یک بام و دو هوای رسانهای علیه آرژانتین

بررسی کامل و فراتحلیلیِ پوشش خبری جام جهانی ۲۰۲۶ نشان میدهد آنچه در فینال جنجالی میان اسپانیا و آرژانتین به اوج رسید، خروجی یک کمپین رسانهایِ ممتد و چندلایه علیه آلبیسلسته در تمام طول تورنمنت بوده است. تمرکز بیحدوحصر محافل خبری بینالمللی بر رفتارهای فیزیکی درون زمین—از اخراج انزو فرناندز در دقایق پایانی نیمۀ دوم بازی فینال که به ۱۰ نفره شدن آرژانتین انجامید تا جنجالهای لئاندرو پاردس پس از سوت پایان—در شرایطی صورت میگیرد که فضاسازیهای سنگین و اتهامات مهندسیشده در تمام طول جام، به کلی زیر سایهی سکوت و مصونیت رسانهای قرار گرفته است.
از نخستین بازیهای مرحله گروهی، خط خبری مشخصی با تکرار ادعاهایی نظیر «جانبداری ساختاری فیفا» و «طراحی مسیر سفارشی» سعی در نامشروع جلوه دادن صعود آرژانتین داشت؛ خط خبری و حاشیهسازی با لایکهای تأییدآمیز کریستیانو رونالدو در پای این اخبار باعث دیدهشدن بیشتر آنها شد. نکتۀ عجیب موضعگیری علنی رونالدو در کنفرانس خبری علیه مردم آرژانتین بود که در کنار پمپاژ اخبار منفی پیرامون تیم ملی این کشور از سوی چهرههای رسانهای نزدیک به او در طول تورنمنت به این حواشی دامن زد. کوچکترین اعتراض یا برخورد فیزیکی بازیکنان این تیم زیر ذرهبین رفت و به عنوان «وحشیگری» تیتر شد، در حالی که برخوردهای مشابه از سوی دیگر تیمها تحت عنوان «تعصب و تعهد ورزشی» پوشانده میشد. همزمان، مصاحبههای تند و تحقیرآمیز کادر فنی و بازیکنان حریف قبل و بعد از بازیها، به ابزاری علنی برای برهم زدن تعادل روحی آرژانتینیها تبدیل شد؛ جنگهای کلامی هدفمندی که پشت عناوینی موجه مانند «استراتژی رسانهای» پنهان شدند و هیچ تاوان انضباطی برای گویندگان خود به همراه نداشتند.
تکلیف برخوردهای درون زمین روشن است؛ داور، کارت زرد و قرمز و VAR حضور دارند و آرژانتین تاوان سخت ۱۰ نفره شدن در وقتهای اضافه و در نهایت دریافت گل شکست در دقیقه ۱۰۶ را داد. اما ریاکاری اصلی در اتاقهای خبر اتفاق افتاد؛ جایی که فرآیند مسلسلوار تحریکهای کلامی کاملاً سانسور شد تا رسانهها با برجستهسازی صِرفِ برخوردهای فیزیکی، روایتی یکطرفه از «بازی پاک در برابر رفتار خشن» بسازند. تقبیح درگیریهای درون زمین کاملاً بجاست، اما وقتی داوری رسانهها تنها در محدودهی خطکشیهای زمین متوقف میشود و چشم بر ترور کلامی و جنگهای بیهزینهی خارج از آن میبندد، ما نه با «اخلاق ورزشی»، بلکه با یک ریاکاری ساختاری مواجهیم؛ رویکردی که «بازی جوانمردانه» را به یک شعار ویترینی تقلیل داده است.




