
سالهاست که اساتید و دکترهای خودخواندۀ دانشگاه ندیده که به تنها مرجع علمی جماعت دلواپس تبدیل شدهاند با ولعی تمام، حوادث جاری کشور را به وقایع صدر اسلام پیوند میزنند و از دل این پیوندها نتایجی همسو با دغدغهها و تمایلات حزبی خود میگیرند. رویهای که طی چند سال اخیر نیز به درون مجالس روضه و عزاداری راه یافته و به بدعتی خطرناک تبدیل شده است. گویی هیچ اتفاقی در صدر اسلام نیفتاده است که بتوان آن را علیه چنین دیدگاههای مخربی نقل کرد. در گزارش زیر به یکی از این ماجراها میپردازیم.
ماجرای عزل قیس بن سعد از حکومت مصر، روایتی است از جنگی که با قلم، حیله، شایعهپراکنی و البته پایمردی دلواپسان شکستی سخت را بر سپاه امام علی (ع) تحمیل کرد؛ جنگی که معاویه در آن با نامهای جعلی، والی کارآمد حضرت علی (ع) را هدف گرفت و یاران نزدیک امام را به شک انداخت. قیس بن سعد انصاری از بزرگان صحابه و رئیس قبیله خزرج بود که به زیرکی و کاردانی شهرت داشت و در جنگهای صفین و نهروان در کنار امام علی (ع) جنگیده بود و از یاران باوفای ایشان به شمار میآمد. امام علی (ع) پس از کشته شدن عثمان، قیس را به ولایت مصر منصوب کرد. قیس با سیاست مدارا و مماشات با هواداران عثمان، توانست آرامش را در این سرزمین کلیدی برقرار کند، اما این آرامش برای معاویه که در شام در تکاپوی به دست گرفتن حکومت بود، بسیار گران تمام میشد. معاویه که از حضور قیس در مصر بیم داشت، دست به دسیسهای پیچیده زد. او ابتدا نامههایی به قیس نوشت و او را به خونخواهی عثمان و پیوستن به خود فراخواند، اما قیس با پاسخهایی صریح و قاطع، پیشنهادهای فریبنده معاویه را رد کرد. معاویه که از این پاسخها ناامید شده بود، دست به حیلهای دیگر زد؛ او نامهای جعل کرد و آن را به قیس نسبت داد که در آن قیس اعلام کرده بود برای خونخواهی عثمان با معاویه همکاری خواهد کرد. این نامه در شام پخش شد و شایع گردید که قیس به معاویه تمایل پیدا کرده است. خبر این شایعات به حضرت علی (ع) رسید و جاسوسان امام در شام نیز این خبر را تأیید کردند. در این میان، عبدالله بن جعفر که از نزدیکان امام و برادر مادری محمد بن ابیبکر بود، با ابراز نگرانی از همدست شدن قیس با مخالفان، به امام پیشنهاد کرد که قیس را عزل و محمد بن ابیبکر را به جای او منصوب کند. برخی منابع حتی از فشار و اصرار اصحاب بر امام علی (ع) برای عزل قیس سخن گفتهاند و این اقدام را شبیه به واقعه حکمیت دانستهاند که نظر خود امام نبوده است. نقل شده که نامهای از قیس به دست امام رسید که در آن شرح حال مردمی را میداد که از یاری او دست کشیده بودند و قیس توصیه به مدارا با آنها کرده بود، این موضوع نیز بر نگرانیها دامن زد. امام علی (ع) سرانجام زیر بار این فشارها رفت و با وجود آنکه قیس را فردی صالح برای این جایگاه میدانست، او را عزل و محمد بن ابیبکر را به جای او گماشت. این اقدام گرچه باعث دلخوری قیس شد، اما او همچنان در رکاب امام در جنگهایی مانند صفین شرکت کرد. با این حال، تعیین محمد بن ابیبکر که تجربه و کیاست قیس را نداشت، سرانجام به شکست انجامید و او در برابر سپاه معاویه تاب نیاورد و مصر از دست حکومت علوی خارج شد. ماجرای عزل قیس بن سعد، نشاندهنده تأثیر عمیق شایعهپراکنی سیاسی و فشارهای داخلی بر حضرت علی (ع) است. این روایت، بخشی از پیچیدگیهای سیاسی صدر اسلام را به تصویر میکشد که در آن حتی یک والی کارآمد و محبوب مانند قیس، قربانی جوّ بدگمانی و توطئه دشمن میشود و تصمیمی بر خلاف میل باطنی امام گرفته میشود که عواقب سنگینی به دنبال دارد.




