اجتماعیجوانانویژه ها

از دامپزشکی زابل تا اتاق عمل اصفهان با حرکت در خط ویژه

ممکن است یک تصمیم از چند کمیسیون عبور کند، نامه و صورت‌جلسه داشته باشد و برای هر مرحله‌اش نیز تبصره‌ای پیدا شود؛ اما این‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که نتیجه عادلانه است. قانون زمانی ارزش دارد که حافظ برابری فرصت‌ها و منافع عمومی باشد، نه اینکه با تفسیری موردی، راه برخورداری عده‌ای محدود از امتیازهایی را باز کند که برای دیگران دست‌نیافتنی است.

عدالت فرایندی ضروری است، اما تمام عدالت نیست

پرونده انتقال یکی از دستیاران جراحی از کاشان به اصفهان، فقط یک جابه‌جایی آموزشی نیست. این پرونده، آزمونی برای شفافیت نظام آموزش پزشکی و نحوه مواجهه آن با نفوذ خانوادگی، تعارض منافع و امتیازات چندمرحله‌ای است.

براساس اطلاعاتی که انتظار می‌رود وزارت بهداشت درباره آن توضیح رسمی بدهد، فرد مورد بحث ابتدا در رشته دامپزشکی دانشگاه زابل پذیرفته شده، اما با استفاده از مقررات مربوط به فرزندان اعضای هیئت علمی، مسیرش به پزشکی تغییر کرده است. دوره پزشکی عمومی نیز صرفاً در دانشگاه علوم پزشکی کاشان طی نشده و بنا بر اطلاعات موجود، وی در مقاطعی از این دوره با استفاده از انتقالی یا مهمانی در اصفهان تحصیل کرده است. او اکنون در دوره تخصص جراحی حضور دارد و بار دیگر موضوع انتقالش، این‌بار به اصفهان، مطرح شده است.

به این ترتیب، مسیر مورد بحث صرفاً انتقال از زابل به کاشان نیست؛ بلکه از تغییر رشته از دامپزشکی به پزشکی، سپس استفاده از انتقالی یا مهمانی در دوره پزشکی عمومی در اصفهان، بعد ورود به دوره تخصص جراحی و اکنون پیگیری انتقال مجدد به اصفهان تشکیل شده است. همین زنجیره، ضرورت شفاف‌سازی درباره مبنای قانونی و نحوه اعمال این مقررات در هر مرحله را بیشتر می‌کند.

پدر این دستیار از پزشکان شناخته‌شده اصفهان است؛ چهره‌ای که طی سال‌های گذشته نامش در فضای حرفه‌ای و دانشگاهی با حاشیه‌ها و بحث‌هایی همراه بوده است. اشاره به این سابقه برای صدور حکم درباره او نیست. پرسش این است که آیا نهادهای مسئول، همان‌قدر که برای استفاده از امتیازات قانونی فرزند یک عضو هیئت علمی دقت و همراهی نشان می‌دهند، درباره حاشیه‌ها، اعتراض‌ها و گزارش‌های مرتبط نیز بررسی روشنی انجام داده‌اند؟

آیا قانون فقط هنگام تغییر مسیر از دامپزشکی به پزشکی و جابه‌جایی محل تحصیل کار می‌کند؟ یا در زمان طرح ابهام‌ها و اعتراض‌ها نیز سازوکاری وجود دارد که بررسی را تا رسیدن به یک نتیجه مشخص ادامه دهد؟

اگر بررسی‌ای صورت گرفته، نتیجه آن چه بوده است؟ کدام موارد تأیید و کدام موارد رد شده‌اند؟ مرجع بررسی چه نهادی بوده و چرا نتیجه به‌صورت عمومی یا دست‌کم در اختیار جامعه دانشگاهی قرار نگرفته است؟

مشکل فقط یک انتقال نیست. آنچه افکار عمومی می‌بیند، زنجیره‌ای از موقعیت‌های مطلوب‌تر است: قبولی دامپزشکی در زابل، تغییر مسیر به پزشکی، استفاده از انتقالی یا مهمانی در دوره پزشکی عمومی در اصفهان، پذیرش در دوره تخصص جراحی و اکنون تلاش برای انتقال به اصفهان.

طبیعی است که در برابر چنین مسیری یک پرسش ساده مطرح شود: اگر پدر این فرد، پزشکی شناخته‌شده و صاحب ارتباطات حرفه‌ای نبود، آیا باز هم طی‌کردن همین مسیر ممکن بود؟

این پرسش اتهام نیست؛ پرسش درباره برابری فرصت‌هاست

مقررات فرزندان اعضای هیئت علمی برای چه هدفی تصویب شده است؟ آیا فقط امکان جابه‌جایی محل تحصیل را فراهم می‌کند یا می‌توان با تکیه بر آن، رشته، دانشگاه، شهر و مسیر حرفه‌ای یک فرد را نیز تغییر داد؟ آیا این مقررات را می‌توان در چند مرحله و برای رسیدن به چند موقعیت متفاوت به کار گرفت؟

وزارت بهداشت باید روشن کند که مرز استفاده از این امتیاز کجاست. در غیر این صورت، قانونی که قرار بوده یک مسئله اداری را حل کند، می‌تواند به مسیری ویژه برای کسانی تبدیل شود که از پشتوانه خانوادگی و دسترسی بیشتری به ساختار تصمیم‌گیری برخوردارند.

اکنون موضوع به گروه جراحی اصفهان رسیده است. انتقال یک دستیار جراحی صرفاً با تغییر نام دانشگاه انجام نمی‌شود. ظرفیت بیمارستان‌ها، تعداد دستیاران، برنامه کشیک، گردش‌های آموزشی، نیازهای درمانی، ترکیب نیروها، جنسیت، خلأهای موجود و نظر استادان گروه، همگی باید در تصمیم‌گیری دخیل باشند.

اطلاعات مطرح‌شده نشان می‌دهد اگر بنا باشد فردی به گروه جراحی اصفهان اضافه شود، اولویت استادان این گروه لزوماً گزینه‌ای نیست که اکنون انتقال او پیگیری می‌شود. اگر چنین است، باید پرسید نظر گروه آموزشی دقیقاً چه وزنی دارد؟

آیا استادان جراحی اصفهان می‌توانند براساس نیاز واقعی گروه خود تصمیم بگیرند، یا قرار است پذیرای فردی باشند که انتخاب او بیرون از گروه و از مسیر پیگیری‌های دیگر شکل گرفته است؟

اگر گروه به فردی با شرایط متفاوت، جنسیت دیگر یا توان پاسخ‌گویی به یکی از خلأهای آموزشی و درمانی موجود نیاز دارد، کنارگذاشتن این ملاحظات با چه منطقی توجیه می‌شود؟ آیا یک نامه اداری می‌تواند جای تشخیص تخصصی استادانی را بگیرد که هر روز با واقعیت‌های آموزشی و درمانی بیمارستان مواجه‌اند؟

اینجاست که تفاوت عدالت فرایندی و عدالت محتوایی روشن می‌شود. ممکن است تمام نامه‌ها و مجوزهای لازم فراهم شود، اما اگر نتیجه، نادیده‌گرفتن نیاز گروه، حذف فرصت دیگران یا تحمیل یک گزینه از بیرون باشد، طی‌شدن مراحل اداری به‌تنهایی آن تصمیم را عادلانه نمی‌کند.

پایگاه خبری گمان شکن آمادگی کامل دارد با استادان گروه‌های جراحی دانشگاه‌های علوم پزشکی اصفهان و کاشان، معاونت آموزشی وزارت بهداشت، مسئولان دانشگاه‌های علوم پزشکی اصفهان و کاشان و روابط عمومی وزارتخانه گفت‌وگو کند.

باب تماس، پاسخ و مصاحبه باز است. استادان و مدیران مرتبط می‌توانند درباره نیازهای گروه، روند انتقال، فشارهای احتمالی، نظرهای کارشناسی و ابعادی که تاکنون بیان نشده است، توضیح دهند. پاسخ‌های رسمی نیز بدون دخل‌وتصرف و با رعایت اصول حرفه‌ای منتشر خواهد شد.

هدف از این دعوت، پیش‌داوری نیست. مسئله این است که پرونده‌ای با این میزان ابهام نباید پشت درهای بسته تعیین تکلیف شود. افکار عمومی و جامعه دانشگاهی حق دارند روایت استادان، مدیران و مسئولان وزارتخانه را نیز بشنوند.

در کنار مسئله انتقال، صحبت‌هایی نیز به گوش می‌رسد که باید با دقت بررسی شود. براساس این روایت‌های تأییدنشده، احتمال دارد موضوع پایان‌نامه یک دانشجوی دیگر برای تحت فشار قرار دادن یکی از استادان گروه جراحی کاشان، در ارتباط با همین انتقال، مورد استفاده قرار گرفته باشد.

این موضوع در وضعیت فعلی یک ادعای اثبات‌شده نیست؛ اما آن‌قدر جدی است که نتوان از کنار آن گذشت.

آیا پرونده علمی یک دانشجو وارد کشمکشی شده که اساساً به انتقال فرد دیگری مربوط است؟ آیا از موضوع پایان‌نامه برای اثرگذاشتن بر تصمیم یک استاد استفاده شده است؟ چه کسی مسئول حفاظت از دانشجویی است که ممکن است بدون ارتباط مستقیم، درگیر مناسبات بیرونی شده باشد؟ و چه نهادی استقلال استاد را در برابر فشارهای احتمالی تضمین می‌کند؟

تنها یک بررسی مستقل می‌تواند این روایت‌ها را تأیید یا رد کند. سکوت، نه آن‌ها را اثبات می‌کند و نه از بین می‌برد؛ فقط بر دامنه ابهام می‌افزاید.

در گام نخست، از روابط عمومی وزارت بهداشت انتظار می‌رود توضیح دهد مبنای قانونی تغییر مسیر از دامپزشکی زابل به پزشکی، انتقال یا مهمانی در دوره پزشکی عمومی و سپس درخواست انتقال به اصفهان چه بوده، مقررات فرزندان اعضای هیئت علمی چگونه تفسیر شده و درخواست انتقال به اصفهان اکنون در چه مرحله‌ای است.

همچنین باید مشخص شود نظر گروه جراحی اصفهان در این تصمیم چه جایگاهی دارد و آیا درباره اعتراض‌ها، حاشیه‌ها و ادعاهای مطرح‌شده بررسی رسمی انجام شده است یا خیر. اگر بررسی انجام شده، نتیجه چه بوده و کدام مرجع مسئولیت تأیید یا رد موارد را پذیرفته است؟

بازخوانی عمومی مقررات فرزندان اعضای هیئت علمی نیز ضروری است. جامعه باید بداند این مقررات دقیقاً چه دامنه‌ای دارند، چند بار قابل استفاده‌اند، آیا تغییر رشته را نیز در بر می‌گیرند و چه سازوکاری برای جلوگیری از تعارض منافع و نفوذ خانوادگی وجود دارد.

موضوع، صرفاً سرنوشت یک دستیار نیست. موضوع، الگویی است که در آن یک امتیاز اولیه می‌تواند به امتیازهای بعدی راه باز کند؛ تا جایی که مسیری آغازشده از دامپزشکی زابل، از پزشکی عمومی و حضور در اصفهان عبور کرده و امروز به انتقال یک دستیار جراحی به اصفهان برسد.

اگر تمام مراحل قانونی، شفاف و قابل دفاع بوده است، انتشار مستندات و پاسخ‌گویی مسئولان باید ساده‌ترین راه پایان‌دادن به این ابهام باشد. اگر پاسخی ارائه نشود، این پایگاه خبری حق خود می‌داند پس از بررسی حقوقی و راستی‌آزمایی، اسناد قابل انتشار و نام افراد مرتبط را در چارچوب قوانین رسانه‌ای منتشر کند.

عدالت این نیست که برای هر امتیازی تبصره‌ای پیدا کنیم. عدالت زمانی محقق می‌شود که نتیجه تصمیم نیز در برابر حقوق دیگران، نیاز دانشگاه و مصلحت عمومی قابل دفاع باشد.

قانونی که هنگام اعطای امتیاز با دقت خوانده می‌شود، اما هنگام مطالبه شفافیت و بررسی اعتراض‌ها به سکوت می‌رسد، دیگر فقط بخشی از راه‌حل نیست؛ ممکن است خود به بخشی از مسئله تبدیل شده باشد.

نوشته های مشابه

‫3 دیدگاه ها

  1. این اتفاقات بسیار در دانشگاه های علوم پزشکی رخ می دهد. برای مثال فردی با نفوذ پدر در سال ۱۴۰۱ پس از قبولی در رشته چشم پزشکی زاهدان تنها دو هفته بعد از شروع دوره تخصص به رشته رادیولوژی شیراز منتقل شد.

  2. درود بر شما
    دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اکثر دانشجویان پزشکی با سهمیه هیئت علمی پدرو مادرشان دارند تحصیل میکنند، اینکه مطلب تازه ای نیست
    فقط یه موردش اینکه، پسر خانم دکتر مژگان م متخصص نفرولوژی و دکتر سعید ط متخصص عفونی، فرزند پسرشان دکتر ط رشته ادبیات فارسی دانشگاه زابل و دیپلم انسانی با سهمیه مادرش داره پزشکی دانشگاه اصفهان میخونه

  3. متاسفانه هیچ سازمانی چنین موارد بی عدالتی رو پیگیری نمی‌کند چه بسا از کنکور های سراسری تا جذب هیئت علمی این امتیازات به افراد خاصی در وزارت بهداشت تعلق پیدا کرده است و کاملا روتین و عادی شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا