
جام جهانی فوتبال، جشن بزرگ ملتهاست؛ میدانی که قرار است زبان مشترک انسانها باشد، نه میدان صفآرایی سیاست. اما هرگاه مرزهای سیاست بر خطوط سفید زمین فوتبال سایه میاندازد، نخستین قربانی، روح ورزش است.
علی افتخاری
کارشناس ورزش
اگر کشوری میزبانی بزرگترین رویداد فوتبال جهان را بر عهده میگیرد، انتظار میرود که با نگاهی فراگیر، مسیر حضور همه تیمها، داوران و عوامل رسمی را هموار سازد. هر اقدامی که به ایجاد موانع غیرضروری، تأخیرهای گسترده یا محرومیت افراد واجد شرایط بینجامد، این پرسش را به وجود میآورد که آیا ورزش همچنان مستقل از سیاست باقی مانده است؟اقدامات غیر معقول و عجیب دولت آمریکا در امر برگزاری جام جهانی فوتبال تقریبا برای همه کشورها دردسر ساز و مشکل آفرین بوده است. تیم های فوتبال شرکت کننده اکثرا یک ماراتن خسته کننده را طی کرده تا بتوانند ویزای میزبان را بگيرند. قطعا این میزبانی با مساعدت فیفا و طی شرایط و تشریفات خاصی به آمریکا داده شده، آنان به چند بازیکن، یک داور ویزا ندادند و تیم ملی ایران را هم با تنگناهای سخت گیرانه زیادی مواجه ساخته ودر کل یک نفرت پراکنی تاریخی از خود برجای گذاشته اند.
فیفا همواره شعار داده است که “”فوتبال متعلق به همه است”” ، این شعار زمانی معنا پیدا میکند که در عمل نیز از استقلال ورزش دفاع شود و هیچ دولت یا قدرت سیاسی نتواند با تصمیمهای یکجانبه، بر روند برگزاری مسابقاتی که متعلق به همه ملتهاست، سایه بیفکند.
جام جهانی باید عرصه رقابت استعدادها باشد، نه نمایش اختلافات سیاسی. هر اندازه سیاست به مستطیل سبز نزدیکتر شود، به همان اندازه فوتبال از رسالت خود، یعنی دوستی، همبستگی و احترام متقابل، فاصله خواهد گرفت. اعتبار بزرگترین رویداد ورزشی جهان نیز در گرو آن است که عدالت، بیطرفی و برابری، نه در شعار، بلکه در عمل، بر آن حاکم باشد.
اصولا “”فیفا “” چرا باید با میزبانی کشوری موافقت کند که اینچنین دردسر ساز و مشکل آفرین است.
از آن روزی که وزارت دادگستری آمریکا برای سپ بلاتر رئیس پیشین “”فیفا “” پرونده فساد مالی، رشوه و پولشویی تشکیل داد که بعدها به عزل سپ بلاتر و محرومیت او از جهان فوتبال شد،از آن روز فیفا مغلوب زهر چشم آمریکایی ها قرار گرفته و اینک “” جیووانی وینچنتزو اینفانتینو”” غلام حلقه به گوش آمریکایی هاست بطوری که نشان “”صلح “” را به “”جنگ “” افروزترین فرد داده است.
به قلم دکتر علی افتخاری

