اندیشهفرهنگیکتاب و ادبیات

رؤیای بهشت زمینی در اساطیر ایران (۲)؛ ور جمکرد

ور جمکرد؛ پناهگاه اساطیری ایرانیان در برابر زمستان مرگبار

ور جمکرد یکی از روایت‌های شگفت‌انگیز اساطیر ایران باستان است؛ پناهگاهی که جمشید به فرمان اهورامزدا می‌سازد تا انسان‌ها و دیگر آفریده‌های زنده را از سرمایی ویرانگر نجات دهد. این داستان در متون کهن زرتشتی آمده است و از نگاهی حکایت دارد که در آن، حفظ زندگی و تداوم آفرینش در برابر نابودی اهمیت اساسی دارد.

جمشید، از پادشاهان نامدار اساطیر ایرانی، در اوستا با نام «ییمه» شناخته می‌شود. در بخش دوم وندیداد، اهورامزدا به او هشدار می‌دهد که زمستانی سخت و مرگبار در راه است؛ سرمایی که به زندگی موجودات آسیب می‌رساند و جهان را با خطری بزرگ روبه‌رو می‌کند. اهورامزدا از جم می‌خواهد پناهگاهی بسازد و بهترین نمونه‌های انسان‌ها، جانوران و گیاهان را در آن جای دهد تا از گزند این فاجعه در امان بمانند. این پناهگاه که «ور جمکرد» نام دارد، محوطه‌ای محصور برای نگهداری از آفریده‌های زنده است. جم با راهنمایی اهورامزدا آن را بنا می‌کند و شرایطی فراهم می‌آورد تا ساکنانش بتوانند در برابر سرمای مرگبار دوام بیاورند. در این روایت، روشنایی و امکان زندگی درون پناهگاه به شرایط بیرونی وابسته نیست و آنچه در جهان خارج در معرض نابودی قرار گرفته، در فضای درونی محفوظ می‌ماند.

اهمیت ور جمکرد تنها به نجات گروهی از موجودات زنده محدود نمی‌شود. این مکان در اساطیر ایرانی نمادی از حفظ زندگی و امکان ادامۀ آفرینش پس از یک فاجعۀ فراگیر است. در برخی روایت‌های متأخر نیز ور جمکرد با بازگشت بازماندگان به جهان و ازسرگیری زندگی پیوند پیدا می‌کند. از این منظر، داستان جم را می‌توان روایتی دربارۀ گسست در نظم جهان و تلاش برای حفظ امکان بازسازی آن دانست.

ور جمکرد در عین حال با داستان‌های مشابه در اساطیر دیگر ملت‌ها قابل مقایسه است؛ روایت‌هایی که در آنها شخصیتی برگزیده مأمور می‌شود گروهی از انسان‌ها یا دیگر موجودات را از فاجعه‌ای بزرگ نجات دهد. با این حال، در روایت ایرانی، پناهگاه جم بخشی از نظمی الهی است و ساخت آن به معنای فراهم کردن امکان تداوم آفرینش در برابر نیروهای ویرانگر به شمار می‌رود.

ور جمکرد در شاهنامه فردوسی

جمشید در شاهنامه فردوسی یکی از پادشاهان برجستۀ پیشدادی است و بخش مهمی از روایت او به آبادانی جهان، گسترش پیشه‌ها و هنرها و سامان دادن به زندگی مردمان اختصاص دارد. فردوسی از دوران شکوه فرمانروایی جمشید سخن می‌گوید؛ دورانی که در آن، زندگی اجتماعی رونق می‌گیرد و شاه از جایگاهی بلند در میان پادشاهان برخوردار است. با این حال، داستان ساخت ور جمکرد برای نجات آفریده‌ها از زمستان مرگبار، به صورتی که در وندیداد آمده است، در شاهنامه روایت نمی‌شود. ازاین‌رو، نباید داستان ور جمکرد را مستقیماً به فردوسی نسبت داد. آنچه در شاهنامه بازتاب یافته، بخشی دیگر از میراث اساطیری جمشید و تصویری از او به‌عنوان پادشاهی آبادگر است؛ تصویری که در ادامه با غرور شاهانه و سقوط او دگرگون می‌شود. ور جمکرد را باید در چارچوب اساطیر و متون دینی ایران باستان بررسی کرد. این روایت در کنار داستان‌های مربوط به جمشید، بخشی از میراثی را شکل می‌دهد که در آن، زندگی انسان و دیگر آفریده‌ها ارزشی بنیادین دارد و حتی در برابر فاجعه‌ای بزرگ نیز امکان حفظ و ازسرگیری آن از میان نمی‌رود.

سعید مزروعیان

دبیر بخش فرهنگ؛ دکترای ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا