
اصطلاح «ستون پنجم» که امروزه در ادبیات سیاسی و امنیتی بسیاری از کشورها کاربرد دارد، ریشه در جنگهای داخلی اسپانیا (۱۹۳۶-۱۹۳۹) دارد و ماجرای آن شنیدنی است.
برخلاف تصور رایج که این اصطلاح را مترادف با جاسوسی میدانند، میان این دو تفاوت اساسی وجود دارد؛ جاسوس به ضرر بیگانه و به نفع کشور خود کار میکند، اما «ستون پنجم» به افرادی گفته میشود که دانسته یا ندانسته به ضرر جامعهٔ خودی و به سود دشمن عمل میکنند.
ریشهٔ این عبارت به زمانی بازمیگردد که «ژنرال مولایکی»، از فرماندهان سپاه ژنرال فرانکو، در مسیر تصرف مادرید به کمونیستهای مستقر در پایتخت اسپانیا پیغام داد: «من با چهار ستون (شمال، جنوب، شرق، غرب) به سوی شما پیش میآیم، اما ستون پنجمی هم دارم که در دل شهر و حتی میان خود شما نفوذ کرده است؛ کسانی که با عقیدهٔ شما مخالفاند و هرچند ممکن است با ما همراه نباشند، اما اعمالشان به سود ما تمام میشود.»
این تهدید به واقعیت پیوست و فرانکو با بهرهگیری از همین ستون پنجم، موفق به فتح مادرید و سرنگونی حکومت جمهوریخواهان و کمونیستها شد. از آن تاریخ، عبارت «ستون پنجم» به عنوان یکی از کلیدواژههای تأثیرگذار در علوم سیاسی و امنیتی وارد فرهنگ عمومی شد و به هر فرد یا گروهی اطلاق گردید که اقداماتش هرچند غیرمستقیم، به زیان منافع ملی و به سود بیگانگان تمام شود.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که پیروزیهای برقآسای آلمان نازی در آغاز جنگ جهانی دوم نیز بدون حضور چنین عواملی در کشورهای مورد تهاجم، قابل توضیح نیست؛ چراکه قواعد نظامی به تنهایی نمیتواند توجیهگر فروپاشی شتابآمیز کشورهای همسایه باشد.
منبع: ریشههای تاریخی امثال و حکم، نوشتۀ مهدی پرتو آملی




