگ

برای عربستان، تحولات اخیر صرفاً به معنای از دست رفتن چند منطقه در یمن نیست. مسئله اصلی، افزایش ظرفیت انصارالله برای تهدید مرزهای جنوبی، تأسیسات انرژی و مسیرهای صادرات نفت این کشور است.

حملات موشکی و پهپادی انصارالله به اهدافی در عربستان و افزایش دامنه جغرافیایی این حملات، نشان می‌دهد که این جنبش تلاش دارد هزینه تقابل را از جبهه یمن به عمق راهبردی عربستان منتقل کند.

در دوم نوامبر نیز عربستان از فعال شدن سامانه‌های هشدار دفاعی در چند شهر جنوبی خبر داد و ائتلاف به رهبری این کشور اعلام کرد که یک موشک بالستیک شلیک‌شده از سوی انصارالله را رهگیری کرده است.

از سوی دیگر، ریاض با افزایش حملات هوایی علیه مواضع انصارالله تلاش کرده است مانع تثبیت دستاوردهای زمینی این جنبش شود. این وضعیت عربستان را در برابر یک معادله دشوار قرار می‌دهد: تشدید عملیات نظامی می‌تواند فشار بر انصارالله را افزایش دهد، اما در عین حال خطر گسترش حملات متقابل به زیرساخت‌های حیاتی و طولانی شدن جنگ را نیز بالا می‌برد.

در چنین شرایطی، قدرت بازدارندگی تنها به تعداد حملات یا سامانه‌های نظامی وابسته نیست؛ توانایی هر طرف برای تحمل هزینه‌های یک تقابل طولانی نیز اهمیت دارد.

پیوند تحولات یمن با رقابت‌های منطقه‌ای

جنگ یمن را نمی‌توان صرفاً در چارچوب رقابت داخلی میان گروه‌های یمنی بررسی کرد. حمایت ایران از انصارالله، نقش عربستان در پشتیبانی از دولت یمن و اهمیت حضور قدرت‌های خارجی در امنیت دریای سرخ، این بحران را به بخشی از رقابت‌های گسترده‌تر منطقه‌ای تبدیل کرده است.

با این حال، تحلیل نقش ایران نباید به نادیده گرفتن استقلال تصمیم‌گیری و ملاحظات داخلی انصارالله منجر شود. این جنبش دارای پایگاه اجتماعی، ساختار سیاسی و محاسبات امنیتی خاص خود است و در عین برخورداری از پشتیبانی ایران، منافع و اولویت‌های داخلی خود را نیز دنبال می‌کند.

در تحولات کنونی، اهمیت این موضوع بیشتر شده است؛ زیرا هرگونه افزایش تنش میان ایران و آمریکا یا اسرائیل می‌تواند بر رفتار نظامی انصارالله و واکنش عربستان تأثیر بگذارد. رویترز نیز در گزارش اخیر خود، تشدید جبهه یمن را در پیوند با گسترده‌تر شدن تنش‌های آمریکا، اسرائیل و ایران بررسی کرده است.

در نتیجه، یمن دیگر صرفاً یک پرونده داخلی برای عربستان نیست؛ بلکه موقعیت جغرافیایی این کشور آن را به یکی از نقاط اتصال رقابت‌های خلیج فارس، دریای سرخ و شاخ آفریقا تبدیل کرده است.

دستاورد نظامی یا اهرم مذاکره؟

یکی از پرسش‌های اصلی درباره پیشروی‌های اخیر این است که هدف نهایی انصارالله تا کجا امتداد دارد. آیا این جنبش به دنبال تغییر کامل ساختار قدرت در یمن و تسلط بر عدن است یا قصد دارد با گسترش مناطق نفوذ، موقعیت خود را در هرگونه مذاکره سیاسی آینده تقویت کند؟

پاسخ به این پرسش را باید در مجموعه تحولات نظامی و سیاسی جست‌وجو کرد. تصرف مناطق ساحلی، فشار بر مسیرهای ارتباطی جنوب و افزایش هزینه‌های امنیتی عربستان، همگی می‌توانند قدرت چانه‌زنی انصارالله را افزایش دهند.

از منظر راهبردی، حتی بدون تصرف عدن نیز کنترل یا تهدید مسیرهای اصلی ارتباطی و برخورداری از موقعیت مؤثر در باب‌المندب می‌تواند در مذاکرات آینده اهمیت داشته باشد. به بیان دیگر، ارزش یک منطقه در جنگ تنها به مساحت آن نیست؛ گاهی موقعیت جغرافیایی آن، قدرت سیاسی و امنیتی بسیار بیشتری ایجاد می‌کند.

با این حال، حفظ سرزمین‌های تازه تصرف‌شده نیز به منابع انسانی، تدارکات، کنترل اجتماعی و توان مقابله با حملات هوایی نیاز دارد. گسترش جغرافیایی عملیات، در کنار فرصت‌های نظامی، مسئولیت‌ها و هزینه‌های بیشتری را نیز به همراه می‌آورد.

چشم‌انداز؛ موازنه‌ای که هنوز تثبیت نشده است

تحولات یمن در سوم نوامبر ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که هیچ‌یک از طرف‌ها هنوز به مرحله تعیین تکلیف نهایی جنگ نرسیده‌اند. انصارالله با پیشروی در محور غربی و جنوبی، موقعیت خود را توسعه داده و فشار بر عدن و تعز را افزایش داده است. در مقابل، نیروهای دولت مورد حمایت عربستان نیز در برخی جبهه‌ها، به‌ویژه الجوف و ارتفاعات راهبردی، در حال سازماندهی ضدحملات هستند.

در کوتاه‌مدت، سه مسئله در تعیین مسیر جنگ اهمیت اساسی خواهد داشت: نخست، توان انصارالله برای حفظ مناطق ساحلی و ارتفاعات مشرف بر باب‌المندب؛ دوم، میزان انسجام و هماهنگی نیروهای مقابل در محور تعز و لحج؛ و سوم، میزان تمایل عربستان به گسترش عملیات نظامی و پذیرش هزینه‌های آن.

هم‌زمان، سرنوشت تعز و وضعیت مسیرهای ارتباطی آن با عدن، یکی از شاخص‌های مهم برای سنجش تغییر واقعی موازنه خواهد بود.

در سطح منطقه‌ای نیز اهمیت باب‌المندب باعث می‌شود که پیامدهای جنگ از مرزهای یمن فراتر برود. هرگونه اختلال پایدار در این گذرگاه می‌تواند بر امنیت انرژی، هزینه حمل‌ونقل دریایی و تجارت بین‌المللی اثر بگذارد.

آنچه امروز در یمن جریان دارد، بیش از آنکه صرفاً رقابت بر سر تصرف چند شهر باشد، رقابت بر سر موقعیت جغرافیایی، خطوط ارتباطی، امنیت دریایی و قدرت چانه‌زنی در نظم سیاسی آینده این کشور است. انصارالله با دستاوردهای اخیر نشان داده است که همچنان توان تغییر معادلات میدانی را دارد؛ اما تبدیل این دستاوردها به موقعیت پایدار نظامی و سیاسی، به عواملی فراتر از سرعت پیشروی در میدان جنگ وابسته خواهد بود.

↑
خروج از نسخه موبایل