در طول تاریخ معاصر ایران، هیچ دورهای به اندازهی هشت سال دفاع مقدس، نماد همبستگی ملی، فداکاری و ایستادگی مردم در برابر تجاوز خارجی نبوده است. ما مردمی بودیم که با وجود حمایت گستردهی قدرتهای بزرگ از رژیم بعثی عراق، با تکیه بر ایمان، اراده و منابع محدود داخلی، نه تنها ذرهای از خاک میهن را واگذار نکردیم، بلکه با سربلندی از میدان خارج شدیم. شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در آن سالها، بیانگر عمق دشمنی آشکار جبههی استکبار با انقلاب اسلامی بود و مردم با تمام وجود پشت این شعارها ایستادند.
اما همین تاریخ، روایت دیگری هم دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. در همان جنگ هشتساله، هرچند فقط با ارتش عراق در جبهههای جنوب و غرب میجنگیدیم، اما آژیر خطر و پناهگاههای عمومی، بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمرهی شهروندان در اقصی نقاط کشور شده بود. از تهران تا شهرهای دورافتاده، مردم با صدای آژیرها به پناهگاهها پناه میبردند تا از حملات هوایی در امان بمانند. این زیرساختهای دفاعی مدنی، هرچند ابتدایی، نمادی از این واقعیت بود که حاکمیت در آن مقطع، تهدید را جدی گرفته و حداقل برای حفاظت اولیه از جان مردم تلاش میکرد.
با پایان جنگ، انتظار میرفت که با تداوم دشمنیهای علنی، تحریمهای ظالمانه و قطعنامههای پیدرپی، این آمادگی دفاعی نه تنها حفظ شود، بلکه تقویت و بهروز شود. متأسفانه اما روند دیگری رقم خورد. در دهههای پس از جنگ، بسیاری از پناهگاههای عمومی به تدریج تغییر کاربری دادند؛ برخی به بوستان و فضای سبز تبدیل شدند، برخی متروکه ماندند و آژیرهای هشدار به مرور جمعآوری یا غیرفعال شدند. در حالی که شعارهای ضداستکباری همچنان در مراسم رسمی تکرار میشد و تحریمها و تهدیدها کماکان وجود داشتند، زیرساختهای حفاظت از غیرنظامیان به شکل نگرانکنندهای مغفول ماند.
این در حالی است که کشورهای مقابل طی همین سالها، سرمایهگذاریهای هنگفتی روی دفاع مدنی انجام دادند. رژیم صهیونیستی با شبکهای گسترده از پناهگاههای پیشرفته، مجهز به سیستمهای تهویه، ارتباطات و امکانات روز، تقریباً برای هر شهروند خود فضایی امن ایجاد کرده است. بسیاری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز با بهرهگیری از ثروت نفتی، پناهگاههای مدرن و مقاوم در برابر حملات موشکی و هوایی احداث کردهاند. آنها تهدید را واقعی فرض کردند و برای آن برنامهریزی بلندمدت کردند.
پیامدهای تلخ
متأسفانه این غفلت در حوادث اخیر به شکل دردناکی آشکار شد. در درگیریهای ۱۲ روزهی ۱۴۰۴ و سپس ۴۰ روزهی ۱۴۰۵، وقتی موج حملات هوایی و موشکی دشمن به سمت مراکز مهم و مناطق مسکونی هدایت شد، کمبود شدید پناهگاههای ایمن و سیستمهای هشدار کارآمد، خسارات سنگینی به بار آورد. نه تنها تعدادی از فرماندهان برجستهی نظامی و امنیتی را از دست دادیم، بلکه هزاران شهروند عادی نیز شهید شدند. مردمی که در جنگ تحمیلی با تمام وجود از میهن دفاع کرده بودند، این بار در خانههای خود، بدون حفاظ کافی، در معرض خطر قرار گرفتند.
این رخدادها، بیش از هر چیز، نشاندهندهی یک ناهماهنگی ساختاری است. از یک سو، سیاست خارجی و امنیتی بر پایهی تقابل و مقاومت تعریف میشود و از سوی دیگر، در حوزهی دفاع غیرنظامی و حفاظت از جان مردم، اقدامات کافی و بهروز انجام نمیگیرد. نتیجه این ناهماهنگی، آن است که هزینهی اصلی را مردم عادی پرداخت میکنند.
بازنگری جدی
انتقاد از این وضعیت، نه از سر دشمنی، بلکه از سر دلسوزی و تعهد به آیندهی ایران است. حاکمیت و دولتهای پس از جنگ، در قبال جان مردم مسئولیت سنگین دارند. دفاع مقدس به ما آموخت که مردم ایران در برابر تهدید خارجی، مقاوم و فداکارند؛ اما همین مردم حق دارند انتظار داشته باشند که حاکمیت نیز با سرمایهگذاری جدی بر روی:
- بازسازی و مدرنسازی شبکهی پناهگاههای عمومی،
- احیای سیستمهای هشدار زودرس پیشرفته،
- آموزش همگانی دفاع مدنی،
- و ادغام جدی ملاحظات حفاظت غیرنظامی در برنامهریزی شهری،
جان و امنیت آنها را جدی بگیرد.
تاریخ به ما نشان داده که پیروزی نظامی به تنهایی کافی نیست؛ آنچه در بلندمدت تعیینکننده است، آمادگی جامع جامعه برای مواجهه با تهدیدها است. اگر درس عبرت جنگ تحمیلی و حوادث اخیر را جدی بگیریم، باید از شعار به عمل، و از غفلت به مسئولیتپذیری حرکت کنیم. جان مردم ایران، گرانترین سرمایهی این کشور است و شایستهی بیشترین توجه و حفاظت.
این نوشتار، دعوتی است به تأمل و اقدام. نه برای فراموش کردن دستاوردها، بلکه برای جبران کاستیها و تقویت نقاط ضعف تا در آینده، هیچ شهروندی به خاطر کمبود زیرساختهای دفاعی، جان خود را از دست ندهد.
پاورقی:
دفاع مدنی اقدامات سازمانیافته برای حفاظت از جان غیرنظامیان در برابر تهدیدات جنگی و بلایای طبیعی

