
کتاب روضةالشهدا نوشته حسین واعظ کاشفی در سال ۹۰۸ قمری در هرات تألیف شد. کاشفی اصالتا از سبزوار و از خاندانی شیعی بود و با ازدواج با خواهر جامی، شاعر و صوفی نامدار نقشبندی، به جمع نخبگان هرات راه یافت. این کتاب با حمایت سیدعبدالله میرزا، داماد سلطان حسین بایقرا و از نوادگان پیامبر، نوشته شد. سیدعبدالله میرزا در آستانه مرگ بایقرا و تهدید ازبکان، به دنبال جلب حمایت شیعیان هرات بود و کاشفی با نگارش این کتاب، زمینه را برای تقویت جایگاه سیاسی حامی خود فراهم کرد. کاشفی در فضای سنیمذهب هرات، با استفاده از تقیه، هویت شیعی خود را پنهان نگه میداشت. او روایتهای عربی مقتلنویسی را به درامی فارسی تبدیل کرد که با زبان ساده، اشعار فارسی و آهنگهای موسیقایی، بر احساسات مخاطبان تأثیر میگذاشت. او برای جلوگیری از پراکندگی ذهن شنوندگان فارسیزبان، اشعار عربی جنگی را حذف کرد و به جای آن، اشعار فارسی متناسب با هر موقعیت را به کار برد.
کتاب روضةالشهدا در ده فصل متناظر با ده روز محرم، از آفرینش انسان با طینتی از اندوه آغاز میکند و با روایت رنجهای پیامبران پیشین، به مصائب پیامبر اسلام و خاندان او میرسد. اوج کتاب، روز عاشورا و شهادت امام حسین است که در فضایی تراژیک، با پیشگوییهای پیامبر و فرشتگان از سرنوشت محتوم او همراه است. کاشفی با تأکید بر نقش حضرت فاطمه به عنوان مادری داغدار که در قیامت پیراهن خونین حسین را بر دوش دارد، و نیز با برجستهسازی گریستن به عنوان پالایشی جمعی، عمیقترین احساسات مخاطب را هدف میگیرد. این کتاب که با الهام از روضةالاحباب جمالالدین حسینی (تألیف به سفارش میرعلیشیر نوایی) نوشته شد، در واقع نوعی پاسخ شیعی به آن اثر سنیمذهب بود. کاشفی در روضةالشهدا، روایت شهادت را با اسطورههای کهن ایرانی مانند داستان سیاوش در شاهنامه پیوند میزند و مفهوم سرنوشت محتوم را به گونهای بازتاب میدهد که برای مخاطب فارسیزبان آشنا و تأثیرگذار باشد. موفقیت این کتاب چنان بود که راویان مصائب کربلا که آن را کلمه به کلمه روایت میکردند، در ایران به روضهخوان معروف شدند. روضةالشهدا علاوه بر مجالس روضه، بر شکلگیری دو پدیده مهم فرهنگی شیعی یعنی تعزیه و نوحهسرایی نیز نقش بنیادین داشت. به باور پژوهشگران، هیچ رسانهای به اندازه روضهخوانی و تعزیه در شکلدهی به تشیع عامه در ایران، هند و لبنان مؤثر نبوده است.
نکته قابل توجه، همزمانی تألیف این کتاب با پیشرویهای شاه اسماعیل صفوی در غرب ایران است. هشت سال پس از نگارش روضةالشهدا، شاه اسماعیل هرات را فتح کرد و تشیع را به عنوان مذهب رسمی دولت تازهتأسیس صفوی اعلام نمود. بنابراین، میتوان روضةالشهدا را متنی پیشدستانه دانست که زمینهساز پذیرش هویت شیعی صفوی در خراسان بود. کاشفی که خود در زمان حیات، هم از سوی سنیها به رفض و هم از سوی شیعیان زادگاهش به خیانت به میراث شیعی متهم بود، با این اثر، ماندگارترین روایت فارسی از واقعه کربلا را آفرید که تا قرنها، منبع اصلی روضهخوانی و عزاداری محرم در سراسر جهان شیعه باقی ماند.




