
مثل معروف «آب از سرچشمه گلآلود است» که امروزه برای اشاره به نقش مدیریت و رهبری در ساماندهی امور به کار میرود، ریشهای تاریخی و فراتر از مرزهای ایران دارد. این حکمتِ کهن نخستین بار در گفتوگویی میان «عمر بن عبدالعزیز»، خلیفهٔ اموی، و یک عرب شامی مطرح شد. هنگامی که خلیفه از عملکرد کارگزاران خود پرسید، عرب شامی پاسخ داد: «إذا طابت العین، عذبت الانهار» (چون آب در سرچشمه صاف باشد، نهرها نیز زلال خواهند بود). این پاسخ چنان بر خلیفه تأثیر گذاشت که به اصلاح رویههای خود پرداخت.
با این حال، این سخن به فیلسوفان نامدار یونانی نیز نسبت داده شده است. برخی این سخن را از قول ارسطو و برخی دیگر از زبان افلاطون نقل میکنند که گفته بود: «پادشاه مانند جوی بزرگ است که به جویهای کوچک منشعب میشود؛ صافی و کدورت آن به همهٔ شاخهها سرایت میکند.» همچنین فریدالدین عطار نیشابوری این مضمون را در پندهای «شقیق بلخی» به هارونالرشید نقل کرده است. بر اساس آنچه عطار در تذکرة الاولیاء آورده است، هارون الرشید پیش از سفر حج و زمانی که هنوز در بغداد حضور داشت از شقیق بلخی خواست تا او را پندی دهد. شقیق پس از چند وعظ حکیمانه به او گفت: «تو چشمه ای و عمال جویها. اگر چشمه روشن بود، به تیرگی جویها زیان ندارد. اگر چشمه تاریک بود به روشنی جوی ها هیچ امید نباشد.»
به هر روی، این ضربالمثل اگرچه با تعابیر گوناگون در فرهنگهای عربی و فارسی رواج یافته، اما ریشهشناسان آن را برگرفته از اندیشهٔ افلاطون دانسته و آن را مصداقی از انتقال حکمت یونانی به تمدن اسلامی میشمارند. امروزه این مثل همچنان یکی از پرکاربردترین عبارتها برای نقد عملکرد مدیران و مسئولان در نظامهای اداری و سیاسی به شمار میرود.
تلخیص از کتاب ریشههای تاریخی امثال و حکم، نوشتۀ مهدی پرتوی آملی.




