از تروآ تا تروما؛ رمزگشایی از «ادیسه» کریستوفر نولان

فیلم سینمایی «ادیسه» به نویسندگی و کارگردانی کریستوفر نولان، به عنوان یکی از بزرگترین و جاهطلببانهترین پروژههای سینمایی سال ۲۰۲۶، سرانجام روی پرده رفت و موجی از تحسینهای انتقادی و بحثهای عمیق رسانهای را در سراسر جهان به همراه داشت. نولان در سیزدهمین اثر بلند خود، حماسۀ ۳۰۰۰ سالۀ هومر را به یک درام اکشن و اسطورهای پیچیده تبدیل کرده که تماماً با دوربینهای ۷۰ میلیمتری آیمکس فیلمبرداری شده است. بررسی و ترکیب نقدهای منتشر شده از سوی مهمترین منتقدان بینالمللی نشان میدهد که این کارگردان صاحبنام بار دیگر توانسته است مرزهای فنی سینما را جابهجا کند و در عین حال، نگاهی روانشناختی و مدرن به یکی از قدیمیترین کهنالگوهای بشری داشته باشد.
برخلاف اقتباسهای هالیوودی گذشته که معمولاً اودیسئوس را در قامت یک قهرمان بیعیبونقص، حماسی و نیمهخدایی به تصویر میکشیدند، نولان تمرکز اصلی خود را روی انسانسازی این پادشاه شکستخورده و خسته گذاشته است. منتقدان ارشد رسانههای معتبری چون واشنگتن پست، هالیوود ریپورتر و ایندین اکسپرس همگی بر این باورند که بازی مت دیمون در نقش اودیسئوس، یکی از درخشانترین و متفاوتترین نقشآفرینیهای کارنامۀ او به شمار میرود. دیمون با تغییرات فیزیکی شدید و به تصویر کشیدن تکیدگی ناشی از سالها آوارگی، گذار اودیسئوس از یک فاتح مغرور در جنگ تروآ به یک کهنهسرباز مبتلا به اختلال اضطراب پس از سانحه (PTSD) را با ظرافتی خیرهکننده به نمایش گذاشته است. در واقع، تم اصلی فیلم نولان بیش از آنکه درباره موجودات افسانهای یا نبردهای فانتزی باشد، دربارۀ «تاریکیِ پیروزی» و عواقب روانی جنگ است؛ فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه سنگینی گناه، مرگ و ویرانی تروآ، سفر بازگشت این جنگجویان به خانه را تا یک دهه به درازا میکشاند و روح آنها را متلاشی میکند. واشنگتن پست در نقد خود به این نکته اشاره کرده که ادیسۀ نولان تعمقی عمیق دربارۀ پیری، تروما و عواقب ایستادگی پای تصمیمات است؛ داستان مردی که میخواهد به خانه بازگردد، اما بار سنگین کاری که در گذشته انجام داده، او را رها نمیکند.
در کنار درخشش نقش اول، چینش و عملکرد گروه بازیگران فرعی نیز از دیگر نقاط قوت فیلم است که در یادداشتهای اکثر رسانهها بازتاب گستردهای داشته است. حضور آن هاتاوی در نقش پنلوپه با خویشتنداری عاطفی شگفتانگیز و وقاری تحسینبرانگیز همراه است که هوشمندی ملکه ایتاکا را در تقابل با خواستگاران حریصش به نمایش میگذارد. از سوی دیگر، لوپیتا نیونگو در نقشهای هلن و کلتایمنسترا تحسین بسیاری از منتقدان را برانگیخته است؛ بهویژه در سکانسهای کلیدی که او با تکیه بر روایتی مدرن، اصرار دارد جنگ تروآ «به نام او» به راه افتاد، نه «به خاطر او»، و بدین ترتیب روایتهای مردسالارانۀ تاریخی را به چالش میکشد. همچنین تام هالند در نقش شاهزاده جوانی که به دنبال پدرش میگردد و همکاری مجدد رابرت پتینسون با نولان پس از فیلم تنت، انرژی و پویایی ویژهای به ریتم حماسی و سنگین فیلم بخشیده است.
از منظر فنی و کارگردانی، نولان مثل همیشه با تکیه بر جلوههای ویژه میدانی و واقعی و امتناع از استفاده بیش از حد از پرده سبز، طوفانهای سهمگین دریا و تقابل با هیولاها را از نظر حسی، کاملاً ملموس، ترسناک و واقعی جلوه داده است. با این حال، برخی از منتقدان سرسخت سینما به افت ریتم در اواسط فیلم اشاره کردهاند؛ آنها معتقدند دنبال کردن سفر طولانی، مارپیچ و فرسایشی اودیسئوس در دریا که در جاهایی با گمگشتگی و از دست رفتن حافظه همراه است، سرعت روایت را در پرده دوم کمی کند میکند. اما این تمپوی آرامتر در نهایت به عنوان یک استراتژی کارگردانی عمل میکند تا بیننده خستگی قهرمان را با تمام وجود حس کند و برای یک اوج (Climax) هیجانانگیز، نفسگیر و به شدت خشن در اواخر فیلم آماده شود. در مجموع، اجماع منتقدان نشان میدهد که فیلم «ادیسه» به عنوان اثری ۴ ستاره، گواهی بر قدرت کارگردانی کریستوفر نولان در پیوند دادن تکنولوژی پیشرو سینمایی با مفاهیم عمیق انسانی است و اثبات میکند که حماسهای متعلق به ۳۰۰۰ سال پیش، همچنان با بحرانها، هویت و سردرگمیهای انسان معاصر همخوانی دارد.




