
چند سالی است که گزارشگران فوتبال در صداوسیما و نیز پلتفرمهای پخش آنلاین مسابقات ورزشی، در برگردان اصطلاحات تخصصی فوتبال با نوعی ترجمهٔ لفظبهلفظ (literal translation یا calque) عمل میکنند؛ رویکردی که حاصل آن رواج ترکیبهایی مانند «فوق واکنش» است.
اگر این ترکیب را از نظر ساختواژی بررسی کنیم، «فوق» در فارسی معنای «بالاتر از»، «برتر» یا «مافوق» را میرساند. بنابراین «فوق واکنش» از نظر معنایی چیزی شبیه «بالاتر از واکنش» یا «فراتر از واکنش» خواهد بود؛ ترکیبی که در فارسی طبیعی و خوشساخت نیست.
منشأ این خطا آن است که گزارشگران واژهٔ انگلیسی super را بدون توجه به کارکرد واقعی آن در بافت ورزشی، مستقیماً به «فوق» برمیگردانند. در حالی که در اصطلاحاتی مانند super save، super goal و super pass، واژهٔ super نقش یک تقویتکنندهٔ معنایی (intensifier) را دارد و صرفاً بر برجستگی یا کیفیت ممتاز آن کنش تأکید میکند، نه اینکه معنای «مافوق» یا «بالاتر از» را القا کند.
اگر قرار باشد این شیوهٔ ترجمه را تا انتها ادامه دهیم، باید به همان اندازه از ترکیبهایی مانند «فوق پاس» و «فوق گل» نیز استفاده کنیم؛ اما حتی خود گزارشگران هم چنین عباراتی را به کار نمیبرند، زیرا بهخوبی احساس میکنند که این ترکیبها در فارسی نامأنوس و نازیبا هستند.
در فرهنگهای معتبر انگلیسی، super معانی گوناگونی مانند «عالی»، «فوقالعاده»، «برتر»، «بسیار خوب»، «اَبَر» و «بزرگ» دارد. بنابراین انتخاب معادل آن باید بر پایهٔ کارکرد واژه در بافت (context-dependent translation) انجام شود، نه صرفاً با مراجعه به فهرست معانی فرهنگ لغت.
هرچند پیشوند «اَبَر» در فارسی تا اندازهٔ زیادی میتواند این نقش را ایفا کند، اما اگر به سنت ادبی زبان فارسی توجه کنیم، پیشوند «شاه» در بسیاری از موارد رساتر، خوشآهنگتر و فارسیتر است. برای نمونه، حافظ از ترکیب «شاهنشینِ چشم» برای اشاره به بهترین و والاترین جایگاه استفاده میکند. در همین قیاس، میتوان برای اصطلاحات فوتبالی نیز از ظرفیت طبیعی زبان فارسی بهره گرفت و به جای «فوق واکنش» گفت:
– شاهمهار
– شاهپاس
– شاهگل
این معادلها علاوه بر آنکه با نظام واژهسازی فارسی سازگارترند، همان بار معنایی «حرکتی ممتاز و استثنایی» را نیز منتقل میکنند؛ بیآنکه به ترجمهای لفظبهلفظ و نامأنوس متوسل شوند.
نکتهٔ جالب آنکه «اَبَر» واژهای وارداتی یا ساختهٔ فرهنگستان نیست، بلکه ریشهای کهن در زبانهای ایرانی دارد. این واژه از صورتهای باستانی ایرانی، از جمله اوستایی upairi و پارسی باستان upari، به معنای «بر، بر فراز، بالای» به فارسی میانه و سپس فارسی نو رسیده است. از همین ریشه، واژههایی مانند «ابرقدرت»، «ابرسازه»، «ابررایانه» و دهها ترکیب علمی و فنی در فارسی امروز ساخته شدهاند. بنابراین اگر قرار باشد برای super معادلی فارسی برگزینیم، «اَبَر» از نظر ریشهشناسی و سنت واژهسازی فارسی، گزینهای کاملاً پذیرفته و طبیعی است.
با این همه، در زبان گزارش فوتبال، صرفِ درستیِ ریشهشناختی همیشه به معنای بهترین انتخاب نیست. زبان ورزشی بیش از هر چیز به خوشآهنگی، ایجاز و تأثیرگذاری نیاز دارد؛ از همین رو، ترکیبهایی مانند «شاهگل»، «شاهپاس» و «شاهمهار» در گوش فارسیزبان طبیعیتر و رساتر از معادلهایی مانند «ابرگل» یا «ابرمهار» به نظر میرسند.




