
ایزد مینایی
افراد رادیکال در دو جریان اصلی اصلاحطلب و اصولگرا بقای نظام را کاملا متضاد تفسیر میکنند:
- اصلاحطلب اعتقاد دارد اگر جمهوری اسلامی در مقابل مردم و جهان منعطف نباشد و با گذر زمان به خواست مردم تغییر نکند و با جهان همکاری نکند، قطعا روزی به نقطه شکنندگی خواهد رسید و کارآمدی، مشروعیت و مقبولیت خود در برابر مردم و جهان پیرامونی را از دست خواهد داد و روزی به انتهای خط میرسد.
- در مقابل بخشی از اصولگرایان اعتقاد دارند اگر جمهوری اسلامی از آرمان ها و طرفداران پروپاقرص خود فاصله بگیرد دیری نخواهد پایید که یا با از دست دادن هسته اصلی طرفداران خود سرنگون میشود و یا به صورت تدریجی استحاله میشود و آنچه میماند چیزی جز نام جمهوری اسلامی نخواهد بود.
متأسفانه امروز صدای رادیکال های هر دو طرف به حدی بلند است که گویا راه یا این است یا آن و هیچ حد وسطی وجود ندارد
یک نظام سیاسی در هر دو حالت رو به افول و نابودی خواهد رفت چه خود را در اومانیسم سیاسی رها کند و هر طرف باد وزید به همان طرف متمایل شود و چه در خواست و برداشت یک قشر از آرمان غرق شود و راه هر نوع تغییر را ببندد.
خوشبختانه سیستم تصمیم ساز در جمهوری اسلامی در عمل هم آرمان را مد نظر دارد و هم از واقعیت دور نشده است.
کارنامه کشور در دو جنگ اخیر در عمل نشان داد نه جمهوری اسلامی اهل تسلیم به خواست نظام سلطه است نه انعطاف ناپذیر و غرق در آرمانگرایی دور از واقعیت.




