مسابقات جهانیورزشی

در باب نقادی و مجیزگویی تیم ملی فوتبال در جام جهانی 2026

اشتراک آثار هنری و ورزش در این است که هر دو بدون وجود مرجعی برای کارشناسی و نقادی اهمیتی کسب نمی‌کنند. همان‌طور که اگر ارزش بنای تاریخی یا یک نقاشی مشهور را ندانیم ممکن است به‌راحتی از کنار آن عبور کنیم، در ورزش نیز اگر اهمیتی برای یک رویداد قائل نباشیم به‌راحتی شبکه را می‌توان عوض کرد و راهی دیگر در پیش گرفت.

در روزهای اخیر بحث‌های گوناگونی پیرامون سکوت یا سخن گفتن از تیم ملی فوتبال مورد مناقشه قرارگرفته است. گروهی با ادبیاتی زننده منتقدان را به‌جاهای خالی حواله می دهند و در مقابل منتقدان نیز ضمن برشماردن ادله خود معتقدند قرار نیست همه مجیزگو و بله‌قربان‌گو باشند و اشتباهات را بر زبان نیاورند.

البته سخن‌های گفتنی درباره پیرترین تیم فوتبال ایران در جام جهانی بسیار است و ده‌ها برنامه نیز شبانه‌روزی در حال پوشش مسابقات جام جهانی 48 تیمی هستند. اهمیت این رویداد به‌اندازه‌ای هست که تک‌تک پلتفرم‌های خصوصی و نیمه‌خصوصی تا شبکه‌های تلویزیونی تمام آنتن خود را در این روزها معطوف به جام جهانی کنند. اما اکنون این پرسش یک‌بار دیگر مطرح‌شده که آیا منتقدان و کارشناسان اجازه دارند که در زمان برگزاری رویداد هم نظرات خود را بیان کنند؟ آیا این اقدام خلاف منافع ملی است ؟

طبیعتاً هر رسانه خصوصی و دولتی‌ای علی‌رغم جانب‌داری‌های خود موظف است آزادی بیان را جزو وظایف خود تلقی کند. البته در این زمان برخی صرفاً بازی‌ها را به‌مثابه طنز و نمایش فروکاسته و میهمانان خاصی دارند که بیشتر جنبه عوامانه دارند و خرده‌ای بر آنان وارد نیست. اما شاید نقدهای برنامه‌هایی که میهمانان و کارشناسان ویژه‌ای دارند و در آن به‌صورت فنی حتی با جانب‌داری‌هایی نقدهایشان را مطرح می‌کنند، بتواند حداقل در دو بازی پیش روی تیم ملی نکاتشان راهگشا واقع گردد.

این موضوع چندی دیگر در مورد بازی‌های آسیایی ناگویا و کمی دورتر در بازی‌های المپیک 2028 نیز صدق می‌کند. اگر به ناکامی یک ورزشکار یا تیم و رشته پرداخته شود آیا به معنای زیر سؤال بردن عملکرد کل کاروان تلقی می‌گردد؟

در بازی‌های گذشته و رویدادهای کم اقبال تر ازنظر مردم هم بعضاً نقدهایی نوشته‌شده که مسئولان آن تیم ها یا کاروان‌ها معتقد بودند که شما کام مردم را تلخ می‌کنید. دقیقه از کدام کام سخن رانده می‌شود؟ بر کسی پوشیده نیست که شرایط در کشور ما به‌گونه‌ای شده که اقبال به رویدادهای ورزشی کمتر شده است. تنها جام جهانی فوتبال، المپیک و اندکی بازی‌های آسیایی از اهمیت برخوردارند. کافی است در خیابان‌ها از مردم بپرسید چند درصد در خصوص بازی‌های زمستانی با آن نتایج فاجعه‌بار آگاه هستند؟ یا نسبت به رویدادهای دیگر علاقه‌مندی‌ای مشاهده می‌شود و آن را دنبال می‌کنند.

حتی جام جهانی فعلی نیز به خاطر اختلاف ساعت‌ها آن‌چنان بیننده ندارد بلکه فضای مجازی است که اخبار را در اکسپلورها می‌چرخاند. البته که هر حوزه‌ای طرفدار و علاقه‌مند خود را دارد و هستند جوانانی که بازی‌های  4:30 صبح را هم از دست نمی‌دهند.

نکته اینجاست که نقادی رسانه‌ها لزوماً امری منفی نیست و در تمام دنیا امری رایج است و کسی نمی‌تواند خط و مشی خاصی را برای همه تجویز کند. لارسون در باب کار نقادی و کارشناسی معتقد بود که مسئولیت شما در قبال سوژه نقادی، تا حد امکان منصف بودن نسبت به آن است ورزش مانند یک فیلم سینمایی تشنه نقد است. اگر رسانه‌ای بتواند رسالتش را حفظ بکند و مدیرانی شایسته در آن وجود داشته باشند که ببینند و بشنوند قطعاً نه‌تنها برخلاف منفعت ملی و سنگ‌اندازی نیست بلکه می‌تواند راهگشا باشد و تعالی آن را رقم بزند.

حسین محمدی

حسین محمدی

نویسنده و روزنامه نگار مدیر روابط عمومی فدراسیون، سردبیر نشریه منهای فوتبال دانش آموخته کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا