در «چادرملو» چه خبر است؟ آیا «کچاد» خود را سپر کاسبیهای پسران «علی ربیعی» کرده است؟

عبدالرضا داوری
جوابیه منسوب به روابط عمومی چادرملو درباره معاملات این شرکت با «تهران تینو»، به جای آنکه ابهامها را برطرف کند، پرسشهای جدیتری را پیش روی افکار عمومی قرار داده است؛ پرسشهایی که پاسخ آنها با چند عبارت کلی مانند «کذب است» یا «حق پیگیری قانونی محفوظ است» داده نمیشود.
در ابتدای این جوابیه، ادعاهای مطرحشده «کذب» اعلام شده، اما چند سطر بعد، اصل معامله با تهران تینو صراحتاً تأیید میشود: «معاملات مورد اشاره نیز از طریق بورس کالا انجام شده است.»
پس سؤال اول روشن است:
اگر اصل معامله تأیید شده، دقیقاً کدام بخش از ادعا کذب است؟
آیا رقم حدود سه هزار میلیارد تومان کذب است؟
آیا خرید شمش فولادی کذب است؟
آیا شرایط پرداخت کذب است؟
آیا تاخیر یکساله در پرداخت اقساط کذب است؟
آیا وجود بدهی یا تأخیر در پرداخت کذب است؟
چرا جوابیه، به جای یک پاسخ روشن و دقیق، همه این موارد را در یک جمله کلی، «کذب» اعلام کرده است؟
اما مهمترین ابهام، به ادعای انجام معامله در بورس کالا بازمیگردد.
مگر سازوکار تسویه معاملات بورس کالا تابع مقررات مشخص نیست؟ اگر معامله تهران تینو یک معامله عادی و نقدی بوده، وضعیت تسویه آن چه بوده است؟ و اگر معامله اعتباری بوده، این اعتبار دقیقاً تحت چه سازوکاری ایجاد شده است؟
چادرملو خود میگوید معامله «شفاف، ثبتشده و قابل رهگیری» است. بسیار خوب؛ پس پاسخ چند سؤال ساده باید کاملاً روشن باشد:
معامله نقدی بوده یا اعتباری؟
اگر اعتباری بوده، بر اساس کدام مقررات و مصوبه، تهران تینو امکان خرید اعتباری محصولات چادرملو را پیدا کرده است؟
چه میزان اعتبار به خریدار داده شده؟
سررسید آن چه زمانی بوده؟
ضمانت بازپرداخت چه بوده است؟
چه مقدار از بدهی پرداخت شده و چه مقدار باقی مانده است؟
و از همه مهمتر، اگر چادرملو هیچ مشکلی در پرداخت وجود نداشته، چرا در جوابیه خود از «جرائم ناشی از تأخیر در پرداختهای مرتبط» سخن گفته است؟
مسئله دیگر، شکل انتشار این جوابیه است. یک شرکت بورسی مانند چادرملو درباره موضوعی با ابعاد چند هزار میلیارد تومان، متنی را به عنوان پاسخ رسمی منتشر میکند؛ اما این متن در قالب یک کانال تلگرامی غیر قانونی منتشر شده است. پرسش این است که این متن دقیقاً با چه جایگاه و مستند رسمی، اطلاعیه شرکت محسوب میشود و چرا چنین پاسخ مهمی در مجاری رسمی و قابل استناد شرکت و بازار سرمایه منتشر نشده است؟
اما اصل ماجرا بسیار ساده است.
خود چادرملو میگوید معاملهاش با شرکت پسران علی ربیعی شفاف و قابل رهگیری است؛ پس لطفا اسناد آن را منتشر کنید:
تاریخ معامله، حجم شمش، قیمت، ارزش معامله، نوع قرارداد، نحوه تسویه، سررسید، ضمانتها، مبالغ وصولشده، مانده مطالبات و جرائم احتمالی تأخیر.
اگر معامله سالم و متعارف بوده، انتشار این اطلاعات نهتنها تهدید نیست، بلکه بهترین دفاع از اعتبار چادرملو و مدیران آن است.
اما اگر قرار باشد به جای سند، صرفاً از «کذب بودن» و «پیگیری قانونی» سخن گفته شود، این سؤال همچنان باقی خواهد ماند:
آیا مدیریت چادرملو، به جای پاسخگویی درباره معامله با شرکت خانوادگی علی ربیعی، خود را به سپر دفاعی آن خانواده تبدیل کرده است؟ و اگر در پس این معامله، منافع اقتصادی خانواده علی ربیعی مطرح است، موضوع باید با اسناد روشن شود؛ نه با کلیگویی های رایج.
در مورد «پسران علی ربیعی» نیز مسئله باید دقیقاً از همین مسیر دنبال شود: مالکیت، ذینفع واقعی، قرارداد، معامله و گردش مالی باید مستند و قابل بررسی باشد. اگر هیچ رانت و فساد و امتیازی وجود ندارد، فقط اسناد میتوانند این موضوع را برای همیشه پایان دهند.

بنابراین سؤال امروز از مدیریت «کچاد» این نیست که چرا از «حق پیگیری قانونی» سخن میگوید؛ سؤال این است:
چرا وقتی خودتان میگویید معامله در بورس کالا شفاف، ثبتشده و قابل رهگیری است، به جای انتشار سند، افکار عمومی را با یک تکذیب کلی و چند عبارت حقوقی مواجه میکنید؟
اگر معامله پاک است، سندش را روی میز بگذارید.
اگر اعتباری نبوده، بگویید چگونه تسویه شده است.
اگر اعتباری بوده، بگویید چه کسی و بر اساس کدام مقررات مجوز این اعتبار را داده است.
و اگر مدعی هستید که بدهی وجود ندارد، اسناد تسویه حساب را منتشر کنید.
در غیر این صورت، این پرسش که «آیا «کچاد» خود را سپر کاسبیهای پسران علی ربیعی کرده است؟» همچنان روی میز خواهد ماند؛ پرسشی که پاسخ آن را نه یک کانال تلگرامی غیر قانونی، بلکه اسناد معامله باید بدهند.




