اندیشهفرهنگیکتاب و ادبیات

یادی از استاد اصغر دادبه؛ پاسدار خرد ایرانی و آموزگار پیوند فلسفه و ادبیات

در بحبوحۀ جنگ رمضان جامعۀ فلسفه و ادبیات ایران چندتن از بزرگان خود را از دست داد. یکی از این بزرگان مرحوم استاد اصغر دادبه بود.

اصغر دادبه، استاد فقید ادبیات و فلسفه، از چهره‌های برجسته و اثرگذار حوزۀ علوم انسانی در ایران بود که عمر خود را صرف پژوهش، آموزش و ترویج میراث فکری و ادبی ایران‌زمین کرد. او از جمله استادانی بود که با تسلط کم‌نظیر بر متون کلاسیک و فلسفی، نقش مهمی در بازخوانی و بازتفسیر سنت فکری ایرانی ـ اسلامی ایفا کرد و نسل‌های متعددی از دانشجویان و پژوهشگران را با ظرایف اندیشه و ادب فارسی آشنا ساخت.

دادبه در طول دهه‌ها فعالیت علمی خستگی‌ناپذیر، همواره کوشید میان فلسفه و ادبیات پلی استوار برقرار کند؛ پلی که از رهگذر آن بتوان مفاهیم عمیق حکمی و عرفانی را در آیینۀ شعر و نثر فارسی بازشناخت. توجه ویژه او به متفکرانی چون ابن‌سینا، سهروردی، ملاصدرا و نیز تحلیل اندیشه‌های حکیمانی که در متن ادب فارسی تجلی یافته‌اند، جایگاهی ممتاز برای او در میان استادان فلسفه اسلامی و ادب فارسی رقم زد.

از ویژگی‌های بارز این استاد فقید، دقت در استناد به متون اصیل، پرهیز از شتاب‌زدگی در داوری‌های علمی و تأکید بر گفت‌وگوی میان‌رشته‌ای بود. او بر این باور بود که فهم عمیق متون ادبی بدون درک زمینه‌های فلسفی و کلامی آن‌ها ممکن نیست و بالعکس، فلسفه نیز در بستر زبان و فرهنگ ادبی تداوم می‌یابد. این نگاه جامع‌نگرانه، آثار و درس‌گفتارهای او را به منبعی قابل اتکا برای دانش‌پژوهان بدل کرده است. دادبه علاوه بر تدریس در دانشگاه‌های معتبر کشور، با حضور در نشست‌های علمی، همایش‌ها و مجامع پژوهشی، سهمی مؤثر در ارتقای سطح مباحث نظری در حوزۀ علوم انسانی داشت. بسیاری از شاگردان او، امروز خود از استادان و پژوهشگران شناخته‌شده‌اند و میراث علمی او را ادامه می‌دهند؛ میراثی که بر خردورزی، وفاداری به متن و پاسداشت سنت استوار است. نگاه نقادانه و در عین حال منصفانۀ او به سنت فکری ایران، الگویی برای پژوهش‌های معاصر به شمار می‌آید. دادبه نه در پی تکرار صرف میراث گذشتگان بود و نه در پی گسست از آن؛ بلکه بر بازخوانی خلاق و روزآمدِ متون کلاسیک تأکید داشت. از این رو، آثار و سخنانش همچنان برای جامعه علمی الهام‌بخش است.

درگذشت اصغر دادبه، فقدان یکی از صداهای وزین و متعهد حوزۀ فلسفه و ادبیات را برای جامعۀ دانشگاهی رقم زد؛ اما نام و یاد او در حافظه فرهنگی ایران باقی خواهد ماند. آنچه از او برجای مانده، نه‌تنها مجموعه‌ای از تألیفات و مقالات، بلکه شیوه‌ای از اندیشیدن و زیستن با متن است؛ شیوه‌ای که بر گفت‌وگو، تأمل و ژرف‌اندیشی استوار بود.

برخی از مهم‌ترین آثار او که در قالب کتاب به چاپ رسیده‌اند عبارتند از:

  • کلیات فلسفه (تهران: دانشگاه پیام نور، ۱۳۷۰)
  • فخر رازی (تهران: طرح نو، ۱۳۷۴)
  • فلسفه در ادبیات (در جلد پیوست دانشنامه ادب فارسی)
  • فلسفه ادبیات (دانشنامه ادب فارسی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی)
  • رساله منطق شعر
  • مجموعه مقالات سعدی‌شناسی
  • مجموعه مقالات حافظ‌شناسی
  • رساله مکتب حافظ، مکتب رندی
  • فرهنگ اصطلاحات کلامی (رساله دکتری)
  • حافظ (زندگی و اندیشه) (تهران: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۱)

تصحیح و تحقیق:

  • تصحیح کلیات نجیب کاشانی (با همکاری مهدی صدری، تهران: میراث مکتوب، ۱۳۸۲)
  • تصحیح تاریخ کشیک‌خانه همایون (با همکاری مهدی صدری، تهران: میراث مکتوب، ۱۳۹۴)
  • تصحیح و تحقیق دیوان ظهیرالدین فاریابی (به اهتمام، تهران: قطره، ۱۳۸۱)
  • تصحیح حواصل و بوتیمار (از امیرحسن یزدگردی، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۸۵)

سعید مزروعیان

دبیر بخش فرهنگ؛ دکترای ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا