اجتماعی

نسل «ضِدّ»؛ ایران ما شایستۀ چنین فرزندانی نبود

امروز بار دیگر دانش‌آموزان پایه‌های یازدهم و دوازدهم جلوی سازمان سنجش تجمع کردند و خواستار موکول شدن امتحانات نهایی به بعد از اربعین شدند؛ این مطالبه در فضای مجازی و سایت کارزار هم تا کنون بیش از ۱۰۵ هزار امضا جمع کرده است. ما در اینجا به اصل این مطالبه و کیفیت آموزشی سال تحصیلی گذشته هیچ کاری نداریم؛ اما به شعارهایی که این دانش‌آموزان سر می‌دهند دقت کنید! چه مناسبتی میان مطالبات و شعارها می‌بینید؟ «این همه بی‌عدالتی هرگز ندیده ملتی!»، «محصل داد بزن حقت رو فریاد بزن!»، «دانش آموز می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد!» و … .

چه شعارهای عجیبی! گویی در دل یکی از انقلاب‌های مردمی تاریخ قرار داریم و خودمان نمی‌دانیم. بله این نسل حق دارد که اینگونه اعتراض کند؛ زیرا آمارمحوری که وزارت آموزش و پرورش با جدیت آن را در صدر اولویت‌های خود قرار داده، چنین نسل پر توقعی را به وجود آورده است. از یکی از اساتید حوزۀ آموزش و پرورش شنیدم که می‌گفت: در جوامع فرسوده هر چیزی علیه خودش عمل می‌کند. آمارمحوری علیه آمارمحوری طغیان می‌کند. وقتی مسئولان وزارتخانه به زیردستان خود برای ارائۀ آمار بهتر فشار می‌آورند اثر پروانه‌ای آن تا سطح مدرسه ادامه دارد؛ آمار محوری به دانش‌آموزانی که لایق نمرات تک‌رقمی هستند با نمرات ۱۹ و ۲۰ پاداش می‌دهد؛ پاداشِ بی‌سوادی! کافی است سری به مدارس متوسطۀ اول و دوم بزنید و در درس املا و فارسی وضعیت این دانش آموزان همیشه طلبکار را که صد البته هیچ حرمتی هم نمی‌شناسند، بسنجید. آن وقت به عینه خواهید دید چه بر سر آیندۀ این مملکت آمده است. گسترش بی‌رویۀ مدارس غیرانتفاعی که با اولویت درآمدزایی، انبوهی از دانش آموزان متوقع و کم‌سواد را تحویل جامعه می‌دهد یکی از مهم‌ترین دلایل این فاجعه است. در این مدارس مدیران با توجیه اینکه خانوادۀ دانش آموز هزینه کرده و شهریه می‌دهد و هزاران توجیه بی دلیل به معلمان فشار می‌آورند که نمرات را با دست و دلبازی تمام وارد کنند. وقتی دانش آموزان این نسل «پر سر و صدای میان تهی» با معدل ۱۹ و ۲۰ غیر واقعی فارغ التحصیل شود و البته با آن وضعیت مالی خوب، دیگر کسی می‌تواند به او امر و نهی کند؟ تاب نقد و به چالش کشیده شدن دارد؟ باید به دانش آموزان نسل جدید گفت: «بله، اتفاقا این بی‌عدالتی را هیچ ملتی ندیده!» حداقل نسل ما به یاد ندارد بدون شایستگی این همه نمرۀ عالی در کارنامه‌اش ثبت شده باشد. از کی تا به حال دادن امتحانات نهایی به «ذلت» تبدیل شده که حالا «دانش آموز می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد!». نسل شما تنها مخالفت و متوقع بودن را بلد است و تنها «ضِدّ» بودن را یاد گرفته و جاهلانه به این ژست مثلاً شجاعانه افتخار می‌کند. مسبّب پرورش چنین نسل کم‌عرضه، ترسو و متوقعی در درجۀ اول والدین نسل ما هستند که نداشته‌های خودمان را با مهربانی تمام و دست و دل‌بازانه به فرزندانمان دادیم. نسل ما هم از نسل قبل از خود ظلم دید و هم به نسل بعد از خود ظلم کرد. ایرانی که ما فرزندانش بودیم شایستۀ داشتن چنین فرزندانی نبود.

پی‌نوشت: از آنجا که می‌دانیم آنهایی که این یادداشت به مذاقشان خوش نیامده بعداً ممکن است به نویسنده ایراد بی‌سوادی وارد کنند باید توضیح دهم که عبارت «نسل ضِدّ» عامدانه انتخاب شده است؛ وگرنه ما هم می‌دانیم که «نسل Z» درست است.

سعید مزروعیان

دبیر بخش فرهنگ؛ دکترای ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا